496
订阅者
无数据24 小时
-107 天
+3630 天
帖子存档
Repost from خـاطـراتِ نـعنـاع
جـایــے مـیان آسـمـان و اقـیانـوس؛
جـایــے کـه او هـسـت و مـن، بــے هـیـچ تـرســے، در دوسـت داشـتنـش غـرق مـےشـوم.
Repost from 𝐷𝐴𝑅𝐿𝐼𝑁𝐺 ׅℴ𝒻 ᮫ ׅ𝓉𝒽ℯ ֹ𝐷𝐴𝑅𝐾𝃤
🕯️🕯️
🤍𝑒𝑒𝑙 🤍ℴ 🤩𝑙𝑜𝑠𝑒 ⭐⭐⭐⭐⭐
🖤🅱️🖤
📌🔤𝑜 🔤𝑜𝑢 🤩 🤩𝑖𝑔ℎ𝑡 🤩𝑜𝑤📌
Repost from N/a
نامهخاکستریِ دلم، این نامهی دل، نه وصیت است و نه تمنا؛ تنها بازماندهای است از جانی که در میانِ فاصلهها گم شده. ببین چطور کلماتش مثل دود، در هوایِ نبودنت سنگین شدهاند و رگهایِ کاغذ را سیاه کردهاند. هر واژه، قدمهایِ لرزانِ اوست که حالا دیگر جای پایی در این جهان ندارند، اما ردِ آنها بر تنِ تو باقی مانده. خنده، گریه و آن نگاههایِ نافذی که گویی دنیا را در هم میکشیدند، حالا فقط در این خطوطِ کج و معوج زندهاند. چقدر مضحک است؛ او رفته و تنها این جوهرِ بیجان مانده تا به تو یادآوری کند که چقدر بیپناهی. این نوشتهها، مثلِ عطرِ یک گلِ خشکیده، هنوزهم بویِ آن حضورِ گرم و پرجنجال را میدهند. او نیست، اما این کلمات، مثلِ شبحی در خانهی دلت، بیوقفه به دورِ تو میچرخند. انگار میخواست بگوید: «من نبودم، اما این درد، من هستم.» حالا تو بمان و این تکههایِ شکسته از یک قلبِ بزرگ، که هر کدام، قصهای برای گفتن دارند. عجب بازیِ تلخی؛ او رفت تا این نامهها، تمامِ عمر، تو را به یک زندانِ شیرین و خاکستری گرفتار کنند. و من، در این سکوت، فقط تماشاگرِ این اسارتِ باشکوه هستم.
شروین
Repost from N/a
