408
订阅者
+124 小时
+57 天
+2430 天
帖子存档
ولی وقتی داشتم پاورپوینت درست میکردم وقتی داشتم لوگو دانشگاه شیراز میزاشتم یجوری شدم یه حس براورده شدن ارزو به خودم میگفتم چقدر دلت میخواست فکر میکردی نمیشه اما الان دانشجو دانشگاه شیرازیییی یادت نره داری رویاتو زندگی میکنی
چقدر الان میفهمم رها چقدر الان نیاز دارمممم اینجوری باشممممم هیچی حس نکنممم اخ خدایاااا
Repost from مرز باریک
کاش با پوست و استخون حس نمیکردیم: «فقط مرگه که چاره نداره!» شبیه زندهزنده سوختن در آتشه عزیزِ من. کجایی تو؟
