❤️🩹
前往频道在 Telegram
显示更多
未指定国家未指定类别
415
订阅者
-224 小时
-117 天
-9630 天
帖子存档
414
در خیالات خـــودم، در زیر بارانی که نیسـت
میرســم با تو به خانه، از خیابانی که نیســت
مینشــینی روبرویم، خسـتگی درمیکنی
چـــای میریزم برایت، توی فنجــانی که نیست
باز ميخــندی و ميپرسي، كه حالت بهتـــر است؟!
باز میخــــندم که خیلی، گرچه میدانی که نیســت
شعــــر میخوانم برایت، واژهها گل میکنند
یاس و مریم میگـــذارم، توی گـــلدانی که نیست
چشـــم میدوزم به چشـــمت، ميشود آیا کمی
دستهــایم را بگـــیری، بین دســتانی که نیست..؟!
وقت رفتن میشود، با بغض میگویم نرو…
پشت پایت اشـــک میریزم، در ایوانی که نیست
میروی و خــــانه لبریز از نبودت میشود
باز تنها میشـــوم، با یاد مهمـــانی که
نیست…!
رفتـــهای و بعد تو این کـــار هـــر روز من است
باور اینکه نبـاشــی کار آســـانی کــه نیست
