blue hour !!
前往频道在 Telegram
Just midnight thoughts turning into love stories Wanna talk ?? : @HelikaIsHerebot Archive : @bluehouranon
显示更多未指定国家未指定类别
959
订阅者
-124 小时
+227 天
+6530 天
帖子存档
اون که آره ولی یادتونه شما میگفتید است بفهمه واقعا ویلیام کیه شاید ببخشتش و من گفتم "اینکه چطور بفهمه مهمه"؟ اینکه چطور بفهمه مهمه.
اون که آره ولی یادتونه شما میگفتید است بفهمه واقعا ویلیام کیه شاید ببخشتش و من گفتم "اینکه چطور بفهمه مهمه"؟ اینکه چطور بفهمه مهمه.
شما فرصت بدید اصلا ببینید این وسط قراره چی بشه و چرا پرثسانتا قراره جدا بشن شاید بعدش به همهشون حق دادید؟
بهنظر خودتون منطقیه که توی اون حال و اوضاع، در حالی که سانتا داره خون بالا میاره و مسموم شده، پرث زنگ زده نانون برای "کمک" بیاد، شرایط کاملا تنشزاست و پرث اینقدر عاشقه که گریه میکنه کنار تخت سانتا یهو نانون رو ببینه و بگه "واو نیمه گمشده من تا الان کجا بودی؟" و سانتا رو ول کنه بره؟
بابا من که نگفتم الان پرث نانون رو میبینه و یهو به کل سانتا رو فراموش میکنه د آخه محض رضای ناراویت کمی صبر کنید.
