ㅤ𝗇𝗈 𝗆𝖺𝗉 𝗇𝖾𝖾𝖽𝖾𝖽
前往频道在 Telegram
ㅤㅤ𝖶𝖺𝗋𝗆 𝖧𝗈𝗆𝖾 𝖺𝗀𝖺𝗂𝗇𝗌𝗍 𝗍𝗁𝖾 𝖢𝗈𝗅𝖽 𝖶𝗈𝗋𝗅𝖽 . ㅤㅤㅤ 𝗍𝖺𝗅𝗄 𝗍𝗈 𝖠𝗀𝖺𝗇 : @everlongaubot ㅤㅤㅤ𝖤𝗏𝖾𝗋𝗅𝗈𝗇𝗀 '𝗌 𝖽𝖺𝗂𝗋𝗒 : @staarxlights
显示更多未指定国家未指定类别
614
订阅者
无数据24 小时
+37 天
+9530 天
帖子存档
راستش من وحشت دارم بزنم روی دانلود دارم فکر میکنم شاید بهتر باشه با چپتر بعد بخونم بهپووین میترسم مستقیما.
Repost from blue hour !!
✦ #SaintSinners Chapter 18
دستهای سانتا میلرزیدن و مچش وزن ناچیز اسلحه رو تحمل نمیکرد. انگشتش آهسته روی ماشه نشست و فقط یک فشار کوتاه کافی بود تا مهاجم روبهروش رو روی زمین بندازه. نفسش رو حبس کرد و صدای پرث توی ذهنش پیچید. «آروم، سانتا. اجازه نده دستهات بلرزن.» چشمهاش رو بست و اشکهای یاغی رو با انگشتهای گلی از روی صورتش پاک کرد اما دستهاش هنوز میلرزیدن؛ حتی شدیدتر از قبل. پرث بهش یاد داده بود چطور نشونه بگیره اما هیچکس بهش یاد نداده بود چطور باید به یک انسان شلیک کنه و حالا که گرمای دست حمایتگر محافظش رو احساس نمیکرد، انگار نمیتونست ماشه رو بکشه.“Wish that we could talk about it, at least you could've told me that you'd leave”
Repost from N/a
پوند سرش رو به عقب خم کرد و سیگار رو از لای لبهای سانتا دزدید و مقابل چشمهای گرد شدهش، بین لبهای خودش قرار داد؛ کام عمیقی گرفت و چشمهاش رو روی هم گذاشت. سانتا چشمهاش رو باریک کرد و گفت :«فکر میکردم خوشت نمیاد» همزمان با بیرون فرستادن دود گرم جواب داد :«خیلی کم میکشم ولی به لاو میگفتم خوشم نمیاد تا نره سراغش»Love’s massage
