ch
Feedback
مَرحم

مَرحم

前往频道在 Telegram

تنگی‌دل‌و‌مضیق‌زقاق @kariiimii313

显示更多
未指定国家未指定类别
420
订阅者
-924 小时
-167 天
-1630 天
帖子存档
تو به گمنامان نگاهِ‌ بیشتر داری ولی.

نپرس حال مرا روزگارم یار نیست…

00:25 🫀

زنده می‌کرد مرا دم‌به‌دم امیدِ وصال ورنه دور از نظرت کشتهٔ هجران بودم .

گفتی"فمـن یمـت یـرنی"و من در تمامی عمرم برای دیدنت، مرگ آرزو کردم...

گویند کریم است و گناه میبخشد… گیرم که ببخشد زِ خجالت چی کنم ؟!

در انتهای راهِ خیالش چاله‌ای عمیق بود که از درونش صدای‌ ناله‌ی ما می‌آید

رمق ِزندگی‌ام نیست ، نجف می‌خواهم ..

هجر به استخوان رسید ؛ وصل دوا نمی‌کنی تصدقت ؟

وضع خموش ما ز سخن دلنشین‌تر است

sticker.webp0.02 KB

هرگز به این خیال که دیدار میرسد

ارباًارباشدن‌قامت‌رعنا‌سخت‌است

ما بها و خون بها را یافتیم جانب جان باختن شتافتیم

نمی‌خوابم که نیای به‌ خوابم.

آینه در آینه شد دیدم که منم چو دیده گشودم نه منم، نه او بود

ما در پیاله عکس رخ یار دیده‌ایم

لافِ طاقت زده ام، گم گُنَهی نیست مرا

غم به استخوان که برسد می‌شود سکوت…

00:32 فمن‌یموت‌یرنی🫀