مولوی و عرفان
前往频道在 Telegram
مثنوی،فیه مافیه،دیوان شمس، سخنرانی اساتید، معرفی عرفان ها ادمین @MolaviAdmin کانال @MolaviPoet . لینک ابتدا کانال t.me/molavipoet/1 . اینستاگرام Molavipoet . خیریه کانال @hayatmolavi
显示更多📈 Telegram 频道 مولوی و عرفان 的分析概览
频道 مولوی و عرفان (@molavipoet) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 29 047 名订阅者,在 宗教与灵性 类别中位列第 2 464,并在 伊朗 地区排名第 11 989 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 29 047 名订阅者。
根据 30 七月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -92,过去 24 小时变化为 -4,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 5.91%。内容发布后 24 小时内通常能获得 3.06% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 1 718 次浏览,首日通常累积 889 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 11。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“مثنوی،فیه مافیه،دیوان شمس، سخنرانی اساتید، معرفی عرفان ها
ادمین
@MolaviAdmin
کانال
@MolaviPoet
.
لینک ابتدا کانال
t.me/molavipoet/1
.
اینستاگرام
Molavipoet
.
خیریه کانال
@hayatmolavi”
凭借高频更新(最新数据采集于 31 七月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 宗教与灵性 类别中的关键影响点。
29 047
订阅者
-424 小时
-257 天
-9230 天
帖子存档
29 047
🌹🌹
@MolaviPoet
لینک جلسه قبل👈 اینجا
آیه ۱۵ و بخشی از آیه ۱۶ سوره طه
إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ أَكَادُ أُخْفِيهَا لِتُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا تَسْعَى ﴿۱۵﴾
آن ساعت قیامت و تحول عظیم و رستاخیز بزرگ بی گمان در زمان خود خواهد رسید و من زمان این واقعه عظیم را پنهان داشته ام تا نفوس آدمیان هر یک به حاصل تلاش و کوشش خود جزا یابند(۱۵)
فَلَا يَصُدَّنَّكَ عَنْهَا مَنْ لَا يُؤْمِنُ بِهَا...(۱۶)
پس ای رسول رد و انکار مردمان تو را از توجه به آن ساعت عاقل نگرداند.(۱۶)
[] اینها بخشی از سخنانی است که حضرت موسی از درخت شنید. خدا پس از آنکه به موسی فرمود: ای موسی تو در وادی مقدسی گام نهاده ای از این رو زیبنده است که کفشهای خود را به حرمت از پای بیرون کنی. باز فرمود: ای موسی من تو را برگزیدم پس بدانچه بر تو وحی میشود گوش فرادار همانا من (که با تو از پرده این درخت سخن میگویم) خدای عالمیانم، نامم الله است، همان کس که همه در ذات او واله و حیرانند و بدان که غیر از من هیچ خدایی و صاحب قدرتی و صاحب اثری در آفرینش نیست، پس تنها مرا عبادت کن و در خدمت من باش و نماز و نیایش را نیز به پای دار تا پیوسته به یاد من باشی و بدین خدمت ادامه دهی و نیز بدان که فرمان قیامت (زمان و لحظه مرگ یا زمان و نوع حادثه ای بزرگ در جهان) حتما فرا خواهد رسید و آن واقعه بزرگ ورود آدمیان به ابعاد تازه ای از هستی است اما من زمان این واقعه را پنهان میدارم.(اگرچه در آیینه عالم بر اهل بصیرت آشکار است) تا مردمان بی خبر از آن واقعه به کارهای خود مشغول شوند و هر یک سیرت خود را در رفتار آشکار کنند تا خود را بهتر ببینند و بشناسند (و اگر نپسندند، بکوشند تا خود را دلپسند و محبوب کنند) و اگر خواهند، کاری در جهت رفع نقصان و کسب کمال به جای آرند و هر یک به پاداش و جزای اعمال خویش از نیک و بد پرسند.
[] چه خوشتر که بسیاری رازها همچنان نهان ماند و سعی آدمی بر اینکه پرده پیش روی را بدرد و از آینده باخبر شود زندگی او را مضطرب و آشفته می کند چه بهتر که مردمان ندانند کی و در کدام سرزمین و کدام سال و ماه با مرگ ملاقات خواهند کرد. این ندانستن است که هزار برکت به زندگی میبخشد، فکر و خیال می آفریند و دانستن، لطف و ذوق چیزها را از میان میبرد. حجاب و پنهان بودن است که قوه تخیل را به کار میاندازد و عشق و ذوق و رمانس و عواطف لطيف و شعر و موسیقی و نقاشی و هنرهای دیگر خلق میکند. وقتی نور کم می شود خیال قوت می گیرد، وقتی آگاهی صریح و روشن نیست هزار اندیشه در ذهن خلق می شود. هزار راه و چاره در پیش می آید، هزار چراغ در دل بر می افروزد. اگر آدمیان کم و بیش در حجاب لباس نبودند و همه عریان در پیش هم ظاهر میشدند دکان عشق و عاشقی و ادب و ادبیات از رونق می افتاد و هزاران لطیفه دیگر لطمه می دید. و اگر در نور مهتاب همه چیز خیال انگیز و اسرار آمیز به نظر میرسد به همین خاطر است. که آن نور ملایم صراحت را به ابهام بدل میکند و آن ابهام است که بر جاذیه می افزاید چنانکه اهل ادب گفته اند:" کنایه بلیغ تر و رساتر از صراحت است، و تأثیر بیشتری بر دل میگذارد.
منکران آن ساعت دو دسته اند: یکی اندیشمندانی که سیر مطالعاتشان ایشان را به قبول جاودانگی روح و وجود عالمی دیگر که در آن پاداش و جزایی باشد هدایت نکرده است و اینان غالباً اگر اقرار به وجود آن عالم ندارند انکار قطعی نیز نمی کنند. زیرا می دانند که انکار علمی گسترده و عظیم می طلبد، پس این مسئله را به تعبیر ابن سینا در بقعه امکان می نهند و غربیان ایشان را agnostic می خوانند. این گروه ای با مردمی پاکدل و نیکوکار و با اخلاص باشند که یتیم را از در خانه نمی رانند و اگر بتوانند مسکینان را طعام میدهند اما بسیاری از مردمان انکارشان نشانه هواپرستی و جاه طلبی و حرص و آز آنهاست، میکوشند تا وجدان خویش را خاموش کنند و از تشویش عاقبت کارها برهانند.
📗 ۳۶۵ روز در صحبت قرآن
صفحه ۴۵۶ تا ۴۵۹
✍ دکتر حسین الهیقمشهای
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان
29 047
🌹🌹
@MolaviPoet
تفسیر المیزان یکی از مهمترین و معتبرترین تفاسیر شیعه در روزگار معاصر است که توسط علامه سید محمدحسین طباطبایی (۱۲۸۱–۱۳۶۰ خورشیدی) به زبان عربی نگاشته شده است. این اثر در ۲۰ جلد تدوین شده و بعدها به فارسی نیز ترجمه شده است.
ویژگی برجستهٔ المیزان، روش «تفسیر قرآن به قرآن» است؛ یعنی نویسنده برای تبیین هر آیه، پیش از هر چیز از آیات دیگر قرآن کمک میگیرد و سپس از روایات معتبر، عقل و مباحث فلسفی و تاریخی بهره میبرد.
از مهمترین مباحثی که در المیزان مطرح میشود:
_تفسیر دقیق آیات قرآن بر پایهٔ خود قرآن.
_توحید، صفات الهی و شناخت خدا.
_نبوت، امامت و ولایت.
معاد، قیامت و زندگی پس از مرگ.
_اخلاق، تزکیهٔ نفس و سیر معنوی انسان.
_فلسفهٔ احکام و آموزههای اجتماعی اسلام.
_پاسخ به شبهات اعتقادی، فلسفی و تفسیری.
_بررسی روایات تفسیری و نقد دیدگاههای مفسران دیگر.
>مباحث مربوط به اختیار، قضا و قدر، فطرت و حقیقت انسان.
_تحلیلهای تاریخی دربارهٔ پیامبران و امتهای پیشین.
المیزان علاوه بر اینکه یک تفسیر قرآن است، اثری عمیق در حوزههای فلسفه، کلام، عرفان و اخلاق اسلامی نیز به شمار میرود و به همین دلیل از منابع مهم پژوهشی در حوزههای علوم اسلامی محسوب میشود.
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان
29 047
لینک جلسه قبل 👈 اینجا
🔊فایل صوتی _70
💬 شرح دفتر اول مثنوی معنوی با تصحیح دکتر موحد_
رسول روم و دیدن کرامات عمر _ از بیت ۱۴۳۹
✍ مولانا جلالالدین بلخی
🎙دکتر عبدالکریم سروش
حجم: 105,4MB
📽لینک یوتیوب 👈 اینجا
🗓 سال2019
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان
29 047
🌹🌹
@MolaviPoet
«النَّفسُ فی وَحدَتِها کُلُّ القُوی.»
«نفس انسان، با آنکه حقیقتی واحد است، همهٔ قوای ادراکی و حرکتی را در خود دارد.»
📗الحکمة المتعالیة فی الأسفار الأربعة العقلیة،(اسفار اربعه) ج ۸، مبحث نفس.
✍ ملاصدرا
این جمله از مشهورترین و بنیادینترین گزارههای حکمت متعالیه است و بیان میکند که همهٔ تواناییهای انسان، جلوههای گوناگون یک حقیقت واحد، یعنی نفس، هستند.
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان
29 047
🔊فایل صوتی _70
💬 شرح دفتر اول مثنوی معنوی با تصحیح دکتر موحد_
رسول روم و دیدن کرامات عمر _ از بیت ۱۴۳۹
✍ مولانا جلالالدین بلخی
🎙دکتر عبدالکریم سروش
حجم: 14,4MB
🗓 سال2019
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان
29 047
تا روی تو دیدم از جهان سیر شدم
روباه بدم ز فر تو شیر شدم
ای پای نهاده بر سر خلق ز کبر
این نیز بیندیش که سر زیر شدم
✍ مولانا_ رباعی شمارهٔ ۱۱۹۴
از زمانی که جمال و حقیقت محبوب الهی را دیدم، دل از دنیا و دلبستگیهای آن بریدم. پیش از آن مانند روباهی ترسو و ناتوان بودم، اما به برکت نور و عظمت تو، همچون شیری دلیر و نیرومند شدم.
در بیت دوم، روی سخن با انسان متکبر است: ای کسی که از روی غرور خود را برتر از دیگران میدانی، اندکی بیندیش که حقیقتِ راه عشق و معرفت، فروتنی است. من با آنکه به محبوب رسیدم، سرِ تواضع فرود آوردم؛ پس تو نیز تکبرت را کنار بگذار.
دیدار حقیقت، انسان را از وابستگیهای دنیا رها، از ضعف به قدرت معنوی میرساند؛ اما این قدرت نه با غرور، بلکه با فروتنی و شکستن نفس کامل میشود.
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان
29 047
🌹🌹
@MolaviPoet
لینک جلسه قبل 👈 اینجا
ردایی را که اسحق، در سیواس به من هدیه کرده بود بر دوش داشتم و پاکِشان و خسته به خانه باز میگشتم. ردایی از پوست سگ آبی، کار استادکاران روس. چیزی که شانه های آدمی را از سرمای آناتولی نگاه میدارد. یادگار دوست.
کلمهی سیواس، از آن به بعد، مرا یاد اسحق می انداخت. یاد دقایق خوشی که با هم داشتیم. چند بار با هم به سیواس رفته بودیم. گاهی به خاطر من و طریقت و شاگردانم و گاهی هم به خاطر امور درباری و تجاری اسحق. ولی هر چه که بود گذشت. گذشت و تمام شد.
در سوگ او، یکی به من گفت: "سرورم، غم آخرتان باشد". چه عبارت فرومایه ای! آرزویی است که هرگز برآورده نمی شود و دعایی است که هیچ وقت اجابت نمیگردد وقتی خلق، به عبارت "آخرین غم" اشاره می کردند، من آن را این گونه در می یافتم: "امیدواریم پیش از رسیدن غمی دیگر، بمیری!" کدام یک از ما اندوه ندارد؟!
آه اندوه ... تنها گوسفندان، اندوه ندارند. چقدر اندوه در دل صوفی، دوست داشتنی است و چقدر انسان نادانی که در امور دنیوی، فرومانده، از اندوه بیزار است، و خداوند چه بی شمار اندوه به من نمود، یکی همین مرگ اسحق. اسحقی که تا آمدم به جهان از منظر فقدان او بنگرم، پای دیگر بدر هم سپاه شد و به کُل از حرکت باز ماند!
سودکین او را جابه جا می کرد. سرپا می گرفت. می نشاند. میشُست. بدر اما معمولاً اگر چیزی می خواست، خود با شکم به سمت آن میخرید. بسیار صبور و پاک نیت. دیدن او در این وضعیت، برایم سخت ناگوار بود. چگونه تاب می آورد؛ چگونه تاب می آوردم؟
برایش پزشک آوردم. کمی او را وارسید و بعد، بی هیچ سختی بیرون رفت، و این یعنی نا امیدی از درمان! فهمیدم دیری نخواهد پایید که میان من و نزدیک ترین دوستم جدایی افتد. دوستی که از مشرق تا مغرب، همه جا با من همسفر بود چقدر به من غذا داد و خدمت کرد. چقدر از او آموختم. چقدر بلد بود زندگی کند، چیزی که کمتر، از من بر می آمد. اصلاً او به جای من میزیست. به جای من زیسته بود. هرگز نگذاشت فشار کار معمول و یومیّهی یک مرد را در خانه حس کنم. چه بی دست و پا بودم من؟ و چقدر او توانا بود!
تصمیم گرفتم این روزهای آخر را فقط در اختیار او باشم. جلسات درس را به کُل، تعطیل کردم و تمام روز در اتاق پیش او میماندم. من می نوشتم و او رونوشت بر میداشت، اینگونه، احساس مفید بودن میکرد و من شاد می شدم. هرگاه به کلمه ای مُبهم می رسید، می پرسید و من با تمام محبتی که میتوان نثار کسی کرد، به او توضیح می دادم.
یکی از روزها، از خواب که برخاستم، دیدم بدر، بیش از من بیدار شده و می نویسد. نزد او رفتم. لبخند زد و کتابی را که در دست داشت به من داد. دیدم که بر جلد آن با خطی زیبا نوشته است : "الانباء فی طریق الله"، یادم نمی آمد کتابی با این عنوان داشته باشم! پرسیدم:
_بدر، این دیگر چیست؟
_سخنان و افاضاتی است که در طول این سالها از تو شنیده ام و ندیده ام که در کتاب هایت آورده باشی. نرسیدم از بین بروند. پس آنها را به صورت کتابی در آوردم؟
_تو کتابی از من نوشته ای؟!
خندید و گفت:
_علم، علم توست و خط، خط من، سرورم.
_آن را خواهم خواند، خواهم خواند.
📗 گاه ناچیزی مرگ_درباره زندگی محیالدّینعربی_صفحه ۴۳۷ تا ۴۳۹
✍ محمد حسین عَلوان_ ترجمه امیر حسین عبدالّهیاری
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان
29 047
🌹🌹
@MolaviPoet
رنگو (Rango) یک انیمیشن ماجراجویی و کمدی محصول سال ۲۰۱۱ است که به کارگردانی Gore Verbinski ساخته شده و صداپیشگی شخصیت اصلی را Johnny Depp بر عهده دارد.
خلاصه داستان:
رنگو یک آفتابپرست خانگی است که بهطور اتفاقی وارد شهری بیابانی به نام «دِرت» میشود. او برای اینکه جایگاهی میان ساکنان شهر پیدا کند، خود را کلانتر معرفی میکند. اما بهتدریج با کمبود آب، فساد و زورگویی در شهر روبهرو میشود و ناچار میشود از یک قهرمان خیالی به یک قهرمان واقعی تبدیل شود.
ویژگیهای برجسته:
برندهٔ اسکار بهترین انیمیشن بلند در سال ۲۰۱۲.
فضایی الهامگرفته از فیلمهای وسترن کلاسیک، با طنز و شخصیتپردازی قوی.
مناسب برای نوجوانان و بزرگسالان، زیرا علاوه بر سرگرمی، به موضوعاتی مانند هویت، شجاعت و مسئولیتپذیری نیز میپردازد.
انیمیشن Rango در ظاهر یک وسترن طنز است، اما لایههای فلسفی عمیقی دارد. مهمترین پیامهای آن عبارتاند از:
هویت را باید ساخت، نه فقط پیدا کرد. رنگو در آغاز، نقشهای خیالی بازی میکند و نمیداند واقعاً کیست. در پایان درمییابد که هویت انسان با انتخابها، مسئولیتپذیری و عمل او شکل میگیرد، نه با ادعا.
شجاعت یعنی عمل کردن با وجود ترس. رنگو قهرمانی بیباک نیست؛ او بارها میترسد، اما در نهایت با وجود ترس، مسئولیت دفاع از دیگران را میپذیرد.
حقیقت مهمتر از ظاهر است. شهر «دِرت» بر پایه دروغ و فریب اداره میشود. داستان نشان میدهد که دروغ شاید مدتی دوام بیاورد، اما حقیقت سرانجام آشکار میشود.
قدرت بدون اخلاق، فساد میآورد. شخصیت شهردار، نمادی از قدرتی است که برای حفظ منافع خود حتی حیاتیترین نیاز مردم، یعنی آب، را کنترل میکند.
هر انسانی دعوتی برای زندگی دارد. یکی از مشهورترین جملههای فیلم این است:
«هیچکس بیدلیل به این دنیا نمیآید.»
این جمله یادآور این اندیشه است که زندگی هر انسان میتواند معنا و رسالتی داشته باشد، اگر آن را با آگاهی و مسئولیت کشف کند.
سفر رنگو را سفر از «منِ خیالی» به «خودِ حقیقی» دانست؛ سفری که در آن انسان با کنار گذاشتن نقشها و ترسها، به اصالت و حقیقت وجودی خود نزدیک میشود
(دوبله فارسی انیمیشن در فیلیمو)
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان
29 047
🔊 فایل صوتی
💬 معنای سوژه و ابژه در فلسفه مدرن و معاصر
🎙 یزدان منصوریان
کیفیت صدا : 128Kbps
📽 لینک یوتیوب 👈 اینجا
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان
29 047
🌹🌹
@MolaviPoet
لینک جلسه قبل 👈 اینجا
مسئله جذبه و شوق و مشاهده و تجوهر و فنای در پرتو ذات، از مسائل آشفته بی است که با تحلیل منطقی و اصطلاحات علمی نمیتوان آن را بیان کرد. یعنی «حال» است که «قال» و بهتر آن است که در کلمات خود آنها سیر نموده، به چگونگی مقصود آنها واقف شویم.
سری سقطی می گفته بار خدایا هر عذاب و بلایی که خواهی به من ده، ولی مرا به درد محرومی از مشاهده دیدارت مبتلی مساز، زیرا با مشاهده جمال تو هر عذاب و هر بلایی را تحمل توانم. ولی اگر از مشاهده جمالت محروم مانم، نیکی های تو هم بر من گران است. دردناکترین عذاب جهنم محرومی از دیدار تو است و اگر در جهنم به گناه کاران ظاهر شوی، هیچ گناه کاری یاد بهشت نخواهد کرد. " که دیدار حق عزاسمه، جان را چندان مسرت دهد که از عذاب تن و بلاء کالبد یادش نیایدی و خبر نداردی و اندر بهشت هیچ نعمت کامل تر از کشف نیست که اگر آن همه نعمت و صد چندان دیگر اندر حق ایشان محصول باشدی و ایشان از خداوند محجوب، هلاک از دلها و جانهای ایشان بر آیدی. پس سنت بار خدای آن است که اندر همه احوال، دل دوستان را به خود بینا دارد تا همه مشقت و ریاضت و بلاها به شرب آن بتوانند کشید تا دعاشان چنین باشد که همه عذابها دوست تر از حجاب تو داریم که چون جمال تو بر دلهای ما مكشوف باشد، از بلا نیندیشیم."( کشفالمحجوب، چاپ ژوکوفسکی، صفحه ۱۳۷).
در موضوع مشاهده، خلاصه اقوال عرفا این است که عارف کامل در هر چیزی خدا را می بیند و از آن متأثر میشود، آثار رؤیت و مشاهده بیشتر از عرفان، باید مؤثر باشد. به این معنی که عارف به هر چیزی بنگرد خواه با فکر و خواه از راهی دیگر، باید به حالی باشد که خدا را در آن چیز روشن ببیند و خدا را در آن چیز روشن تر ببیند تا خود آن چیز را.
و در این موضوع، درجات مختلفی هست. هجویری در کتاب کشف المحجوبمی گوید:
"و حقیقت مشاهدت بر دو گونه باشد. یکی از صحت یقین و دیگر از غلبه محبت که چون دوست اندر محل محبت، به درجه رسید که کلیت وی همه حدیث دوست گردد. جز او را نبیند. چنان که محمد بن واسع گوید: ندیدم هیچ چیز الا که حق تعالی را در آن بدیدم. شبلی گوید: «هرگز هیچ چیزی را ندیدم مگر خدا را؛ یعنی از شدتِ محبت و جوششِ شهود و مشاهدهٔ عرفانی.» پس یکی فعل بیند و اندر دید فعل به چشم سرّ فاعل بیند و به چشم سر فعل و یکی را محبت از کلّ برباید تا همه فاعل بیند، پس طریق این استدلالی بود و از آن آن جذبی، معنی آن بود که یکی مستدل بود تا اثبات دلایل حقایق آن بر وی عیان کند و یکی مجذوب و ربوده باشد، یعنی حق دلایل و حقایق وی را حجاب آید... آن که دوست دارد، غیر نبیند. پس بر فعل خصومت نکند تا منازع نباشد و بر کردار اعتراض نکند تا متصرف نباشد و خداوند از رسول و معراج وی ما را خبر داد و گفت: چشم به هیچ چیز باز نکرد تا آن چه ببایست به دل بدید... از ابو یزید پرسیدند که عمر تو چند است، گفت چهار سال گفتند. این چگونه باشد. گفت ۷۰ سال است تا درحجاب دنیا ام، اما چهار سال است تا وی را میبینم و روزگار حجاب از عمر نشمرم .
📗 تاریخ تصوف در اسلام_تطّورات و تحوُّلات مختلفه آن از صدر اسلام تا عصر حافظ_ گزیده صفحات ۳۲۵ و ۳۲۶
✍ دکتر قاسم غنی
(شرح روان متن :
عارفان میگویند حقیقتِ جذبه، شوق، مشاهده و فنا با استدلال و بحث عقلی قابل توضیح نیست؛ اینها تجربههای درونی و قلبیاند که باید آنها را چشید، نه فقط دربارهشان سخن گفت.
از نگاه آنان، بزرگترین رنج انسان، محروم شدن از دیدار و حضور خدا است، نه سختیها و بلاهای دنیا. کسی که جمال الهی را در دل خود مییابد، حتی دشوارترین رنجها را آسان میشمارد؛ اما اگر از این مشاهده محروم باشد، نعمتهای بهشت نیز برایش کامل و شیرین نخواهد بود.
هجویری توضیح میدهد که مشاهده دو مرتبه دارد:
مشاهده از راه یقین: عارف در هر موجودی، نشانه و فعل خدا را میبیند و از طریق آفریدهها به آفریدگار میرسد.
مشاهده از راه محبت: عشق به خدا چنان بر دل غلبه میکند که عارف جز خدا نمیبیند و همهچیز را جلوه و حضور او مییابد.
بنابراین، گروهی با تفکر و استدلال به شناخت خدا میرسند و گروهی دیگر با جذبه و عشق الهی بیواسطه به شهود او نائل میشوند.
سخن ابویزید بسطامی نیز همین معنا را میرساند که زندگی حقیقی از زمانی آغاز میشود که حجاب غفلت کنار رود و انسان به مشاهدهٔ حق برسد؛ ازاینرو سالهای پیش از آن را عمر واقعی خود نمیشمارد.)
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان
29 047
لینک جلسه قبل 👈 اینجا
🔊 فایل صوتی(2)
💬ویژگی های روح های بزرگ
🎙استاد مصطفی ملکیان
حجم : 22,7MB
🗓 سال ۱۳۹۵
📽 لینک یوتیوب 👈 اینجا
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان
29 047
🌹🌹
@MolaviPoet
«هرگاه احساس کردی تنها ماندهای، به یاد داشته باش که خدا از رگ گردن به تو نزدیکتر است؛ کافی است دل خود را به روی حضور او بگشایی.»
📗 خدا با ماست، بخش حضور خدا
✍ جی. پی. واسوانی_J. P. Vaswani
ترجمه شیدا حمیدا
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان
29 047
🌹🌹
@MolaviPoet
لینک جلسه قبل 👈 اینجا
موحد بر این گمان است که شمس خویی نمی خواسته است کسی را همراه شمس تبریزی در خلوت درس دهد و او را که دارای خلق و خوبی غیر قابل پیش بینی بود از شاگردان گزیده خود شمارد. شاید شمس "خود را از فقیهان دیگر جدا می گرفته است"، و حاضر نبوده از راه طلبگی نان بخورد و شاید، با این وصف، بیش از جلسات عام دروس معمولی فقه را توقع داشته است. شمس تبریزی تبریزی بر خویی فشار میآورد تا پی برد که چرا خویی نمیخواهد دیگر به او درس دهد (مقالات۲۲۱):
من از قاضی شمس الدین بدان جدا شدم که مرا نمی آموخت. گفت: من از خدا خجل نتوانم شدن؛ تو را همچنین که خدا آفریده است گُرد و مَرد، نیکو آفریده است، من خلق خدا را نتوانم زشت نهادن. گوهری میبینم بس شریف؛ نتوانم بر این گوهر نقشی کردن.
البته شاید این رفتار راهی آسان بوده برای مأیوس ساختن شمس، زیرا سخن دیگری از شمس تبریز به ظاهر حکایت از آن دارد که خویی نمیخواسته است که او شاگردش باشد:
آن قاضی دمشق، شمس الدین خویی، اگر خود را به او می دادم کارش به آخر عمر نیک می شد، الا مکر کردم و او آن مکر را بخورد. وای بر آن روز که من مکر آغاز کنم.
شمس تبریزی که توفیق نمی یابد به حلقه خلوت شاگردان خصوصی خویی راه یابد، تصمیم میگیرد به کار پردازد. وقتی شمس تصمیم خود را اعلام می کند، خویی از او می پرسد:
آخر من چنین تربیت کرد می؟ :گفتم: نه، کارک کنم. گفت: "پسر من، کار دانی کردن به چنین استغراق و چنین نازکی حال؟ به فقیهان دیگر مرا به تعجب می نمود که: به او نگرید که با این مقام و سلطنت کار میکند.
آموزگاران عارف شمس
شمس، در همان اوان بلوغ، همنشین پیری پرشور، "یاری گرم حال" می شود که او را در مجلس سماع به چرخ میآورد، میگرداند. شمس خود را مانند مرغی می بیند اسیر یا مانند پاره ای نان در دست جوانی تنومند که دو سه روز چیزی نخورده باشد، پس آن را دررباید و پاره کند "چُست و سبک و زود" و چشمانش از آرزوی غذا "همچون طاس پرخون". اما شمس هنوز خام بود. «آواز آمد» که او را به گوشه ای رها کن تا بر خود می سوزد»(مقالات۶۷۷).
سپهسالار از مربیان عارف شمس هیچ نمیگوید. افلاکی تنها از شیخ ابوبکر سلّه باف تبریزی نام میبرد، که شمس "در اوّلِ حال" مرید او بوده است. شمس پس از آنکه مدتی از او تعلیم میبیند برای آنکه به کمالات بیشتری دست یابد در طلب کامل تری بر می آید بنابراین راه سفر در پیش میگیرد تا به "خدمت چندین ابدال و اوتاد و اقطاب" می رسد. افلاکی، ظاهراً این خبر را بر اساس مقالات آورده که این پیر - پیر سله باف - را فردی توصیف می کند که روزگار به فقر سپری می ساخت. شاگردان سله باف باید که اصولاً از طبقه عیاران شهرنشین بوده باشند، که اغلب گروه جوانان موسوم به فتیان (اهل فتوّت) را تشکیل می داده اند و آدابی خاص خود داشته اند:
شیخ، به روایت شمس، در برابر ارباب زر و زور سخت بی اعتنا بوده است. شمس می گوید هرگاه یکی از بزرگان اهل دولت قصد زیارت شیخ می کرد، درویشانی که ملازم خدمت شیخ بودند در خصوص آن بزرگ صد برابر، بر تعظیم و بزرگداشت پیر خود می افزودند و دست ادب بر سینه، دورادور در خدمت او می ایستادند.
و در نتیجه، نسبت به بزرگان اهل دنیا که در دیگر محافل به اندازه شیخ حرمت می دیدند، بی اعتنایی نشان می دادند. در هر صورت، از قراری که نوشته اند، سله باف به رعایت تشریفات رسمی معمول در بسیاری از سلسله های صوفیه تن در نمی داده است. شمس بیان می کند که: آن شیخ ابوبکر را خود این رسم خرقه دادن بر مریدان نیست. روضات الجنان که از متون قرن دهم هجری است، اول بر ما حکایت میکند که سله باف مراد شمس تبریز بود و در اینجا افسانه های مشکوک متأخر را درباره آموزگاران شمس و مولانا جلال الدین مکرر میکند. این مطلب به بحثی کوتاه درباره مرید و مراد منتهی می شود، و پس از آن حکایتی از بوستان سعدی را درباره پیر عزیزی تبریزی نقل میکند، چنان که گفته اند اشارت به ابوبکر سله باف دارد. مؤلف روضات الجنان می کوشد با آوردن حکایتهای کوتاه معمولی درباره پیمبر (ص) و چندین صوفی ناشناس این واقعیت را پنهان کند که بیش از این از سله باف خبر ندارد. پیر سله باف احتمالاً با "هفتاد بابا " (هفتاد پیر) تبریز همروزگار بوده، اما در فهرستی که حسین کربلایی آورده نامش نیامده است. پیر سله باف، ظاهراً، صاحب خانقاهی از آن خود بوده در ناحیه چرنداب تبریز، بر جانب غرب مزار امام حَفَده (فوت ۵۷۱)، حال آنکه هفتاد بابای تبریز " ملازمت خدمت بابا حسن ولی را داشته اند که مزار و خانقاه وی در ناحیه سرخاب تبریز واقع بوده" است.
📗مولانا، دیروز تا امروز، شرق تا غرب
صفحه ۱۹۱ تا ۱۹۳
✍ فرانکلین دین لوئیس ترجمه حسن لاهوتی
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان
29 047
🌹🌹
@MolaviPoet
لینک جلسه قبل 👈 اینجا
حکا یت هشتم_ باب چهارم گلستان_ در فواید خاموشی_ سکوت حسن میمندی
تنی چند از بندگانِ محمود گفتند حسنِ میمندی را که: سلطان امروز تو را چه گفت در فلان مصلحت؟ گفت: بر شما هم پوشیده نباشد. گفتند: آنچه با تو گوید، به امثالِ ما گفتن روا ندارد. گفت: به اعتمادِ آن که داند که نگویم، پس چرا همیپرسید؟
نه هر سخن که برآید، بگوید اهلِ شناخت
به سرِّ شاه سر خویشتن نشاید باخت
📗 گلستان_ صفحه ۱۳۵
✍سعدی (تدوین و تنظیم و مقدمه از اسمعیل شاهرودی (بیدار)_الهیه شمیران اردیبهشت ماه ۱۳۷۳ شمسی
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان
29 047
لینک جلسه قبل 👈 اینجا
🔊فایل صوتی_125
💬 شرح حکایت هشتم_ گلستان، باب چهارم _ در فواید خاموشی_ سکوت حسن میمندی
🎙 آرمد(علیرضا فولادی)
📽 ویدیو آپارات👈 اینجا
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان
29 047
🎼 موسیقی
🎹 اتیشبازی_Firework
🎤کیتی پری_ Katy Perry
لینک یوتیوب👇
https://youtu.be/QGJuMBdaqIw?is=Cqr_EjcqwkO-AO5E
متن و ترجمه آهنگ آتش بازی _ کیتی پری
,Do you ever feel like a plastic bag,
تاحالا احساس کردی که مثه یه کیسه پلاستیکی میمونی
drifting through the wind
تو هوا شناوری
wanting to start again?
دلت میخواد از نو شروع کنی
Do you ever feel, feel so paper thin
تا حالا احساس کردی که مثه یه کاغذ نازکی
like a house of cards,
مثه هزاران کارت
one blow from caving in
که با یه انفجار از بین میره
Do you ever feel already buried deep?
تاحالا حس کردی که زنده زنده دفن شدی
feet under screams but no one seems to hear a thing
که فریاد میزنی اما کسی چیزی نمیشنوه
Do you know that there's still a chance for you
میدونستی که هنوز یه شانسی داری
'Cause there's a spark in you
چون در تو جرقه ( امید ) هست
You just gotta ignite, the light, and let it shine
تو فقط باید نور درونت و روشن کنی و بزاری بدرخشه
Just own the night like the 4th of July
شب و ازانه خودت کن مثه چهارم جولای
'Cause baby you're a firework
چون عزیزم تو مثه آتیش بازی میمونی
Come on, show 'em what you're worth
بیا و بهشون نشون بده چه ارزشی داری
Make 'em go "Oh, oh, oh"
بزار بگن : اوه
As you shoot across the sky-y-y
و تو تو سراره آسمون پخش میشی
Baby, you're a firework
عزیزم تو مثه آتیش بازی میمونی
Come on, let your colors burst
بیا و بزار رنگهات تو آسمون پخش بشه
Make 'em go "Oh, oh, oh"
بزار بگن : اوه
You're gonna leave 'em all in awe, awe, awe
تو باعث میشه همشون تعجب کنن
You don't have to feel like a waste of space
تو دیگه احساس اضافی بودن نمیکنی
You're original, cannot be replaced
همینی که هستی و نمیتونی عوض بشی
If you only knew what the future holds
اگه فقط میدونستی که آینده چه سرنوشتی و برات رقم زده
After a hurricane comes a rainbow
بعد از طوفان رنگین کمون ظاهر میشه
Maybe your reason why all the doors are closed
شاید دلیل اینکه درها بروت بسته شدن تویی
So you could open one that leads you to the perfect road
پس باید بازشون کنی و بدون که تورو به بهترین راه راهنمایی میکنه
Like a lightning bolt, your heart will glow
قلبت مثه یه توپ آتشین میدرخشه
And when it's time, you'll know
و وقتی وقتش برسه میفهمی
(تکراری)
You just gotta ignite, the light, and let it shine
Just own the night like the 4th of July
'Cause baby you're a firework
Come on, show 'em what you're worth
Make 'em go "Oh, oh, oh"
As you shoot across the sky-y-y
Baby, you're a firework
Come on, let your colors burst
Make 'em go "Oh, Oh, Oh"
You're gonna leave 'em all in awe, awe, awe
Boom, boom, boom
بوم بوم بوم
Even brighter than the moon, moon, moon
حتی از ماه هم درخشان تری
It's always been inside of you, you, you
همیشه در درونت باقی میمونه
And now it's time to let it through-ough-ough
حالا وقتشه که آزادش کنی
(تکراری)
'Cause baby you're a firework
Come on, show 'em what you're worth
Make 'em go "Oh, Oh, Oh"
As you shoot across the sky-y-y
Baby, you're a firework
Come on, let your colors burst
Make 'em go "Oh, Oh, Oh"
You're gonna leave 'em all in awe, awe, awe
Boom, boom, boom
Even brighter than the moon, moon, moon
Boom, boom, boom
Even brighter than the moon, moon, moon
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان
29 047
@abdolhamidziaei
🔊 فایل صوتی
💬شرح هشت کتاب سهراب سپهری_ ترم سوم، جلسه سوم _سوتِ قطاری در خواب پُل؛ نگاهی دیگر به عشق و مرگ در منظومه صدای پای آب
🎙دکتر عبدالحمید ضیایی
حجم : 56,2MB
🗓سهشنبه ۲۵شهریور ۱۴۰۴
موسسه آموزگارا
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان
29 047
.
«هشت کتاب» روایت سفر درونی انسان از نگاه سهراب سپهری است؛ سفری از اضطراب و تنهایی به سوی آرامش، سادگی، عشق و یگانگی با طبیعت و هستی. سپهری خواننده را دعوت میکند تا جهان را با چشمانی تازه ببیند، از تعصب و قضاوت فاصله بگیرد و حقیقت را در سکوت، مهربانی، طبیعت و زندگی روزمره جستوجو کند. در شعرهای او، انسان زمانی به آرامش میرسد که از خودخواهی و وابستگی رها شود و با همه موجودات احساس پیوند کند. زبان شعرهای او ساده، تصویری و سرشار از مفاهیم عرفانی و انسانی است.
📗 هشت کتاب
✍ سهراب سپهری
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان
29 047
شرکت در نشستها برای همگان آزاد و رایگان، اما نیازمند نامنویسی است.
برای ثبتنام، به شناسه زیر پیام دهید:
@jahaneiraniut
29 047
🔊 فایل صوتی
💬شرح هشت کتاب سهراب سپهری_ ترم سوم، جلسه سوم _سوتِ قطاری در خواب پُل؛ نگاهی دیگر به عشق و مرگ در منظومه صدای پای آب
🎙دکتر عبدالحمید ضیایی
حجم :7,7MB
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان
