𝑴𝒊𝒅𝒏𝒊𝒈𝒉𝒕 𝑻𝒆𝒂𝒓𝒔
前往频道在 Telegram
من از نهایتِ شب حرف میزنم، من از نهایتِ تاریکی... لینک ناشناسم،برای وقتایی که نیاز دارید به حرف زدن: @Midnight_Tearsbot
显示更多未指定国家未指定类别
259
订阅者
+424 小时
+307 天
+3930 天
帖子存档
بنویسید که برعکسِ همان چهرهی شاد
یک نفر از غم او، هیچ خبردار نبود
شانهاش سرد و یخی بود و دلش چشمهٔ غم
به کسی غیر خدا هیچ بدهکار نبود.
هرکه مَست است ،درین میکده هشیارتر است
هر که از بی خبران است ، خبردارتر است.
-صائب تبریزی.
چنان فروریخته ام که اگر به رقصی شادمانه برخیزم؛درهمان میان به گریه ای عمیق خواهم نشست…
3:41
ارغوانم آنجاست ارغوانم تنهاست ارغوانم دارد میگرید چون دل من که چنین خون آلود هر دم از دیده فرو میریزد ارغوان این چه رازیست که هر بار بهار با عزای دل ما میآید؟ که زمین هر سال از خون پرستوها رنگین است وین چنین بر جگر سوختگان داغ بر داغ میافزاید؟ ارغوان پنجه خونین زمین دامن صبح بگیر وز سواران خرامنده خورشید بپرس کی بر این درهی غم میگذرند؟
باز هم باغچه از غنچه پژمرده پر است
شهر، از مردم دلتنگ و دل آزرده پراست
گر زمین خوردم و برخاستم ای دوست! چه غم
خاک این میکده از مست زمین خورده پر است
گیرم از قصه این غصه هم آگاه شدم
زندگی روز و شبش از غم نشمرده پر است
بی سبب نیست که یادآور تنهایی هاست
آه از آیینه که از خاطر افسرده پر است
عشق حق داشت اگر تور نینداخت در آب
برکهٔ بخت من از ماهی دلمرده پر است.
- فاضل نظری
یادمون باشه، مقیاس سنج رنج و سختی در آدما متفاوته، علاوه بر محیط و خانواده، ویژگی هایی که باهاشون متولد شدیم هم در درک و سنجش ما از رنج نقش داره.
همدلی یعنی درک اینکه چیزی که برای یک نفر رنج محسوب میشه ممکنه برای من نباشه و اگر میخام همدلی کنم مقیاس سنجش نباید خودم باشم.
آبي تر از آنم كه بي رنگ بميرم
از شيشه نبودم كه با سنگ بميرم
من آمده بودم كه تا مرز ِ رسيدن
همراه تو فرسنگ به فرسنگ بميرم
تقصير كسي نيست كه اين گونه غريبم
شايد خدا خواست كه دلتنگ بميرم.
