حوالیِ هستی🌿
前往频道在 Telegram
جایی برای ماندنِ عکسها و کلمهها چند تکه از دنیای من🌱🌍 @Aroundhastibot چند خط از تو،اینجا💚
显示更多未指定国家未指定类别
738
订阅者
无数据24 小时
-257 天
-5930 天
帖子数量
数据加载中...
反应
评论
Telegram 星星
按以下排序的热门帖子
数据加载中...
发布分析
帖子 | 浏览量动态 | |||||
Hassan Shamaizade - Mordab - 320.mp3 | 23 | 0 | 0 | 2 | 登录以查看统计数据 | |
⭕️ به یاد قهرمان هایی که رفتن🖤 | 17 | 0 | 0 | 0 | 登录以查看统计数据 | |
没有文字... | 23 | 0 | 0 | 2 | 登录以查看统计数据 | |
🏞Feeling nature:>🌱🌊🌞 | 24 | 0 | 0 | 0 | 登录以查看统计数据 | |
🌼🌱 | 24 | 0 | 0 | 1 | 登录以查看统计数据 | |
بزرگترین نبرد ها در میدانهای جنگ نیست در سرم است هر روز میلیون ها کشته میدهم.
-تولستوی | 23 | 1 | 0 | 2 | 登录以查看统计数据 | |
چقدر لطف دارین به من♥️ | 25 | 0 | 0 | 2 | 登录以查看统计数据 | |
حالم بده میام تو چنلت خوب میشم عکساتو میبینم | 26 | 0 | 0 | 2 | 登录以查看统计数据 | |
چند وقتی اصلا فرصت نمیکنم چنلای قشنگتون خوب چک کنم | 28 | 0 | 0 | 2 | 登录以查看统计数据 | |
زندگی کوتاهتر از اونه که شیرینی نخوری🤌🏻 | 28 | 0 | 0 | 3 | 登录以查看统计数据 | |
امروز یه سال دیگه هم از من گذشت؛
یه سال پر از اتفاقای ریز و درشت،
پر از خندههایی که موندن و بغضهایی که رد شدن.
حالا دلم میخواد سال جدید رو آرومتر زندگی کنم،بیشتر بخندم،بیشتر دوست داشته باشم
و یه روزی که به عقب نگاه میکنم،
بگم:«چه خوب که اون روزا رو زندگی کردم.» | 57 | 1 | 0 | 11 | 登录以查看统计数据 | |
چقدر قشنگ🥹 | 50 | 0 | 0 | 5 | 登录以查看统计数据 | |
طرح مقنعه یکی از دانشجوهای ادبیات فارسی🥹❤️
چون شکر شیرین و چون گوهر زبان پارسیست
فارسی فرهنگ و آیین و نشان پارسیست | 44 | 2 | 0 | 7 | 登录以查看统计数据 | |
🥲🥲🥲 | 29 | 0 | 0 | 0 | 登录以查看统计数据 | |
قهوه و نم بارون پاییزی. | 36 | 0 | 0 | 0 | 登录以查看统计数据 | |
اگه حالت خوب نیست،لازم نیست همهچیز رو همین امروز درست کنی.
فقط از جات بلند شو،یه لیوان آب بخور،
پنجره رو باز کن،اتاقت رو کمی مرتب کن،صورتت رو بشور،یه لباس تمیز بپوشو چند دقیقه توی هوای آزاد راه برو.گاهی برای بهتر شدن حال آدم
لازم نیست اتفاق بزرگی بیفته
گاهی فقط باید دوباره
خودت رو به زندگی برگردونی. | 129 | 4 | 0 | 7 | 登录以查看统计数据 | |
فضا و وایب کافه رو خیلی دوست داشتم🤎 | 175 | 5 | 0 | 8 | 登录以查看统计数据 | |
نامه چهاردهم:
بعضی عصرها هنوز بوی همان روزهای قدیمی را میدهند؛
روزهایی که یک آهنگ آرام در پسزمینه پخش میشد و پنجره، کوچهای خیس را نشان میداد.
آدمها آن روزها سادهتر به نظر میرسیدند؛با چند پیام کوتاه،چند قدم همراهی و گاهی فقط یک «خوبی؟» که از میان کلماتش میشد فهمید چیزی را متوجه شدهاند.
بعد،کمکم بعضی صداها دور شدند؛
نه با خداحافظی،نه با اتفاق بزرگی، فقط مثل کوچهای که هرچه جلوتر میروی، آرامآرام از پشت سرت محو میشود.
چیزهایی از آن روزها اما جا ماند؛
یک آهنگ،عکسی از یک عصر معمولی، چند جملهی نصفه و نیمه و خاطرهی آدمهایی که زمانی بخش کوچکی از روزها بودند.
شاید سالها بعد،میان یک آهنگ قدیمی یا بوی باران،دوباره همان روزها برگردند؛نه با تمام جزئیاتشان،فقط به اندازهی یک حس کوتاه و آشنا.
مثل شمعدانیهای پشت پنجرهی خانهای قدیمی؛هنوز همانجا، میان غبار سالها،چیزی از بهارِ آن روزها را نگه داشتهاند.
https://t.me/nazanin_FNn | 56 | 1 | 0 | 5 | 登录以查看统计数据 | |
من شبیه یه ستاره تو آسمونم ☆
ستارهای که گاهی پرنوره و گاهی کم نور؛
اما تا لحظهای که وجود داره، نورش خاموش نمیشه. | 33 | 1 | 0 | 5 | 登录以查看统计数据 | |
sticker.webp | 50 | 0 | 0 | 0 | 登录以查看统计数据 |

