blue hour !!
前往频道在 Telegram
Just midnight thoughts turning into love stories Wanna talk ?? : @HelikaIsHerebot Archive : @bluehouranon
显示更多未指定国家未指定类别
968
订阅者
+924 小时
+277 天
+7430 天
帖子存档
قربونت برم، خوشحالم دوستشون داشتی~
آئوبوم واقعیتش کاپل خیلیییییی فرعی سینرز هستن و زیاد نقشی ندارن اما خب در حد نیاز هستن:(
لطفا تیو فصل دوم بزار ایو اینجوری باشه یعنی مثلن همون قدرت و کنترل گر باشه و خب توی فصل دوم کارکترش رو عوض نکن 😭
ببین من همین الان سینزر رو پارت جدیدش رو تموم کردم و میخوام بگم که این پارت هم عین پارت های قبلی شاهکار و خیلی دوست دارم که ائوبوم زیاد توی پارت ها باشن 😭😭😭
گاهی مهم نیست چقدر یک نفر رو دوست داری، مجبور به پذیرش این میشی که باهم نمیتونید. =)))
اما خب مسئله اینجاست که شما نمیدونید قراره چه اتفاقی بیفته و چطور جدا بشن؟ جوری خواهد بود که پرث واقعا با خودش فکر خواهد کرد "سانتا دیگه هرگز نمیخواد به چشمهای من نگاه کنه حتی"
راستش... پرث نمیتونه هیچوقت تماماً سانتا رو از قلبش و گذشتهش پاک کنه، احتمالا حتی اگه داستان جوری پیش میرفت که این دو نفر ده سال همدیگه رو نمیدیدن، ده سال بعد هم که به پرث میگفتن جون سانتا در خطره، باز هم میومد و دست خالی با ۸ نفر بهخاطر معشوقش میجنگید
:)))))) میدونی ویلیام از اون شخصیتهاست که دیگه اوج خاکستریه، به اندازهای توی وجودش سفید هست که دات براش بسوزه اما اونقدری هم سیاه هست که فحشش بدی
البته بیچاره فکرش رو هم نمیکنه که وارث مُرده جاکراپاترها از قبر اومده باشه بیرون.
واااای دقیقاااا
ممنونم که به این مسئله اشاره کردی =))
به پوند گفتن "پرث تاناپون" بیمارستانه و پوند به پووین گفت بلایی سر "سانتا" اومده
بعد دقت کردید مخاطب اضطراری پرث، پونده؟ بهتون گفتم رابطه این دو نفر خیلی عمیقتر از چیزیه که فکر میکنید، یادتونه؟
:))))) با توجه به شناختی که از پرث دارم و میزان suicidal بودنش و اون جمله خودش "من جز تو زندگیای ندارم"، احتمالا اگه در حالت عادی ۸ نفر میریختن سرش، میایستاد تا بمیره.
