ch
Feedback
𝙰𝚋𝚢𝚜𝚜

𝙰𝚋𝚢𝚜𝚜

关闭频道

For No One

显示更多
未指定国家未指定类别
385
订阅者
-324 小时
-127 天
-4830 天
帖子存档
برو تو تنظیمات یه گزینه داره پیام های مستقیم اونو بزن

هبچکدوم

برای فعال کردن پیام دایرکت تو چنل باید پول بدیم یا پرمیوم داشته باشیم؟ خودم ادمین چنلم منظورم برای چنل خودمه باید پرمیوم داشته باشم یا پولی پرداخت کنم؟

چنل خود امیر دوست داشتید عضو شید

که چی شه

https://t.me/ArioProx/6740 خب برو پروفایل ها رو ببین و لطفا هر کی خوب بود تو پیوبش بگو🤣

Repost from 𝙰
آدم‌ها با صداشان دروغ می‌گویند؛ با لرزشِ آرامِ واژه‌هایی که بوی اطمینان می‌دهند، با «دوستت دارم»هایی که از تهِ دل برنخاسته‌اند. آدم‌ها با عشقشان هم دروغ می‌گویند؛ عشقی که تنها تا وقتی می‌ماند که حالِ دلشان خوب است، تا وقتی که منفعتی در ماندن باشد، و بعد، بی‌صدا از میان تمامِ قول‌هایشان عبور می‌کنند. حتی نگاه‌های عاشقانه هم همیشه راستگو نیستند. چشم‌هایی هستند که ماهرانه لبخند می‌زنند، گرما را نقش بازی می‌کنند، و درست همان لحظه که خیال می‌کنی پناهت را پیدا کرده‌ای، بی‌رحمانه حقیقت را از تو پنهان می‌کنند. شاید تلخ‌ترین حقیقت همین باشد؛ اینکه دروغ، همیشه با فریاد نمی‌آید. گاهی آرام است، به لطافت یک نگاه، به گرمای یک آغوش، به صداقتِ ظاهریِ یک لبخند. و انسان، درست همان‌جا که بیش از همیشه باور می‌کند، عمیق‌تر از همیشه فریب می‌خورد.

خب میگم که برید تو تنظیمات پروفایل تونو بزنید فقط برای مخاطبان و منو هم عضو مخاطبا کنید

https://t.me/ArioProx/6585 نه اریو اصلا موضوع خانواده نیست یه گپ هست تو تلگرام عکس پروفایل دخترای ایرانی رو برمیداره میزاره چنل تا ممبرهاش هر کاری بخوان بکنن

تو تیک تاک نمیشه یه پیام رو پین کرد؟

تیک تاک شدیم ۱ کا فالوور به سرعت برق و باد

و در چشمان او طنابِ دارِ قلبِ عاشقم بود؛ طنابی از جنسِ سکوت و حسرت، از جنسِ نگاه‌هایی که بی‌آنکه حرفی بزنند، آدم را تا مرزِ نابودی می‌بردند. هر بار که به او خیره می‌شدم، انگار جهان برای چند ثانیه از حرکت می‌ایستاد و زمان، خسته و خاموش، کنارِ چشم‌هایش زانو می‌زد. عجیب بود که چگونه یک انسان می‌تواند هم‌زمان شبیهِ نجات و پایان باشد؛ لبخندش آرامشی داشت که روح را تسکین می‌داد، اما پشتِ همان آرامش، اندوهی عمیق پنهان بود که قلبم را آهسته‌آهسته می‌بلعید. من در او چیزی شبیهِ ابدیت دیده بودم و همین اشتباهِ باشکوه، آغازِ تمامِ سقوط‌هایم شد. بعضی آدم‌ها را نمی‌شود دوست داشت بی‌آنکه بخشی از خودت را از دست بدهی؛ آن‌ها شبیهِ آتش‌اند، نزدیکشان که می‌شوی گرم می‌شوی، اما دیر یا زود می‌فهمی بهایِ این گرما، سوختنِ تمامِ جانت بوده است. او نمی‌دانست هر نگاهِ کوتاهش چگونه تا ساعت‌ها در ذهنم تکرار می‌شود و چگونه سکوتش از هزار اعتراف دردناک‌تر است. من در تاریکیِ چشمانش گم شده بودم؛ جایی میانِ خواستن و نرسیدن، میانِ امید و نابودی، میانِ رؤیایی که آن‌قدر زیبا بود که نمی‌شد واقعی باشد. و چه تلخ است وقتی انسان، خوشبختیِ خودش را در قلبِ کسی پیدا کند که برای نگه داشتنش حتی یک‌بار هم نجنگیده است. گاهی فکر می‌کنم عشق چیزی جز یک مرگِ تدریجی نیست؛ آدم آرام‌آرام خوابش، آرامشش، غرورش و حتی خودش را به دیگری می‌بخشد و روزی می‌فهمد دیگر چیزی از او باقی نمانده، جز خاطره‌ای خسته که هنوز در راهروهایِ ذهنش نامِ کسی را زمزمه می‌کند که سال‌هاست رفته است. و من، با تمامِ این ویرانی، هنوز هم اگر دوباره به آغاز برگردم، باز همان چشم‌ها را انتخاب می‌کنم؛ چون بعضی نابودی‌ها، آن‌قدر زیبا هستند که انسان ترجیح می‌دهد برای همیشه در آن‌ها غرق شود.

چه باحاله

photo content

فرق داره که می‌گم والیبال بیشتر بلند می‌کنه، و ژنتیک هم مهمه.

بقیه سوالا فردا

شبتون بخیر

تو سه ماه رفتن

اریو چند سالگی جوش زدی؟؟ و چند سالگی از بین رفتن؟؟