آموزش زبان انگلیسی
前往频道在 Telegram
Ava Language Training Center مرکز آموزشی زبان انگلیسی آوا . ما را در اینستاگرام دنبال کنید https://www.instagram.com/avaltc
显示更多📈 Telegram 频道 آموزش زبان انگلیسی 的分析概览
频道 آموزش زبان انگلیسی (@avaltc) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 24 049 名订阅者,在 语言学 类别中位列第 223,并在 伊朗 地区排名第 14 017 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 24 049 名订阅者。
根据 30 六月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -188,过去 24 小时变化为 -3,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 6.37%。内容发布后 24 小时内通常能获得 2.87% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 1 533 次浏览,首日通常累积 690 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 18。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“Ava Language Training Center
مرکز آموزشی زبان انگلیسی آوا
.
ما را در اینستاگرام دنبال کنید
https://www.instagram.com/avaltc”
凭借高频更新(最新数据采集于 01 七月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 语言学 类别中的关键影响点。
24 049
订阅者
-324 小时
-477 天
-18830 天
帖子存档
24 049
راهنمای گزارشات ورزشی فوتبال
درس دوم
در دومین درس از سری مجموعه درسهای " راهنمای گزارشات ورزشی فوتبال"، چند واژه و اصطلاح دیگه رو بررسی میکنیم.
نکته 1: Penalty box
محوطه ی جریمه، همچنین از واژه ی Box یا Penalty area هم به همین معنی استفاده میشه.
نکته 2: Foul
به عنوان اسم یعنی "خطا" و به عنوان فعل یعنی "خطا کردن". همچنین Be fouled یعنی بروی کسی خطا انجام شدن
Example:
He was fouled inside the penalty area
"در محوطهی جریمه روش خطا شد"
نکته 3: Coach به معنی "مربی" و Manager به معنی "سر مربی"
نکته 4: First half یعنی "نیمه ی اول" و Second half یه معنی "نیمه دوم" هست. همچنین به وقت استراحت بین دو نیمه Half time گفته میشه. همچنین Full time اشاره داره به کل مدت زمان رسمی یه بازی فوتبال که 90 دقیقه است.
نکته 5: Injury time
وقت تلف شده، مدت زمان چند دقیقهای که بعد از پایان زمان 90 دقیقهای به بازی اضافه میشه. همچنین از عبارت Stoppage time هم به همین معنی استفاده میکنن.
نکته 6: Extra time
وقت اضافه، پس از اینکه دو تیم نتیجهی مساوی کسب کردند برای مشخص شدن برندهی بازی دو نیمهی 15 دقیقهای در نظر گرفته میشه.
نکته 7: Penalty shoot out
ضربات پنالتی، در صورتی که در وقت اضافه هم دو تیم نتیجهای نگرفتن، کار به ضربات پنالتی کشیده میشه.
Chelsea beat Liverpool in a penalty shoot-out
"چلسی در ضربات پنالتی لیورپول رو شکست داد"
نکته 8: Score
به عنوان اسم یعنی "نتیجه بازی" و به عنوان فعل یعنی "امتیاز گرفتن" یا "گل زدن". دقت کنید Score یعنی نتیجهی بازی تا یه زمان خاص. اگه نتیجه نهایی بازی منظورتون بود، از عبارت Final score استفاده کنید.
Example 1:
Di Maria scored three goals for Manchester United
"دی ماریا سه گل برای تیم منچستر یونایتد به ثمر رسوند"
Example 2:
What’s the score?
"چند چندن؟"
#Soccer_Terms
Stay tuned with us @Avaltc
24 049
راهنمای گزارشات ورزشی فوتبال
درس اول
میدونید که تقریبا در همه کشورهای دنیا, فوتبال ورزش اول محسوب میشه این در حالیه که در ایالات متحده, فوتبال نه تنها ورزش اول که حتی دوم و سوم هم محسوب نمیشه. برای همین سعی میکنیم بیشتر با اصطلاحات British جلو بریم چون گزارشات ورزشی پرطرفدار و معتبر اغلب بریتیش هستند ولی نیم نگاهی هم به اصطلاحات American خواهیم داشت.اصطلاحات و واژهها از سطح مقدماتی شروع میشن و در پست های آینده به اصطلاحات حرفهای تر میپردازیم.
نکته 1- Football vs Soccer:
تقریبا در همه ی کشورها از واژهی "فوتبال - Football" برای ورزش فوتبال استفاده میکنن و این در حالیه که در امریکا از Soccer برای "ورزش فوتبال" و از Football برای "فوتبال امریکایی" استفاده میشه.
نکته 2- واژههای match, tie, fixture, clash, game برای اشاره به مسابقه (مثل فوتبال) بکار میرن.
نکته 3- در انگلیسی بریتانیایی از Pitch و در انگلیسی امریکایی از Field به معنی "زمین فوتبال" استفاده میشه.
نکته 4- Referee: داور، داوری کردن
توجه: معمولا در محاوره برای اشاره به داور اختصار این واژه یعنی Ref بکار میره.
نکته 5- Linesman: داور خط نگه دار، پیشتر از عبارت Referee’s assistant به معنی "کمک داور" استفاده میشد که در فارسی هم بیشتر از واژه ی "کمک داور" استفاده میشه تا "خط نگه دار"
نکته 6- Goal Keeper: دروازه بان، در محاوره به دروازهبان Goolie یا Keeper هم میگن.
نکته 7- Defender: مدافع
نکته 7.1- Last defender: دفاع آخر ، نزدیک ترین مدافع به دروازه بان
نکته 7.2- Back: دفاع ، مدافع ، بازیکن خط دفاعی
نکته 8- Midfielder: بازیکن خط میانی یا همان هافبک، امروزه از واژهی Midfielder به جای Halfback (هافبک) استفاده میکنن.
نکته 9- Attacker: مهاجم
نکته 9.1- Forward یا Striker: بازیکن خط تهاجمی (تمام کننده) که به ترتیب با F و S (گاهی با ST) مشخص میشن.
نکته 10- اختصارات:
نکته 10.1- GK: دروازه بان (Goal keeper)
نکته 10.2- CB: دفاع وسط (center back)
نکته 10.3- RB: دفاع راست (Right back)
نکته 10.4- LB: دفاع چپ (Left back)
نکته 10.5- DMF: بازیکن خط میانی تدافعی یا هافبک دفاعی (defensive midfielder)
نکته 10.6- RDMF-LDMF: هافبک دفاعی چپ و هافبک دفاعی راست
نکته 10.7- RMF-LMF-CMF: به ترتیب هافبک وسط ، هافبک چپ و هافبک راست
نکته 10.8- OMF: بازیکن خط میانی تهاجمی یا هافبک نفوذی (Offensive midfielder)
نکته 11- Skipper: کاپیتان، در انگلیسی امریکایی واژهی Captain رایجتره.
#Soccer_Terms
Stay tuned with us @Avaltc
24 049
کلمات کاربردی سیاسی
1) Revolution
Pronunciation (BrE): /ˌrevəˈluːʃən/
Meaning: A forceful change in government or social system
Farsi: انقلاب
Example 1: The revolution changed the political system completely.
انقلاب سیستم سیاسی را کاملاً تغییر داد.
Example 2: Many young people supported the revolution.
بسیاری از جوانان از انقلاب حمایت کردند.
⸻
2) Protest
Pronunciation: /ˈprəʊtest/ (noun) | /prəˈtest/ (verb)
Meaning: A public action showing disagreement
Farsi: اعتراض
Example 1: Thousands joined the protest in the city centre.
هزاران نفر در اعتراض در مرکز شهر شرکت کردند.
Example 2: Workers protested against low wages.
کارگران علیه دستمزد پایین اعتراض کردند.
⸻
3) Demonstration
Pronunciation: /ˌdemənˈstreɪʃən/
Meaning: A public meeting or march to show opinions
Farsi: تظاهرات
Example 1: The demonstration was peaceful.
تظاهرات مسالمتآمیز بود.
Example 2: Police monitored the demonstration carefully.
پلیس تظاهرات را با دقت زیر نظر داشت.
⸻
4) Regime
Pronunciation: /reɪˈʒiːm/
Meaning: A system of government
Farsi: رژیم / حکومت
Example 1: The regime controlled the media.
رژیم رسانهها را کنترل میکرد.
Example 2: People demanded change from the regime.
مردم خواهان تغییر از سوی حکومت بودند.
⸻
5) Activist
Pronunciation: /ˈæktɪvɪst/
Meaning: A person who works to bring political or social change
Farsi: فعال (سیاسی / اجتماعی)
Example 1: She is a human rights activist.
او یک فعال حقوق بشر است.
Example 2: Activists organised a campaign online.
فعالان یک کمپین آنلاین سازماندهی کردند.
⸻
6) Opposition
Pronunciation: /ˌɒpəˈzɪʃən/
Meaning: The main political group that disagrees with the government
Farsi: اپوزیسیون / حزب مخالف
Example 1: The opposition criticised the new law.
اپوزیسیون قانون جدید را نقد کرد.
Example 2: The opposition party gained more support.
حزب مخالف حمایت بیشتری به دست آورد.
⸻
7) Political Party
Pronunciation: /pəˈlɪtɪkəl ˈpɑːti/
Meaning: An organised group with similar political ideas (حزب سیاسی)
Farsi: حزب سیاسی
Example 1: She joined a new political party.
او به یک حزب سیاسی جدید پیوست.
Example 2: The political party promised reforms.
حزب سیاسی وعده اصلاحات داد.
⸻
8) Reform
Pronunciation: /rɪˈfɔːm/
Meaning: Change made to improve a system
Farsi: اصلاحات
Example 1: The government introduced economic reforms.
دولت اصلاحات اقتصادی را معرفی کرد.
Example 2: People demanded political reform.
مردم خواهان اصلاحات سیاسی بودند.
⸻
9) Uprising
Pronunciation: /ˈʌpraɪzɪŋ/
Meaning: An act of resistance or rebellion
Farsi: قیام
Example 1: The uprising lasted several weeks.
قیام چند هفته طول کشید.
Example 2: The army tried to stop the uprising.
ارتش سعی کرد قیام را متوقف کند.
⸻
10) Coup (Coup d’état)
Pronunciation: /kuː/
Meaning: A sudden illegal takeover of government
Farsi: کودتا
Example 1: The military staged a coup.
ارتش کودتا کرد.
Example 2: The coup changed the leadership overnight.
کودتا رهبری را یک شبه تغییر داد.
⸻
11) Rally
Pronunciation: /ˈræli/
Meaning: A large public meeting for support
Farsi: گردهمایی
Example 1: Supporters attended the rally.
حامیان در گردهمایی شرکت کردند.
Example 2: The rally was held in the capital.
گردهمایی در پایتخت برگزار شد.
⸻
12) Ideology
Pronunciation: /ˌaɪdiˈɒlədʒi/
Meaning: A set of political beliefs
Farsi: ایدئولوژی
Example 1: The party follows a socialist ideology.
این حزب از یک ایدئولوژی سوسیالیستی پیروی میکند.
Example 2: Their ideology focuses on equality.
ایدئولوژی آنها بر برابری تمرکز دارد.
@avaltc
24 049
یاد اون دیالوگ معروف و شاهکار سریال Breaking Bad افتادم. کلیپش رو میتونید تو پست بالا مشاهده کنید.
متن، ترجمه و راهنمای اصطلاحات رو براتون آماده کردم.
Who are you talking to right now? Who is it you think you see? Do you know how much I make a year? I mean, even if I told you, you wouldn't believe it. Do you know what would happen if I suddenly decided to stop going in to work? A business big enough that it could be listed on the NASDAQ goes belly up, disappears. It ceases to exist without me. No. You clearly don't know who you're talking to, so let me clue you in. I am not in danger, Skyler. I am the danger. A guy opens his door and gets shot, and you think that of me? No. I am the one who knocks.
"داری با کی صحبت میکنی؟ فکر کردی الان کی مقابلته؟ (داری کیو میبینی). میدونی من در سال چقدر درآمد دارم؟ یعنی حتی اگه بهت بگم هم باور نمیکنی. میدونی اگه یکباره تصمیم بگیرم کارم رو بزارم کنار چی میشه؟ یک تجارت که به اندازه کافی بزرگه که می تونست تو لیست بازار سهام نزدک باشه، سقوط میکنه و نابود میشه. بدون من از هستی ساقط میشه! نه، قطعا نمیدونی داری با کی صحبت میکنی، پس بزار برات روشن کنم! من در خطر نیستم، اسکایلر. من خود خطر هستم! یه نفر در رو باز میکنه و بعدش تیر میخوره، فکر میکنی من اونم (اونی که تیر خورده)؟ نه! من اونی هستم که در میزنه!"
راهنمای اصطلاحات دیالوگ بالا:
نکته 1: واژه Make میتونه به معنی "پول درآوردن" باشه. مثال:
They say he makes seven million dollars a year
"میگن سالی هفت میلیون دلار درآمدشه"
نکته 2: عبارت Go in to work مشخصه که به معنی "رفتن سر کاره". در انگلیسی محاورهای امریکایی از عبارت Go in معمولا برای اشاره به رفتن به سر کار استفاده میکنن. پس Come in و Get in هم یعنی "سرکار اومدن".
Example 1:
What time are you going in today?
"امروز کی میری سر کار؟"
Example 2:
She got in at 7 o'clock this morning
"امروز ساعت 7 صبح رسید سر کار"
Example 3:
You can come in a little later if you want
"اگه بخوای میتونی امروز یکم دیرتر بیای سر کار"
نکته 3: Cease to exist یعنی محکوم به فنا بودن / از هستی ساقط شدن
نکته 4: Go belly up یعنی "ورشکست شدن". مثال:
Our company went belly up during the financial crisis
"شرکت ما تو جریان بحران اقتصادی ورشکست شد"
نکته 5: Clue somebody in یعنی کسی رو در جریان چیزی گذاشتن / موضوعی رو برای کسی روشن کردن. برای مثال:
Clue in those guys before it's too late
"اونا رو تو جریان بذار قبل از اینکه خیلی دیر بشه"
⭐️ @avaltc
24 049
I am not in danger. I am the DANGER ‼️
سریال Breaking Bad
قسمت 6 از فصل چهارم
توضیحات در پست زیر:
24 049
امروز قراره بررسی کنیم که چطور به انگلیسی بگیم برقا رفتن یا برقا اومدن.
برای اشاره به برق از واژه Power استفاده میشه. در محاوره از واژه Lights هم برای اشاره به برق استفاده میشه. درواقع Lights اشاره داره به روشنایی و چراغ.
اصطلاح رایجی که در محاوره برای اشاره به رفتن برقا استفاده میشه، Go out هست.
The power went out!
The lights went out!
برقا رفتن!
Did the power go out last night?
دیشب برقا رفتن؟
وقتی که برق دوباره وصل میشه، در این حالت در محاوره از عبارت Come back on استفاده میشه.
The power came back on at about 3 a.m.
The lights came back on at about 3 a.m.
برقا ساعت 3 صبح اومدن
اینها رایجترین عبارتها برای اشاره به رفتن و اومدن برقا بودن. اما در انگلیسی عبارت دیگهای هم برای اشاره به چنین موقعیتهایی داریم.
واژه Outage یا Power outage اشاره به اون مدت زمانی داره که برقا رفتن و همه جا خاموشه. میشه Outage رو "خاموشی" ترجمه کرد. همچنین واژه Blackout هم دقیقا به همین معنیه. برای مثال وقتی یهو برقا میره، واکنش شما میتونه اینطوری باشه:
Oh, I think there's a power outage!
عه! فکر کنم برقا رفتن!
The windstorm caused a power outage last night
دیشب طوفان باعث خاموشی شد
و در پایان اینکه در انگلیسی محاورهای میشه با out و back خیلی راحت به رفتن و اومدن برق اشاره کرد:
The power is out
The lights are out
برقا رفتن / برقا قطعه
The power is back
برقا اومد
آموزش انگلیسی محاورهای و Slang امریکایی در @AVALTC
24 049
▶️ Right across the street
عبارت Across the street از نظر لغوی یعنی "اون سمت خیابون" و روبهروی شما. برای مثال:
Come quickly! A fight has broken out right across the street
سریع بیا! درست اون سمت خیابون دعوا شده!
نکته: Break out به معنی شروع شدن یه جنگ یا دعواست!
اما گاهی از Across the street برای اشاره به جایی استفاده میکنیم که زیاد از ما یا از جایی که ما زندگی میکنیم دور نیست نه اینکه بگیم دقیقا اون سمت خیابون و روبهروی ماست! این دقیقا مثل زمانی هست که در فارسی میگیم:
"یه پمپ بزنین سر همین خیابونه"
"برو از سوپری سر کوچه یه نوشیدنی بگیر"
حالا منظورمون این نیست که سوپریه دقیقا سر کوچهاس! بلکه منظورمون اینه که اون سوپرمارکت که نزدیک خونه است و دور نیست. یا پمپ بنزین سر خیابون الزاما سر خیابون نیست بلکه منظورمون اینه که زیاد دور نیست و اگه همین خیابونو بگیره بره، بهش میرسه.
My parents live across the street from us
والدین من اون سر خیابون زندگی میکنن (اون سمت خیابون هستن ولی ممکنه الزما درست روبهروی ما نباشن)
I got these shoes at the mall across the street from our house
من این کفشارو رو از پاساژ اون سر خیابون خونمون گرفتم
Why would you go all the way downtown to get a haircut when there's a perfectly good place right across the street?
آخه واسه چی این همه راهو تا مرکز شهر میری تا موهاتو اصلاح کنی وقتی یه یکی بهترش همین سر خیابونه؟
24 049
پسرتون تو آرایشگاه موهاشو کوتاه کرده. اون هر بار برای کوتاه کردن موهاش کلی وقت و هزینه برای رفتن به آرایشگاهی که اون سمت شهر قرار داره، صرف میکنه. شما فکر میکنید که پسرتون میتونه بجای اون، به همین آرایشگاه سر خیابون سر بزنه:
Why would you go all the way downtown to get a haircut when there's a perfectly good place right across the street?
▶️ Why would you (do something)?
از واژه Would در کنار Why وقتی استفاده میکنیم که بخواهیم بابت رفتار کسی انتقاد کنیم و دلیل این کار عجیبش رو با عصبانیت نسبی بپرسیم.
Why would you put an empty milk carton back in the fridge?
ده آخه واسه چی پاکت خالی شیر رو دوباره میذاری تو یخچال؟
نکته: Put something back یعنی چیزی رو دوباره برگردونید و بذارید سرجاش.
Why would you spend money on a new pair of headphones when you already have a pair sitting unopened at home?
آخه واسه چی به یه هدفون جدید پول دادی وقتی یکی دست نخورده شو تو خونه داری؟
Why would you invite someone out to dinner and then expect them to pay for it?
آخه واسه چی کسیو بیرون برای شام دعوت میکنی و اونوقت ازشون انتظار داری که پولشو بدن؟
▶️ Go all the way (somewhere)
از All the way برای اشاره به طی کردن مسیر طولانی استفاده میشه. برای مثال در فارسی میگیم: "باید این همه راه رو پیاده تا خونه برم" که در اینجا "این همه راه" کنایه از طولانی بودن مسیره.
I forgot my wallet, so I had to go all the way back home to get it
من کیف پولمو جا گذاشته بودم، برای همین مجبور شدم اون همه راه رو برگردم خونه تا بردارمش
▶️ Get a haircut
واژه Haircut به عنوان اسم یعنی اصلاح مو توسط شخص دیگر (مثل آرایشگر). عبارت Get a haircut به معنی کوتاه کردن مو توسط آرایشگره.
اگر به تازگی موهاتونو اصلاح/کوتاه کردین، میتونین نظر طرف مقابل رو به این شکل بپرسید:
Do you like my new haircut?
I got a haircut
من موهامو اصلاح کردم
نکته: میتونید به این شکل هم بگید:
I got my hair cut
When was the last time you got a haircut?
آخرین بار کی موهاتو اصلاح کردی؟
▶️ A perfectly good (thing)
عبارت Perfectly good اشاره داره به چیزی که به اندازه کافی خوب باشه یا به عبارتی "عالی" نیست ولی "خوب" هست. توجه کنید Perfectly good کاربردش اغلب برای زمانیه بخواهیم از کسی به خاطر اینکه داره از شر یه چیز خوب اما شاید قدیمی خلاص میشه تا یکی جدیدشو بگیره، انتقاد کنیم.
در این درس میبینیم که پسر شما توجهی به آرایشگاه نزدیک خونهتون نداره و سعی میکنه همیشه به آرایشگاهی که تو مرکز شهره، سر بزنه. درسته که آرایشگاه نزدیک خونهتون به اندازه آرایشگاههای مرکز شهر "عالی" نیستن اما همچنان به اندازه کافی خوب (Perfectly good) هستن.
They were throwing out a perfectly good DVD player
داشتن یه دیویدی پلیر خیلی خوب رو مینداختن دور
You want a new car? Why? You have a perfectly good vehicle already
ماشین جدید میخوای؟ چرا؟ تو که همینجوریشم یه ماشین خیلی خوب داری
I buy him a perfectly good pair of jeans, and what does he do? He cuts off the bottom of the legs! Can you believe these kids these days?
من براش یه شلوار جین خیلی خوب میگیرم و اونوقت اون چیکار میکنه؟ میره پاچهشو کوتاه میبُره و کوتاه میکنه. باورت میشه (طرز رفتار) بچههای امروز رو؟
◀️ ادامه در پست زیر ...
24 049
✅ Why would you go all the way downtown to get a haircut when there's a perfectly good place right across the street?
◀️ توضیحات در پست زیر:
24 049
شرکت شما قراره یک سری تغییرات بزرگی انجام بده اما هنوز کارمندان شرکت از اون مطلع نیستن. پس شما به عنوان مدیرعامل شرکت جلسهای رو برای شفاف سازی موضع ترتیب داده و با جملهی زیر جلسه رو آغاز میکنید:
You may be wondering why I called this meeting
نکته: واژه call با ترکیب call a meeting میتونه به معنی "ترتیب دادن جلسه" باشه. همچنین واژهی call با ترکیب strike هم میتونه به معنی "راه انداختن اعتصاب" باشه.
توجه کنید call a meeting در واقع اشاره به این حالت داره که یه جلسه فوری و مهم ترتیب داده شده.
نکته 2: وقتی میخواهید تعجب افراد رو از چیزی برطرف کنید میتونید از عبارت You may be wondering (wh-clause) استفاده کنید.
You may be wondering why I called this meeting
"(شاید تعجب کنید که چرا) شاید از خودتون بپرسید چرا این جلسه رو برگزار کردم"
Example 1:
Mike called a meeting this morning to tell us about Lana getting fired
"مایک امروز صبح جلسهای رو ترتیب داد تا در مورد اخراج لانا بهمون بگه"
Example 2:
I wanted to call a meeting because we've recently had a bunch of errors slip past us, and we need to make sure that that doesn't happen
"خواستم ترتیب یه جلسهای رو بدم چون ما اخیرا کلی خطا و اشتباه از دستمون در رفته و باید مطمئن شیم (دیگه) چنین اتفاقی نمی افته"
نکته: وقتی میگیم an error slipped past us یعنی ناخواسته و ندانسته مرتکب اشتباهی شدیم. برای مثال:
Despite all our efforts, some errors do slip past us
"علیرغم همهی تلاشمون، ناخواسته مرتکب چندتا اشتباه شدیم (چندتا خطا از دستمون در رفت)"
Example 3:
You may be wondering why we changed it. Well, to be perfectly honest, it was a cost-cutting decision
"شاید تعجب کنید که این تغییرات برای چیه. خب، راستشو بخواید، این تصمیم برای کاهش هزینهها گرفته شده"
Example 4:
You may be wondering what this number over here means. That's the percentage of people in our survey that said that they only watch TV shows over the Internet
"شاید با خودتون بگید این عددی که اینجا هست یعنی چی. این (این عدد) درصد افرادیه که در نظرسنجی ما گفتن که برنامههای تلوزیونی رو فقط در اینترنت تماشا میکنن"
Stay tuned with us @Avaltc
24 049
Take my mind
And take my pain
Like an empty bottle takes the rain
And heal, heal, heal, heal
And take my past
And take my sins
Like an empty sail takes the wind
And heal, heal, heal, heal
And tell me some things last
And tell me some things last
And take a heart
And take a hand
Like an ocean takes the dirty sand
And heal, heal, hell, heal
And take my mind
And take my pain
Like an empty bottle takes the rain
And heal, heal, hell, heal
And tell me some things last
#latenightsong
Channel: @avaltc
Admin: @EngPer
24 049
سلام. این پست را ابتدا با واژهی Hear شروع میکنیم. به مثال زیر در رابطه با واژهی Heard توجه کنید:
Rita, I heard you’re expecting! Congrats!
“ریتا، شنیدم که حاملهای! تبریک میگم”
حالا این بار به یه مثال با واژهی Hear توجه کنید:
I hear that there’s going to be a new sports arena built near where you live
“شنیدم که قراره یه استادیوم جدید ورزشی نزدیک محل زندگیتون بسازن”
میبینید که در جملهی دوم، hear در زمان گذشته به کار رفته و به صورت ماضی ترجمه شده در حالی همهمون میدونیم Hear یه فعل در زمان حاله.
نکته اینجاست که در انگلیسی شما هم از I hear و هم از I heard برای موضوعی اشاره کنید که در گذشته در موردش شنیدین با این تفاوت که:
شما با گفتن I heard میگید که این حرف رو از یه نفر شنیدید در حالی با گفتن I hear میخواهید بگید که این حرف رو همه یا خیلیا میگن و از خیلیا شنیدین. در واقع کاربرد I hear برای دادن اطلاعاته.
حالا به اين مثال توجه كنيد:
Roland: Why are you so nervous about flying?
Natalie: I’m not nervous about being in the air. It’s going through security. I hear it’s a hassle and I don’t want to end up being strip-searched
رولاند: چرا انقدر نگران پرواز هستی؟
ناتالی: من از پرواز (هواپیما) نمیترسم، نگرانی من عبور از بخش امنیتیه. شنیدم که خیلی دردسر سازه و نمیخوام دست آخر برای بازرسی لختم کنن.
√ نکته ۱: Security اشاره داره به بخش امنیت فرودگاه و go through هم یعنی رد شدن از بین چیزی (در این یعنی رد شدن از گیتهای بخش امنیتی فرودگاه برای اسکن کردن بدن شما). در مورد Through هم تصور کنید که کسی جلوی در وایساده و شما نمیتونید ازش رد بشید پس به اون شخص میگید: Let me through یعنی “بزار رد بشم (بذار از بین در رد بشم)”.
√ نکته ۲: Hassle دردسر که با واژهی Trouble مترادفه. این واژه در محاوره به معنی “گیر دادن/اذیت کردن” هم استفاده میشه که بعدا در موردش صحبت میکنیم.
√ نکته ۳: Strip-search یعنی بازرسی بدنی کردن به این صورت که از شخصی بخواهید بخشی یا همهی لباسهاشو در بیاره.
خب حالا برمیگردیم سر اون نکتهای که در رابطه با I hear گفتم. در این مثال هم میبینید این شخص از خیلیا اینو شنیده که تو گیت فرودگاهها بدجور گیر میدن و میترسه براش دردسر درست بشه. فکر کنم حالا با دو عبارت I hear و I heard کامل آشنا شده باشید.
ممنونم از همه دوستاني كه مطالب ما را به اشتراك ميگذارند و دوستان خودشون را هم دعوت ميكنن 💞
📍@avaltc 👍
24 049
تو یکی از فیلما مترجم take a seat رو معنی کرده بود: “بگیر بشین”
خب در حالت کلی معنیه درستیه اما باید به این نکته دقت داشته باشین که take a seat یه عبارت formal و مودبانه اس در حالی که “بگیر بشین” تو فارسی یه عبارت informal ـه و حتی گاهی بار منفی داره. شاید بگین که چه فرقی داره “بگیر بشین” ترجمه شه یا هرچیز دیگه ای ، مهم اینه که اون مفهوم رو میرسونه. خب این درست ولی تو کشور ما خیلیا هستن که انگلیسی رو از طریق دیدن فیلم با زیرنویس فارسی یاد میگیرن و وقتی تو اون حالت take a seat رو با “بگیر بشین” تو ذهنشون نگه میدارن و اگه فردی تو یه موقعیت واقعی informal باشه و با همون دید از take a seat استفاده کنه شاید چندان خوب نباشه.
پس از take a seat یا have a seat برای اینکه محترمانه به کسی بگیم که بشینه استفاده می کنیم. تو حالت عادی هم از sit یا sit down (تلفظ شه سیداون نه سیت داون!) استفاده میشه. تو حالت خیلی خودمونی تر و دوستانه میتونین از اصطلاح “park yourself” و یا از شکل جم و جور ترش یعنی از ” park it ” استفاده کنین.
ضمنا بد نیست اینم بدونین که اگه وارد یه مکانی شدین و عده ای به احترام شما از جاشون بلند شدن ، می تونین از be seated, please یعنی ” خواهش می کنم بفرمائید (بشینید)” استفاده کنین.
😊بزرگترین لطفی که میتونید به ما داشته باشید اینه که این کانال رو به دوستان خودتون معرفی کنید و مطالب ما رو با نام این کانال یعنی @AVALTC در سایتها، گروهها و شبکههای اجتماعی شر کنید.❤️
24 049
در این بخش قرار هست در مورد دو عبارت Let out و Take in صحبت کنیم که در مورد "لباس" کاربرد دارن.
از اصطلاح Take in به معنی تنگ کردن بخشی از یه لباس استفاده میشه و در مقابل Let out رو داریم که میشه "گشاد کردن یه لباس" تا مناسب اندازهتون باشه.
توجه کنید Take in به معنی "تنگ کردن لباس" هست و Have something taken in یعنی اون لباس (Something) رو بدید براتون کوتاه کنن که به جای Have از Get هم میتونید استفاده کنید. این موضوع مربوط میشه به مبحث Causative در گرامر و اشاره به این داره که کاری برای شما نه توسط خودتون که بلکه توسط شخص دیگهای صورت میگیره.
پس اگر لباس رو خودتون رو برای خودتون کوتاه کنید از Take in و اگر اون بدید به شخص دیگهای (مثلا خیاط یا ...) تا براتون انجام بده از Have it taken in استفاده کنید.
▶️ Example 1:
Can you let out the arms of this shirt?
میشه آستین این پیرهن رو گشاد کنی؟
▶️ Example 2:
I need the waist of these pants taken in
میخوام کمر این شلوار تنگ بشه
▶️ Example 3:
A: What do you think of these pants?
B: I like the style, but they’re clearly way too big for you.
A: You’re right, I shouldn’t buy them.
B: I didn’t say that! You can always get them and have them taken in. Then they would be perfect for you!
آ: نظرت در مورد این شلوار چیه؟
ب: استایلشو دوست دارم، اما قشنگ معلومه که برات خیلی بزرگه
آ: حق با توئه، نباید میخریدمش
ب: نه من اینو نگفتم (نگفتم که نباید میخریدی). تو هر وقت که بخوای میتونی بگیریش (هر شلواری که خواستی رو بخریش) و ببری برات کوچیکش کنن. بعدش برات (توی تنت) فوق العاده میشن.
▶️ Example 4:
A: I really like that dress on you!
B: Thanks! I like it too, but it’s not comfortable at all.
A: Oh, why not?
B: It’s too tight in the torso. I’ve been meaning to take it to a seamstress and have it let out, but I keep forgetting.
A: Oh well, at least it still looks nice!
آ: این لباسی که تنته رو خیلی دوست دارم
ب: ممنون. منم دوستش دارم، اما اصلن راحت نیست (توش راحت نیستم)
آ: عه، چرا نیستی؟
ب: نیم تنهاش خیلی تنگه. همش میخوام ببرمش پیش یه خیاط بدم گشادش کنه، اما مدام یادم میره
آ: خب، حداقل ظاهرش که خوبه
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
