🐾 FOX ART🐾
前往频道在 Telegram
هر چه در ذهن میگذرد و هر آنچه در روزمرگی میگذرد… 🎞️🎨 نقاشیهایی که از لحظهها میآیند، نه از کتابها. همراه من باش تا زندگی را رنگی ببینیم. ناشناس 👇🏻🐾🦊 http://t.me/HidenChat_Bot?start=8541376131
显示更多未指定国家未指定类别
291
订阅者
-224 小时
-217 天
-5030 天
帖子存档
291
«از یک جایی به بعد، آدم دیگر دنبال روشنایی نمیگردد... فقط دلش میخواهد تاریکی دست از سرش بردارد.» 🖤
یک آهنگ از طرف یک دوست . خیلی به دلم نشسته 🫠🦊
291
«آدم از خستگی نمیشکند؛ از ادامه دادن، وقتی دیگر چیزی درونش نمانده باشد.» 🖤
کاری از سر بیکاری
291
Repost from N/a
"Don’t wanna say goodbye.. 🫠✨"
کلاس تاریخ هنر/استاد نوروزی:
عاشق این ادیتم شدمم گریهه🫠🖤..
291
«شاید امروز کتابی باز نکردم... اما هر قطرهی باران، هر خنده و هر عکسی که گرفته شد، صفحهای از روزی را نوشت که ارزش هزار بار مرور کردن را دارد.» 🌧️✨
291
«آسمان ابری یادم داد همیشه لازم نیست خورشید دیده شود تا دنیا روشن بماند؛ بعضی روزها، همین ابرها هستند که به آدم فرصت میدهند آرامتر فکر کند و دوباره خودش را پیدا کند.» 🌥️
این عکس زیباس مثل چشمانت ❤️✨
291
دل در بر من زنده برای غم توست 🌑
بیگانه خلق و آشنا، غم توست
لطفیست که میکند غمت با دل من 🌪️
ورنه دل تنگ من چه جای غم توست 🖤
اندر دل بیوفا غم و ماتم باد 🌬️
آن را که وفا نیست ز عالم کم باد 🍂
دیدی که مرا هیچکسی یاد نکرد ✨
جز غم که هزار آفرین بر غم باد 🙏
چون هیچ نمانیم ز غم هیچ نپیچیم 🌀
چون هیچ نمانیم همیم و هم آنیم 🤝
شادی شود آن غم که خوریمش چو شکر خوش 🍬
ای غم بر ما آی که اکسیر غمانیم 💊
مرا چون کم فرستی غم، حزین و تنگدل باشم 💔
چو غم بر من فروریزی ز لطف غم خجل باشم 😔
غمان تو مرا نگذاشت تا غمگین شوم یک دم ⏳
هوای تو مرا نگذاشت تا من آب و گل باشم 🌊🌸
همه اجزای عالم را غم تو زنده میدارد 🌍
منم کز تو غمی خواهم که در وی مستقل باشم 🦁✨
291
زمان، زمانِ شکفتنِ دل است. هوا بوی بهشت گرفته است، وَ باد، نامِ تو را از میانِ شاخههای روشن عُبور میدهد. کنارِ رودِ موهایت، شرابِ نگاهت آهسته در جانم میریزد؛ بیآنکه جامی در میان باشد. خورشید، هر بامداد، از دو چشمِ تو طلوع میکُنَد، وَ جهان به نامِ عشق آغاز میشود. تنِ تو آتشی نیست که بسوزاند؛ آتشی اَست که جان را دوباره میآفریند. بگذار در شعلههای حُضورت، تمامِ این خانهٔ فرسوده، تمامِ ترسها، تمامِ دیروزها خاکِستَر شَوَند... شاید از میانِ این خاکِستَر، دِلی تازه برای دوست داشتن بَرخیزد...
