کانون همخوانی شریف📖✨
前往频道在 Telegram
«یه روزی یه کتابی میاد که مسیر زندگیت رو تغییر میده!✨📖» اینجا پناهگاهی برای جانهاییست که در هیاهوی روزگار، به دنبال سکوتی برای خویشتناند. به امید گسترش فرهنگ کتابخوانی و کتاب دوستی..🌱 گپ: @sutreading_gap
显示更多未指定国家未指定类别
897
订阅者
+324 小时
+77 天
+10830 天
帖子存档
🎬 دوازده مرد خشمگین (12 Angry Men)
🎞 سال انتشار: ۱۹۵۷
🎬 کارگردان: سیدنی لومت (Sidney Lumet)
✍️ نویسنده: رجینالد رز (Reginald Rose)
🎭 ژانر: درام، جنایی، روانشناختی
🌍 کشور: ایالات متحده آمریکا
⏱ مدت زمان: ۹۶ دقیقه
⭐ امتیازها
IMDb: 9.0/10
Rotten Tomatoes: ۱۰۰٪ (منتقدان)
🏆 جوایز و افتخارات
🐻 برنده خرس طلایی جشنواره فیلم برلین
🎭 نامزد ۳ جایزه اسکار (بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه اقتباسی)
✍️ برنده جایزه انجمن نویسندگان آمریکا (WGA) برای بهترین فیلمنامه درام
🎬 ثبتشده در فهرست ملی فیلم آمریکا (National Film Registry) بهعنوان اثری با ارزش فرهنگی، تاریخی و هنری
🌟 جایگاه در تاریخ سینما
«دوازده مرد خشمگین» با امتیاز 9.0 در IMDb، همواره در میان ۱۰ فیلم برتر تاریخ سینما قرار داشته و سالهاست یکی از تحسینشدهترین و تأثیرگذارترین آثار تاریخ سینما محسوب میشود. این فیلم همچنین در بسیاری از فهرستهای معتبر، از جمله برترین فیلمهای تاریخ از نگاه منتقدان و فیلمسازان، جایگاه ویژهای دارد.
📖 خلاصه داستان
در یکی از حساسترین پروندههای جنایی، نوجوانی به اتهام قتل پدرش محاکمه شده و اکنون سرنوشت او در دستان دوازده عضو هیئت منصفه است. در حالی که یازده نفر بدون هیچ تردیدی رأی به گناهکار بودن او میدهند، تنها یک نفر مخالفت میکند و درخواست میکند شواهد و مدارک بار دیگر با دقت بررسی شوند.
آنچه در ادامه میبینیم، صرفاً بحث درباره بیگناهی یا گناهکار بودن یک متهم نیست؛ بلکه جدالی نفسگیر میان منطق و تعصب، حقیقت و پیشداوری، احساسات و عدالت است. هرچه گفتوگوها پیش میرود، زوایای پنهان پرونده آشکارتر شده و شخصیت واقعی هر یک از اعضای هیئت منصفه نیز
نمایان میشود.
🎥 چرا باید این فیلم را ببینیم؟
«دوازده مرد خشمگین» یکی از آن فیلمهایی است که ثابت میکند برای خلق یک شاهکار، نیازی به جلوههای ویژه، صحنههای اکشن یا لوکیشنهای متعدد نیست. تقریباً تمام داستان در یک اتاق روایت میشود، اما قدرت دیالوگها، بازیهای درخشان، شخصیتپردازی دقیق و تعلیق روانی فوقالعاده، باعث میشود مخاطب از ابتدا تا پایان چشم از فیلم برندارد.
این اثر تنها یک فیلم نیست؛ بلکه درسی درباره مسئولیتپذیری، قدرت تفکر انتقادی، اهمیت شنیدن نظر دیگران و خطر قضاوت عجولانه است. موضوعاتی که با وجود گذشت دههها از ساخت فیلم، همچنان به همان اندازه تازه، قابل لمس و تأملبرانگیز هستند.
اگر تاکنون این شاهکار را تماشا نکردهاید، بدون اغراق یکی از مهمترین آثار تاریخ سینما را از دست دادهاید؛ فیلمی که پس از پایان آن، احتمالاً نگاهتان به مفهوم عدالت، حقیقت و تصمیمگیری برای همیشه تغییر خواهد کرد.
🎬 دوازده مرد خشمگین (12Angry men)
🎞 سال انتشار: ۱۹۵۷
🎬 کارگردان: سیدنی لومت (Sidney Lumet)
✍️ نویسنده: رجینالد رز (Reginald Rose)
🎭 ژانر: درام، جنایی، روانشناختی
🌍 کشور: ایالات متحده آمریکا
⏱ مدت زمان: ۹۶ دقیقه
⭐ امتیازها
IMDb: 9.0/10
Rotten Tomatoes: ۱۰۰٪ (منتقدان)
🏆 جوایز و افتخارات
🐻 برنده خرس طلایی جشنواره فیلم برلین
🎭 نامزد ۳ جایزه اسکار (بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه اقتباسی)
✍️ برنده جایزه انجمن نویسندگان آمریکا (WGA) برای بهترین فیلمنامه درام
🎬 ثبتشده در فهرست ملی فیلم آمریکا (National Film Registry) بهعنوان اثری با ارزش فرهنگی، تاریخی و هنری
🌟 جایگاه در تاریخ سینما
«دوازده مرد خشمگین» با امتیاز 9.0 در IMDb، همواره در میان ۱۰ فیلم برتر تاریخ سینما قرار داشته و سالهاست یکی از تحسینشدهترین و تأثیرگذارترین آثار تاریخ سینما محسوب میشود. این فیلم همچنین در بسیاری از فهرستهای معتبر، از جمله برترین فیلمهای تاریخ از نگاه منتقدان و فیلمسازان، جایگاه ویژهای دارد.
📖 خلاصه داستان
در یکی از حساسترین پروندههای جنایی، نوجوانی به اتهام قتل پدرش محاکمه شده و اکنون سرنوشت او در دستان دوازده عضو هیئت منصفه است. در حالی که یازده نفر بدون هیچ تردیدی رأی به گناهکار بودن او میدهند، تنها یک نفر مخالفت میکند و درخواست میکند شواهد و مدارک بار دیگر با دقت بررسی شوند.
آنچه در ادامه میبینیم، صرفاً بحث درباره بیگناهی یا گناهکار بودن یک متهم نیست؛ بلکه جدالی نفسگیر میان منطق و تعصب، حقیقت و پیشداوری، احساسات و عدالت است. هرچه گفتوگوها پیش میرود، زوایای پنهان پرونده آشکارتر شده و شخصیت واقعی هر یک از اعضای هیئت منصفه نیز
نمایان میشود.
🎥 چرا باید این فیلم را ببینیم؟
«دوازده مرد خشمگین» یکی از آن فیلمهایی است که ثابت میکند برای خلق یک شاهکار، نیازی به جلوههای ویژه، صحنههای اکشن یا لوکیشنهای متعدد نیست. تقریباً تمام داستان در یک اتاق روایت میشود، اما قدرت دیالوگها، بازیهای درخشان، شخصیتپردازی دقیق و تعلیق روانی فوقالعاده، باعث میشود مخاطب از ابتدا تا پایان چشم از فیلم برندارد.
این اثر تنها یک فیلم نیست؛ بلکه درسی درباره مسئولیتپذیری، قدرت تفکر انتقادی، اهمیت شنیدن نظر دیگران و خطر قضاوت عجولانه است. موضوعاتی که با وجود گذشت دههها از ساخت فیلم، همچنان به همان اندازه تازه، قابل لمس و تأملبرانگیز هستند.
اگر تاکنون این شاهکار را تماشا نکردهاید، بدون اغراق یکی از مهمترین آثار تاریخ سینما را از دست دادهاید؛ فیلمی که پس از پایان آن، احتمالاً نگاهتان به مفهوم عدالت، حقیقت و تصمیمگیری برای همیشه تغییر خواهد کرد.
سلام عزیزان و همخوان های گرامی✨
امروز ساعت 16 فیلمی رو معرفی میکنیم خوشحال میشیم فیلم رو ببینید و اگر دیدید از ساعت 20 هرکسی نظرش رو راجب فیلم بگه خوشحال میشیم همراهی شما عزیزان رو داشته باشیم💖
از حاشیههای بینام شهر
بیشتر میترسم
تا حاشیههای بدنام
ما هیچوقت کنار هم نبودیم
روی هم انباشته بودیم
و این زمین نیمخیز
قدِ ما را کوتاهتر کرده بود
گوش کن!
زیرا که گرسنگی پیش از گوش بود
و هنهن دهان
پیش از گوش بود
گوش کن!
صدای استخوان شکسته را
و شادی کودکانی که بر گور مادر خود بازی میکنند...
جمجمه تاولزده
سایه تاولزده
انگشتانپا تاول زده
پیش از آنکه به سرزمین مقدس برسیم
برهنه پا
کفشهای ما را دزدیده بودند
راه را دزدیده بودند
و از گوشهای ما خون میچکید
نزدیکتر بیا
آنگونه که یک گَون
آنگونه که یک گوزن
یک تکه کوه
میتواند برای سرگردانی و آوارگی کافی باشد
آنگونه که آتش به گُل میافتد
سکوت به گُل میافتد
و تو چنان گوش میدهی
که انگار تمام تاریخ را منتظر من بودهای
" داغداغانی آب میخورد از داغِ آبِ باغ "
#امیربختیاری
#شبصدوچهاردهم
#شبشعر
💫📖@sut_reading
💫📖@sutreading_gap
سلام عزیزان و همخوان های گرامی✨
از ساعت 20 تا نیمه شب پذیرای تکه کتاب های مورد علاقتون هستیم🫶🏻
(لطفا برای دسترسی بیشتر از #تکه_کتاب استفاده کنید)
ای ساربان! آهسته رو کآرام جانم میرود
وآن دل که با خود داشتم، با دلسِتانم میرود
من ماندهام مهجور از او، بیچاره و رنجور از او
گویی که نیشی دور از او، در استخوانم میرود
گفتم، به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریشِ درون
پنهان نمیماند که خون، بر آستانم میرود
مَحمل بدار ای ساروان! تندی مکن با کاروان
کز عشق آن سرو روان، گویی روانم میرود
او میرود دامنکشان، من زَهرِ تنهاییچشان
دیگر مپرس از من نشان، کز دل، نشانم میرود
برگشت یار سرکشم، بگذاشت عیش ناخوشم
چون مجمری پُرآتشم، کز سر دخانم میرود
با آن همه بیداد او، وین عهد بیبنیاد او
در سینه دارم یاد او، یا بر زبانم میرود
بازآی و بر چشمم نشین، ای دلسِتان نازنین!
کآشوب و فریاد از زمین، بر آسمانم میرود
شب تا سحر مینَغنَوَم، واندرز کس مینَشنَوَم
وین ره نه قاصد میروم، کز کف عنانم میرود
گفتم بگریم تا اِبِل، چون خَر فرو ماند به گِل
وین نیز نتوانم که دل، با کاروانم میرود
صبر از وصال یار من، برگشتن از دلدار من
گر چه نباشد کار من، هم کار از آنم میرود
در رفتن جان از بدن، گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن، دیدم که جانم میرود
سعدی! فغان از دست ما، لایق نبود ای بیوفا!
طاقت نمیآرم جفا، کار از فغانم میرود
#سعدی
#شبصدوسیزدهم
#شبشعر
💫📖@sut_reading
💫📖@sutreading_gap
ای ساربان! آهسته رو کآرام جانم میرود
وآن دل که با خود داشتم، با دلسِتانم میرود
من ماندهام مهجور از او، بیچاره و رنجور از او
گویی که نیشی دور از او، در استخوانم میرود
گفتم، به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریشِ درون
پنهان نمیماند که خون، بر آستانم میرود
مَحمل بدار ای ساروان! تندی مکن با کاروان
کز عشق آن سرو روان، گویی روانم میرود
او میرود دامنکشان، من زَهرِ تنهاییچشان
دیگر مپرس از من نشان، کز دل، نشانم میرود
برگشت یار سرکشم، بگذاشت عیش ناخوشم
چون مجمری پُرآتشم، کز سر دخانم میرود
با آن همه بیداد او، وین عهد بیبنیاد او
در سینه دارم یاد او، یا بر زبانم میرود
بازآی و بر چشمم نشین، ای دلسِتان نازنین!
کآشوب و فریاد از زمین، بر آسمانم میرود
شب تا سحر مینَغنَوَم، واندرز کس مینَشنَوَم
وین ره نه قاصد میروم، کز کف عنانم میرود
گفتم بگریم تا اِبِل، چون خَر فرو ماند به گِل
وین نیز نتوانم که دل، با کاروانم میرود
صبر از وصال یار من، برگشتن از دلدار من
گر چه نباشد کار من، هم کار از آنم میرود
در رفتن جان از بدن، گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن، دیدم که جانم میرود
سعدی! فغان از دست ما، لایق نبود ای بیوفا!
طاقت نمیآرم جفا، کار از فغانم میرود
#سعدی
#شبصدوسیزدهم
#شبشعر
💫📖@sut_reading
💫📖@sutreading_gap
ای ساربان! آهسته رو کآرام جانم میرود
وآن دل که با خود داشتم، با دلسِتانم میرود
من ماندهام مهجور از او، بیچاره و رنجور از او
گویی که نیشی دور از او، در استخوانم میرود
گفتم، به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریشِ درون
پنهان نمیماند که خون، بر آستانم میرود
مَحمل بدار ای ساروان! تندی مکن با کاروان
کز عشق آن سرو روان، گویی روانم میرود
او میرود دامنکشان، من زَهرِ تنهاییچشان
دیگر مپرس از من نشان، کز دل، نشانم میرود
برگشت یار سرکشم، بگذاشت عیش ناخوشم
چون مجمری پُرآتشم، کز سر دخانم میرود
با آن همه بیداد او، وین عهد بیبنیاد او
در سینه دارم یاد او، یا بر زبانم میرود
بازآی و بر چشمم نشین، ای دلسِتان نازنین!
کآشوب و فریاد از زمین، بر آسمانم میرود
شب تا سحر مینَغنَوَم، واندرز کس مینَشنَوَم
وین ره نه قاصد میروم، کز کف عنانم میرود
گفتم بگریم تا اِبِل، چون خَر فرو ماند به گِل
وین نیز نتوانم که دل، با کاروانم میرود
صبر از وصال یار من، برگشتن از دلدار من
گر چه نباشد کار من، هم کار از آنم میرود
در رفتن جان از بدن، گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن، دیدم که جانم میرود
سعدی! فغان از دست ما، لایق نبود ای بیوفا!
طاقت نمیآرم جفا، کار از فغانم میرود
#سعدی
#شبصدوسیزدهم
#شبشعر
💫📖@sut_reading
💫📖@sutreading_gap
