حافظ خوانی خصوصی
前往频道在 Telegram
در زندگی داستانهایی هستند که غافلگيرمان ميكنند، دست مان را میگیرند و به جایی دیگر میبرند یا مثل آینهای جادویی دنیای درون مان را نشان میدهند. @alirezairanmehr نشانی ادمین
显示更多3 459
订阅者
-124 小时
+27 天
+2930 天
数据加载中...
吸引订阅者
七月 '26
七月 '26
+21
在0个频道中
六月 '26
+54
在0个频道中
Get PRO
五月 '26
+29
在2个频道中
Get PRO
四月 '26
+7
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+5
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+33
在2个频道中
Get PRO
一月 '26
+15
在1个频道中
Get PRO
十二月 '25
+118
在2个频道中
Get PRO
十一月 '25
+74
在3个频道中
Get PRO
十月 '25
+105
在4个频道中
Get PRO
九月 '25
+56
在1个频道中
Get PRO
八月 '25
+32
在5个频道中
Get PRO
七月 '25
+33
在2个频道中
Get PRO
六月 '25
+24
在1个频道中
Get PRO
五月 '25
+112
在4个频道中
Get PRO
四月 '25
+27
在1个频道中
Get PRO
三月 '25
+22
在2个频道中
Get PRO
二月 '25
+36
在1个频道中
Get PRO
一月 '25
+35
在2个频道中
Get PRO
十二月 '24
+9
在0个频道中
Get PRO
十一月 '24
+22
在1个频道中
Get PRO
十月 '24
+12
在1个频道中
Get PRO
九月 '24
+10
在0个频道中
Get PRO
八月 '24
+8
在2个频道中
Get PRO
七月 '24
+8
在1个频道中
Get PRO
六月 '24
+7
在1个频道中
Get PRO
五月 '24
+7
在1个频道中
Get PRO
四月 '24
+15
在1个频道中
Get PRO
三月 '24
+14
在0个频道中
Get PRO
二月 '240
在3个频道中
Get PRO
一月 '240
在0个频道中
Get PRO
十二月 '230
在0个频道中
Get PRO
十一月 '230
在0个频道中
Get PRO
十月 '23
+17
在0个频道中
Get PRO
九月 '23
+23
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+38
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+54
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+8
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+17
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+20
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+7
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+16
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+23
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+19
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+16
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+18
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+26
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+26
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+24
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+22
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+19
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+16
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+11
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+11
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+23
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+18
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+19
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+6
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+16
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+47
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+40
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+13
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+12
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+22
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+26
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+18
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+24
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+9 889
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 11 七月 | +1 | |||
| 10 七月 | +2 | |||
| 09 七月 | +4 | |||
| 08 七月 | +1 | |||
| 07 七月 | +2 | |||
| 06 七月 | +1 | |||
| 05 七月 | +1 | |||
| 04 七月 | +3 | |||
| 03 七月 | +1 | |||
| 02 七月 | +3 | |||
| 01 七月 | +2 |
频道帖子
همه چیز در زندگی حرفهای نویسنده به این بستگی دارد که آن واقعیت عجیبی را کِی بفهمد! واقعیت در همان سالهای نخستین نویسندگی خود را نشان دهد یا بعد از عمری تجربهی نوشتن و دور ریختن، راز پنهانش را بیابد:
«تو داستانهای را نمینویسی بلکه داستانها درونت نوشته میشوند.»
تو فقط واسطهای هستی که داستانها از درونت عبور میکنند تا جذبهی شورانگیزشان آشکار شود. این زوایای ناپیدای قلب تو ست که معجزه میکند. مثل منشوری کریستالی که نور را به طیف رنگهای سحرانگیزش تجزیه کرده و بازمیتاباند. در واقع کمکم میآموزی که چگونه جان خود را چون تکهای کریستال در دست بگیری و با چرخاندنش رنگهای نور را جابهجا کنی. میآموزی چگونه بهترین لحظه و زاویهی تابش نور را شکار کنی و به تدریج نقطههای طلایی قرار گرفتن کریستال خود را در برابر نور به دست خواهی آورد.
... و سرانجام درمییابی عمری دویدن به دنبال ایدهها و قصههایی که در خیال داشتی بیهوده بوده است، زیرا فقط کافی ست زاویههای تابش نور را بیابی و ریاضیات شکل دادن به خیال را بدانی.
این خوششانسی بزرگی ست که هنر به کارگیری منشور جان خود را بیش از خاموش شدن نور یا از دست رفت زاویهی مناسب تابش آن بیآموزی. آن وقت درمییابی جزئیترین ارتعاشاتی که در جان خود احساس کردهای چقدر گرانبها بودهاند. میبینی افکار پراکندهات چگونه انسجام مییابند یا اندیشهای مبهم در ذهنت چگونه طیفی از رنگهای شفاف را از درون تو منعکس میکند.
این لحظهی کشف قدرت ساختارها ست، کشف شگفتی شکلهای یک منشور که با کوچکترین چرخش آن همهی رنگها دگرگون میشوند.
در مجموعه دورههای «لذتِ ساختار» به جستجوی یافتن بهترین زاویهی تابش ایدهها میرویم و هنر به کارگیری ریاضیات متن را برای خلق شفافترین قصهها و روایتها تجربه میکنیم.
کارگاه «لذت ساختار»
علیرضا ایرانمهر
■
برای آگاهی از شرایط و ثبتنام به نشانی زیر پیام دهید:
@alirezairanmehr
■
برای دریافت فایلهای آموزشی و پادکستها و اطلاع از دورهها به کانال زیر بپیوندید:
@hafezkk
| 2 | راوی مرموز این قصه کیست؟
نوولای «در این جنگل بخواب» با جملههایی آغاز میشود که طنینی دلهرهآور دارند: فضای تاریک جنگل در نیمهشب، نور تند ماه که در حال فروخزیدن پشت کوههاست و صدای پچپچههایی که درست نمیدانیم چه میگویند. ولی غافلگیر کنندهتر آن است که متن با همان اولین جملهها خواننده را به میانهی ماجرا فرا میخواند:
«این داستان همین لحظه با اولین جملهای که تو میخوانی آغاز میشود. ولی ماجرای آن از سالها پیش شروع شده است و با بستن این کتاب نیز تمام نخواهد شد. حتی اگر همین لحظه از خواندن دست بکشی کلماتی که هنوز نخواندهای چون سایه همراه تو میآیند یا زمانی که انتظار نداری در رویاهایت ظاهر خواهند شد. اطرافت را نگاه کن. همهجا نیمه تاریک است. حالا میتوانی جنگل را ببینی، همچون ظاهر شدن مکانی ناشناس در خواب است. بعد صدای رودخانهای را میشنوی که آن سوی درختان جاریست.»
این مقدمات در همان آغاز داستان ما را آمادهی ورود به تریلری معمایی میکنند، ماجرایی پر از هراس و هیجان و هوس برای آدمهایی که از سویی بسیار شبیه ما هستند و از سوی دیگر تجربههایی را پشت سر میگذراند که شاید فقط در خیال دیده باشیم. این تریلر نفسگیر البته تا پایان داستان ادامه دارد ولی خیلی زود درمییابیم که این نیز فقط لایهی دیگری از همان راز بزرگ به شمار میرود.
یادداشتی دربارهی نوولای «در این جنگل بخواب»
متن کامل این یادداشت را در این لینک بخوانید
■
برای دریافت فایلهای آموزشی و پادکستها و اطلاع از دورهها به کانال زیر بپیوندید:
@hafezkk | 247 |
| 3 | نوشتن گاهی شبیه جراحی چشم است، وقتی مدتها جهان را از پشت پردهای تار دیدهای و دقیق شدن در جزئیات هیچ چیزی برات ممکن نبوده است.
نوشتن داستان گاه به همان اندازه نیز ترسناک است مثل وقتی تصور میکنی قرار است تیغی را درون چشمانت به حرکت در آورند یا وقتی تصور میکنی پنهانترین رویا و اندیشههایت در سیمای یک ساختار ریاضیوار آشکار خواهند شد!
ولی نتیجهی هر دو به سادگی شبیه معجزهای ست. وقتی پانسمان چشمانت را باز میکنند، بعد از مدتهای جهان را با وضوحی حیرتانگیز تماشا میکنی و وقتی موفق میشوی چیزی را همانطور که خودت مدتها در خیال داشتهای بنویسی، انگار خود واقعیتری از خودت را بیرون از خود تماشا میکنی. وقتی همه چیز در داستانی که نوشتهای سر جای خودش قرار میگیرد و زیبای تأثیرگذارش را دیگران نیز احساس میکنند. انگار بنبستی را در مهارتهای ذهنیت جراحی کردهاند و جهانی تار، پر از رنگ و نور و جنبش و تصورهای واضح شده است.
کارگاه «لذت ساختار»
علیرضا ایرانمهر
■
برای آگاهی از شرایط و ثبتنام به نشانی زیر پیام دهید:
@alirezairanmehr
■
برای دریافت فایلهای آموزشی و پادکستها و اطلاع از دورهها به کانال زیر بپیوندید:
@hafezkk | 303 |
| 4 | بخش بزرگی از هنر نویسندگی در این است که هر چیزی را کجا، چطور و کی بنویسیم. این همان جادوی بازآفرینی جهان با کلمات است. همان قدرتی است که چیزهای به ظاهر معمولی و پیش پا افتاده را تبدیل به اثری شگفتانگیز میکند.
اولین جلسه از دورهی نویسندگی "لذتساختار" روز یکشنبه ساعت هفت برگزار خواهد شد دوستانی که مایل به همراهی در این دوره هستند اعلام حضور بفرمایند.
■
برای آگاهی از شرایط و ثبتنام به نشانی زیر پیام دهید:
@alirezairanmehr
■
برای دریافت فایلهای آموزشی و پادکستها و اطلاع از دورهها به کانال زیر بپیوندید:
@hafezkk | 428 |
| 5 | شاید چیزی که بیشتر عمر از آن فرار میکنی همین باشد، این که ببینی همهی چیزهایی که به حساب اتفاق و بدبیاری میگذشتی فقط مجازاتی بوده است که خود بیآن که بدانی برای خودت تدارک دیده بودی.
به زودی...
@hafezkk | 442 |
| 6 | ممنون میشم این برنامه رو هم به دوستان اطلاع بدین. | 1 |
| 7 | لذتِ ساختار
در این کارگاه مجازی و آنلاین میآموزیم چه طور میشود هر عنصر ضروری را در متن داستان سر جای خودش گذاشت؟
متن چون موجودی زنده است که اندامهایش با هم کار میکنند، در کارگاه «لذتِ ساختار» میآموزیم چگونه از عناصری پراکنده پیکری زنده بسازیم.
[ ل/ذ\ت ِ س\ا/خ\ت/ا\ر]
چه طور فکر و تجربهی خود را به صورتی روایتی با کیفیت بنویسم؟
آموزش و تمرین شگردهایی برای شکلدادن به داستان.
شناخت و ساخت نسبتهای طلایی در متن
■
برای آگاهی از شرایط و ثبتنام به نشانی زیر پیام دهید:
@alirezairanmehr
■
برای دریافت فایلهای آموزشی و پادکستها و اطلاع از دورهها به کانال زیر بپیوندید:
@hafezkk | 1 389 |
| 8 | این چند ثانیه قلبم را در هم فشرده و نیرویی گمشده را به جانم برگرداند.
این پیام تصویری پدر نازنین یکی از دوستان عزیزم است که به خواست خودشان برایم فرستادند. ایشان در حال مبارزه با بیماری آلزایمر شروع به خواندن رمان حافظ خوانی خصوصی کردهاند. رمانی که البته خود دربارهی حافظهی انسانی ست. همین چند کلمه از هر جایزهی ملی و جهانی برایم ارزشمندتر است.
@hafezkk | 597 |
| 9 | سرنوشت خطی مستقیم نیست! بر روی جایی چون پیشانی یا کف دست نیز نوشته نشده است. سرنوشت دایرهای فرضی ست که آرام به دوران میچرخد و تکرار میشود! چنان آرام که شاید حتی هیچ وقت متوجه نشویم در حال چرخیدن به دور یک نقطه هستیم. ولی وقتی در مسیر زندگی میبینی برای چندمین بار از کنار نقطهای آشنا گذشتهای، میفهمی در حال چرخیدن به دور خودت هستی.
تصور عمومی ما از گذر زمان و مسیر زندگی همچون خطی ست که از گذشته به سوی آینده کشیده شده است و ما بر روی آن پیش میرویم. مراحل زندگی را یک به یک طی میکنیم تا به فرجام آن برسیم. فقط لحظات نادری در زندگی هستند که متوجه شویم خطی که بر روی آن حرکت میکنیم مستقیم نیست، بلکه دایرهای شکل است؛ گاه با دیدن چند نشانهی آشنا و یا زندگیهایی که به شکلی ترسناک شبیه هم هستند یا آدمهایی که یک مسیر اشتباه و ویرانگر را بارها و بارها تکرار میکنند... این واقعیت پنهان آشکار میشود: «ما دور یک دایره میچرخیم و دردها و ناکامیهای خود را تکرار میکنیم!»
با کشف این دایرههای مکرر اگر به اندازهی کافی هوشیار باشیم خواهیم فهمید که نقاط قوتمان در زندگی همان چیزهایی ست که پیشتر هم داشتهایم و معمولاً نیز فقط از یک یا چند نقطه ضعف آشنا شکست میخوریم. آنگاه میفهمیم هیچ چیزی در زندگی ما تازه نیست و به دور یک یا چند مرکزی ناپیدا در حال چرخیدن هستیم. این چرخش فرضی چیزی است که میتوان آن را به طور استعاری دایره سرنوشت نامید.
شکلهای سرنوشت الگویی بسیار قدیمی دارند. برای همین خیانت، دروغ یا عشقی که در هزاران سال پیش اتفاق افتاده برای ما همچون چیزی آشنا ست. این الگویی قابل تشخیص است و درست به همین دلیل مسیر زندگی بسیاری از آدمها قابل پیشبینی میشود. چون بر اساس همان نقشهای عمل میکنند که از هزاران سال پیش وجود داشته است و فرجامی محتوم دارد.
کارل گوستاو یونگ این نقشهها و دایرههای فرضی را «کهن الگو» مینامد. سیاه چالههایی در ناخودآگاه جمعی ما که هر یک به نوعی سیارهوار در مدارش آنقدر میچرخیم تا سرانجام روزی درونش سقوط کنیم. این مسیری کاملاً طبیعی ست. انگیزه و درد مشترک نوع انسان و دیگر گونههای هوشمند حیات است.
ولی یونگ اعتبار و ارزش زندگی انسانی را به شناخت همین مسیرها و دایرههای فرضی و بیرون جهیدن از آن میداند. اصلا تمدن بشری همین گونه پدید میآید، یعنی تلاشی خردورزانه برای ساختن مسیری تازه، مثل موجودی که میآموزد چگونه دانههای سخت را با سنگ بشکد و به جای جویدن گوشتخام آن را روی آتش نرم کند، یا میآموزد با تجسمی از زندگی در ذهن برای خود معنا و مسیر و انگیزهای بادوام بسازد.
در نظر یونگ این آگاهی عمیق از خویشتن ارزشمندترین ویژگیِ انسانی ست که داریم و حتی گاه کمک میکند که خود را از دایره سرنوشت بیرون بکشیم. چیزی که در دیگر گونههای زنده به ندرت دیده میشود.
ولی برای این دگرگونی سرنوشت نخست باید آن سیاه چالههایی را بشناسیم که در ضمیر ناهوشیار، ما را در مسیری تکراری میچرخانند. برای همین تحلیل و تفسیر خوابها از نگاه یونگ امری ضروری و حتی نوعی آموزش عمومی ست. زیرا آن نقطههای نامرئی که تمام عمر به دور شان میچرخیم بیش از هر جایی در خوابها ست که آشکار و مرئی میشوند.
رویاها خارج از کنترل ما هستند برای همین بسیار بکر و طبیعی و دست نخوردهاند و با تحلیلشان به نیروهایی که مسیر سرنوشتمان ساختهاند دست مییابیم. رویاهایی که تکرار میشوند یا در بیدار به یاد میآوریم نشانههایی ارزشمند برای درک خویشتن است، درکی که همراه با نوعی رهایی ست. این از لحظات نادر زندگی است که میتوان از دایرهی سرنوشتی تکراری بیرون آمد و به مداری بزرگتر گام گذاشت.
از رو ست که یونگ تحلیل برخی از خوابها را چون کشف و گشودن گنج میداند. انکشافی که میتواند آدمی را اگر خود بخواهد از دردی مکرر رها سازد و تا جایی که در محدودهی توانایی انسان قرار دارد او را بر دایرههای تکراری سرنوشت خود مسلط سازد. این اتفاقی بسیار ساده و در عین حال معجزهآسا ست، چیزی که شاید همان معنای بودن و زندگی باشد.
کارگاه تحلیل و تفسیر رویا
■
ارتباط نشانی زیر است:
@alirezairanmehr
■
برای دریافت فایلهای آموزشی و پادکستها و اطلاع از دورهها به کانال زیر بپیوندید:
@hafezkk | 1 916 |
| 10 | میترسیدم به تمامی خوشحال باشم. انگار با رها کردن خود در جذبهی این شادمانی به جهانی پرتاب خواهم شد که چیزی از آن نمیشناسم. شاید هم میترسیدم کتابی که در دست داشتم ناگهان محو شود یا حرفهای شیرین «سالار عبدُه» واقعیت خود را از دست بدهد. فکر کردم آیا این «من» که سالار میگوید خود من هستم، همین «علیرضا ایرانمهر».
سالار گفت:«ببین علیرضا این آقای آرتور سزِ که داستانت رو برای کتاب انتخاب کرده مقام فعلی "ملک الشعرا"ی امریکا رو دارد. تازه این که داستانت رو درست اول کتاب گذاشته خیلی مهمه. توی برگزیدهها معمولا بهترین داستان رو اول کتاب میذارن.»
بعد روی کاغذ عنوان این آقای «آرتور سز» را برایم نوشت و توی صفحه ایمیلش پیام یکی دیگر از ادیتورها را نشانم داد. کمی طول کشید تا توانستم معنای کلمات را در ذهنم به فارسی ترجمه کنم. نوشته بود:«این داستان مرا به یاد آثار سینگر انداخت.»
سالار گفت منظورش همان «ایزاک بشویس سینگر» برنده نوبل ۱۹۷۸ است و من دوباره دلم فرو ریخت. سینگر را از سالهای دور دوست داشتم. برایم نوعی قله بود و بارها به هنرجویانم گفته بودم:«هر چیزی که از زیبایی یک داستان کوتاه دنبالش میگردین توی آثار سینگر جمع شده!»
دوباره سطح جلد کتاب را با کف دستم لمس کردم. از نوعی مقوای مخملین است که شبیهاش را ندیدهام. چند ماه پیش که سالار فیلم کتاب را از نیویورک برایم فرستاد به نظرم قرمز میآمد. ولی حالا در نور کافهای که کنار هم نشسته بودیم بنفش مینمود و تکهای از من توی آن کتاب بود: بهترین ترجمههای ادبی ۲۰۲۶ آمریکا.
سالها پیش در سالن کنفرانس سینما ایران، دبیر و برگزار کننده همایشی بین المللی بودم با عنوان «چرا ادبیات مدرن فارسی جهانی نشد؟» دهها سخنرانی انجام شد که ته همهشان به بنبستی دردناک میرسد: نویسنده معاصر فارسی زبان در جهان مدرن بسیار تنها ست و صدایش به جایی نمیرسد. کنار «سالار عبدُه» در آن صبح شگفتانگیز پشت میز کافهای در خیابان سیتیر تهران بعد از سی سال نویسندگی حرفهای احساس کردم به عنوان یک قصهنویس فارسی زبان در جهان امروز تنها نیستم. همسرم آن طرف میز نشسته بود و هیجان زده گفت:«دو نفری پرچم ادبیات ایران رو توی آمریکا بالا بردین!»
سالار عبدُه چهرهای سرد و جدی و نگاه تیزی دارد. باید سالها با او دوستی کرده باشی تا بتوانی آتش مهر را که در دلش روشن است ببینی. او نویسندهای ست که قدرت هراسانگیز کلمات را به شکلی عمیق میشناسد. خود به انگلیسی مینویسد و در آمریکا نویسندگی درس میدهد و عاشق ایران است. داستان «کرم شبتاب» را خودش از میان داستانهایم انتخاب و ویرایش و ترجمه کرد، داستانی که امروز در این کتاب بنفش دوست داشتنی به جهان عرضه میشود.
@hafezkk | 639 |
| 11 | در کافه سی تیر | 649 |
| 12 | هوس بازآفرینی خود و چهارشنبههای طلایی
گفتاری دربارهی جادوی نوشتن و لذت داستانهای فراموش نشدنی.
شاید یکی از بزرگترین لذات نوشتن دیدن خویشتن در بیرون از خود باشد، نوعی بازآفرینی خویشتن در قصههایی که بازتابی از زندگی نگفتهی ما ست.
خلق فضاها و آدمهایی که شاید شبیه ما نباشند اما بخش پنهان ماندهای از خود ما هستند.
در این گفتار کوتاه دربارهی هوسهای نوشتن گفتهام با نمونههایی از چند شاهکار و کارگاهی که در آن هنر لذتبخش نوشتن را با هم تمرین میکنیم.
■
برای آشنایی بیشتر و ثبتنام به نشانی زیر پیام دهید:
@alirezairanmehr
■
برای دریافت فایلهای آموزشی و پادکستها و اطلاع از دورهها به کانال زیر بپیوندید:
@hafezkk | 1 921 |
| 13 | انسان، روایت و داستان
چگونه این موجود دو پا با روایت کردن ماهیت انسانی مییابد؟
جستاری دربارهی رابطهی شگفتانگیز زمان و روایت.
چرا ما جهان را با روایتی که از آن میکنیم میشناسیم؟
_چگونه با نوشتن میتوان جهان را دوباره خلق کرد؟
■
برای اطلاع از دورهها و دریافت فایلها و پادکستها به کانال زیر وارد شوید:@hafezkk | 718 |
| 14 | دوستان و همراههانم، اولین جلسهی کارگاه تحلیل و تفسیر رویا فردا برگزار میشود. دوستانی که مایل به شرکت در این دوره هستند فقط تا ظهر پنج شنبه فرصت ثبتنام دارند.
با مهر
علیرضا ایرانمهر
راه ارتباط نشانی زیر است:
@alirezairanmehr | 774 |
| 15 | حافظ خوانی به شیوهی خصوصی
«شگفتی های لسانالغیب برای انسان مدرن»
حافظ چرا و چگونه با دنیای درون ما ارتباط بر قرار میکند؟
آیا شیوهی خوانش اسطورهای شعر حافظ میتوان به انسانی که تجربهی زندگی مدرن را پشت سر گذاشته است کمکی کند؟
شرکت در دورهی مقدماتی این کارگاه برای عموم آزاد و رایگان است.برای اطلاع از دورهها و دریافت فایلها و پادکستها به کانال زیر وارد شوید:
@hafezkk | 756 |
| 16 | در هر جملهای که بر زبان میآوریم تاریخی عظیم نهفته است. واژههای ما حامل کل تاریخ است و هنوز در تکتک انسانها ادامه حیات میدهد. با هر واژه یک تار یا پود تاریخی را در همنوعانمان به ارتعاش در میآوریم. از این رو هر کلامی که بر زبان میآوریم تار و پود هم زبانان ما را به لرزه در میآورد.
بعضی از اصوات ترس و وحشت، بینالمللی هستند. جانوران اصوات ترس گونههای متفاوت با خود را در مییابند، زیرا تار و پودشان یکی ست.
کارل گوستاویونگ
کارگاه تحلیل و تفسیر رویا
■
ارتباط نشانی زیر است:
@alirezairanmehr
■
برای دریافت فایلهای آموزشی و پادکستها و اطلاع از دورهها به کانال زیر بپیوندید:
@hafezkk | 597 |
| 17 | زنان بعد از چهل سالگی رفته رفته به مردانگی خود پی میبرند، و مردان به زنانگی خود واقف میشوند.
کارگاه تحلیل و تفسیر رویا
@hafezkk | 603 |
| 18 | https://www.ibna.ir/news/550673/%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%84 | 616 |
| 19 | گفتگوی مفصل دربارهی خیال، تاریخ، واقعیت و رمان.
@hafezkk | 526 |
| 20 | ما معمولاً برای این با دیگران حرف نمیزنیم که بگویند چرا این کار را کردی یا باید آن کار دیگر را میکردی! ما بیشتر حرف میزنیم تا درک شویم. حرف میزنیم تا کسی شاید چیزهایی را که نمیتوانیم بگوییم بفهمد. از میان حرفهای بریده بریده و بیربط و جملههایی که هیچ کدام نتوانستهاند منظور واقعیمان را بیان کنند ما را بفهمد.
ولی آنچه در گفتگو با بیشتر آدمها دریافت میکنیم مقایسه یا دلیل است، نوعی محاکمهی پنهان. در بدترین حالت نیز ترحمی که خودخواهی شنونده پشت آن پنهان شده است. این شاید بزرگترین دلایل تنهایی و آدمها باشد، دلیل سکوت یا پرحرفیهای آزرندهای که بخش دردناکی از ما را پشت خود پنهان میکند.
در رویاها نیز گفتگویی پنهان جریان دارد. حرفهایی که ناخودآگاه ما به زبان رویا میگوید تا خودآگاه ما در بیداری بتواند آن را درک کند. نیازی نیست وقتی از خواب بیدار شدیم به جان زندگی خود بیفتیم و آن را زیر و رو کنیم. گاه دلیل واقعی دیدن رویا فقط درک عمیقتر خویشتن است. خویشتنی که در درونت دردمند است و دست و پا میزند که فهمیده شود.
اینکه در میان آدمهای اطرافمان تنها و درک نشده باشیم دردناک است. ولی درد بزرگتر زمانیست که درون خویشتن تنها میمانیم، درک نشده و بیگانه و دشمنخو با خویش باقی بمانیم. انگار بخشی از ما همیشه با تحقیر به بخشی دیگر نگاه میکند یا حتی میل انتقام گرفتن از خود ما را دارد.
فرایند تحلیل و تفسیر رویا تلاشی برای رسیدن به نوعی درک است. همچون گفتگویی پر از جملههای بریده بریده و نامفهوم که شنوندهات معنای عمیق و واقعی آن را میفهمد. درست و بیمحاکمه میفهمد. رسیدن به نوعی همدلی ساده با خویشتن. گاه نیز با همان فهمیدن خیلی از دردهای مکتوم درمان میشوند، راههایی بسته گشوده و آرامش گمشده باز میگردد.
اهمیت تحلیل و تفسیر خواب در همین است. زیرا رویاها نه دروغ میگویند و نه بیدلیل ظاهر میشوند. رویا فقط پارهای دیگر از خود ما ست که به زبان خودش حرفهایی برای درک شدن و فهمیدن در بیداری دارد.
با شرمساری، بعد از شروع کارگاهِ تحلیل و تفسیر رویا، امکان پذیریش همراهان تازه را در دوره نداریم. راه ارتباط نشانی زیر است:
@alirezairanmehr
■
برای دریافت فایلهای آموزشی و پادکستها و اطلاع از دورهها به کانال زیر بپیوندید:
@hafezkk | 698 |
