𝖦𝗅𝖺𝗌𝗌𝖱𝖾𝖿𝗅𝖾𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇𝗌
前往频道在 Telegram
𝖤𝗅𝗅𝖾 é𝗍𝖺𝗂𝗍 𝗆𝗈𝗇 𝐆𝐨𝐥𝐝𝐞𝐧 𝐁𝐫𝐨𝐰𝐧. › 𝖳𝗂𝗄𝖳𝗈𝗄 : @glass.reflections › 𝖨𝗇𝗌𝗍𝖺𝗀𝗋𝖺𝗆: @gl4ssreflections._ ♍ . 𝖲𝗁𝖾/𝖧𝖾𝗋 . 𝖨𝖭𝖥𝖩-𝖠 . 𝖧𝗎𝗆𝖺𝗇𝗂𝗍𝗂𝖾𝗌
显示更多未指定国家未指定类别
217
订阅者
+124 小时
无数据7 天
-130 天
帖子存档
و شاید سؤال جالبتر این باشد:
اگر چشم نمادِ دیدن است، چرا در بسیاري از فرهنگها چیزي که دیده نميشود از چیزي که دیده ميشود مهمتر بوده است؟
- گاهي نماد دانایي بوده؛ مثل چشم اودین که براي خرد قرباني شد.
- گاهی نماد بینش بوده؛ مثل مفهوم چشم سوم.
- گاهي نماد ترس بوده؛ مثل چشمزخم.
- و گاهي همان چیزي که انسان از آن ميترسیده، تبدیل شده به وسیلهاي براي محافظت از خودش.
حتي بعضي از این اشیاي محافظ بهگونهاي ساخته ميشدند که انگار قرار است نگاه را با نگاه پاسخ دهند؛ یعني نیرویي که از چشم بد ميآید، با یك نماد چشممانند دفع شود. در اصطلاح تاریخي، به چنین کاربردي 𝖺𝗉𝗈𝗍𝗋𝗈𝗉𝖺𝗂𝖼 گفته ميشود؛ یعني چیزي که برای دور کردن یا دفع شر به کار ميرود.
در نتیجه، چشم در طول تاریخ فقط نماد بینایي نبوده است.
هم چیزي است که ممکن است به تو آسیب بزند، هم چیزي که براي دور کردن همان آسیب به کار ميبري.
این قسمت براي من یکي از عجیبترین بخشهاي فلسفهٔ چشم است: انسان چیزي را که از آن ميترسد، به نماد محافظ خودش تبدیل ميکند.
چشم، هم تهدید است و هم سپر.
حتي در موزهٔ لوور، لوحي متعلق به هزارهٔ دوم پیش از میلاد وجود دارد که عنوان آن به اثرات چشم بد اشاره میکند و شامل نوشتهاي آییني براي مقابله با آن است. یعني این فقط یك داستان شفاهي ساده نبوده؛ این باور وارد متن، آیین و اشیاي محافظتي مردم باستان هم شده بود.
اینجاست که بهتر است بگویم به همین دلیل، در فرهنگهاي مختلف اشیاي چشمشکل بهعنوان طلسمهاي محافظ ساخته شدند. یکي از جالبترین نمونهها در بینالنهرین دیده ميشود؛ جایي که چشمهای بزرگ روي مجسمهها و اشیاي آییني فقط براي زیبایي نبودند و ميتوانستند با محافظت و ارتباط میان جهان انساني و جهان الهي ارتباط داشته باشند.
پس اگر چشم ميتواند آسیب برساند، پس ميتوان چیزي شبیه چشم را براي محافظت هم به کار برد.
مگه نه؟ و درست در همین نقطه، یك پارادوکس شکل ميگیرد.
وحی: من به شخصه به چشم زخم نه ولی به انرژی ها خیلی اعتقاد دارم. از نظر من وقتی وارد جمعی میشی که به جای انرژی های مثبت،علاقه و آرزو های خوب برات با موجی از انرژی های منفی،حسادت،کینه و آرزو های پلید مواجه میشی میتونه تاثیر خیلی زیادی روی حال روحی و حتی جسمیت بزاره.
البته همیشه هم صرفا افرادی که انرژی منفی میفرستن افراد بدی نیستن،حتی نگاه کردن به یه نفر با حسرت هم میتونه یه انرژی منفی رو به طرف مقابل منتقل کنه.
شاید خودِ چشمزخم واقعي نباشه، اما چیزي که قطعاً واقعیه، حسادت، ترس و تأثیريه که باور انسان میتونه بر ذهنش بذاره.
من هم چشمزخم رو بهعنوان یك نیروي مستقل و ماورایي باور ندارم. براي من، محافظت و امنیت چیزي نیست که از یك نماد یا طلسم به دست بیاد؛ ایمانمو بر خدا و رابطهام باهاش قرار میدم.
من شخصاً به چشمزخم اعتقادي ندارم. نه به این دلیل که تموم فرهنگها و باورهاي قدیمیو بيارزش میدونم؛ اتفاقاً براي من تاریخچهٔ این باورها خیلي جالبه. چیزي که برام جذابه اینه که بفهمم انسانها در دورههاي مختلف، ترسها و ناشناختههاشونو چطور بهشون معنا بخشیدن.
از نظر علمي، قطعا شواهد قابل اعتمادي وجود ندارد که نشان دهد نگاه یا حسادت یك فرد ميتواند بهصورت ماورایي باعث بیماري، بدشانسي یا اتفاقات ناگوار براي فرد دیگري شود. بنابراین چشمزخم بهعنوان یك نیروي فراطبیعي، یك باور فرهنگي و سنتي محسوب ميشود، نه یك پدیدهٔ علمي اثباتشده.
اما سؤال مهم اینجاست: آیا واقعاً نگاه یك انسان ميتواند چنین نیرویي داشته باشد؟
