270
订阅者
无数据24 小时
-47 天
-830 天
帖子存档
270
[愛をくれたのに、なぜ]:
first chapter ; secondpart
“گفتی بدون من میمیری بومگیو… ولی هنوز زندهای.” هر واژهای که بر زبان میآورد، طعم تلخ نفرت از خودش را زیر زبانش پخش میکرد.put your opinion: @takemyha1fbot
270
"من فقط میتونم با چند تا شوک لعنتی قلبش رو وادار به تپیدن کنم اما زنده بودنش چیزی نیست که بتونم براش تلاش کنم. چجوری تلاش کنم به زندگی برگرده؟ ها؟ اونم وقتی تویی که خدای اونی براش آرزوی مرگ میکنی؟"
