کانون همخوانی شریف📖✨
前往频道在 Telegram
«یه روزی یه کتابی میاد که مسیر زندگیت رو تغییر میده!✨📖» اینجا پناهگاهی برای جانهاییست که در هیاهوی روزگار، به دنبال سکوتی برای خویشتناند. به امید گسترش فرهنگ کتابخوانی و کتاب دوستی..🌱 گپ: @sutreading_gap
显示更多未指定国家未指定类别
897
订阅者
+324 小时
+77 天
+10830 天
帖子存档
خاموشم اما
دارم به آواز ِ غم خود می دهم گوش
وقتی کسی آواز می خواند
خاموش باید بود
غم داستانی تازه سر کرده ست
اینجا سراپا گوش باید بود :
- درد از نهاد ِ آدمیزاد است !
آن پیر ِ شیرین کار ِ تلخ اندیش
حق گفت ، آری آدمی در عالم ِ خاکی نمی آید به دست ، اما
این بندی ِ آز و نیاز ِ خویش
هرگز تواند ساخت آیا عالمی دیگر ؟
یا آدمی دیگر ؟ ...
- ای غم ! رها کن قصه ی خون بار
چون دشنه در دل می نشیند این سخن اما
من دیده ام بسیار مردانی که خود میزان ِ شأن ِ آدمی بودند
وز کبریای روح برمیزان ِ شأن ِ آدمی بسیار افزودند
- آری چنین بودند
آن زنده اندیشان که دست ِ مرگ را بر گردن ِ خود شاخ گل کردند
و مرگ را از پرتگاه ِ نیستی تا هستی ِ جاوید پُل کردند
اما چه باید گفت
از انسان نمایانی که ننگ نام انسانند
درنده خویانی که هم دندان گرگانند
آنان که افکندند در گردنِ گردان فرازان
حلقه های دار
آنان که عشق و مهربانی را
در دستهای بغض و کین کشتند
آنان که انسان بودن خود را
در پای این کشتند
- ای غم ! تو با این کاروان ِ سوگواران تا کجا همراه می آیی ؟
دیگر به یاد ِ کس نمی آید
آغاز ِ این راه ِ هراس انگیز
چونان که خواهد رفت از یاد ِ کسان افسانه ی ما نیز !
- با ما و بی ما آن دلاویز ِ کهن زیباست
در راه بودن سرنوشت ِ ماست
روز ِ همایون ِ رسیدن را
پیوسته باید خواست
- ای غم ! نمی دانم
روز ِ رسیدن روزی ِ گام ِ که خواهد بود
اما درین کابوس ِ خون آلود
در پیچ و تاب ِ این شب ِ بن بست
بنگر چه جان های گرامی رفته اند از دست
دردی ست چون خنجر
یا خنجری چون درد
این من که در من
پیوسته می گرید
در من کسی آهسته می گرید
#ابتهاج
#شبصدودوازدهم
#شبشعر
💫📖@sut_reading
💫📖@sutreading_gap
#تکه_کتاب هایی از سال بلوا🍂
شب سوم
"گاهی احساس میکردم دنیا براساس عقل و منطق مردانه میگردد که مردها شوهر زنها بشوند و صورتشان را چروکیده کنند، اگر توانستند بچه به دامنشان بیندازند و اگر نتوانستند اشکشان را دربیاورند. زن موجودی است معلول و بیاراده که همه جرئت و شهامتش را می کشند تا بتوانند برتریشان را به اثبات برسانند. مسابقه مهمی بود و مرد باید برنده میشد. اما نمیدانم آیا خدا اینجور تقدیر کرده بود، یا من بداقبال بودم؟"
@inazamak
"همه چیز در آرامش به سوی ویرانی میرفت."
"چرا زمین میچرخد؟ دنبال چی میگردد؟"
@sanlume
💫📖@sut_reading
💫📖@sutreading_gap
#تکه_کتاب هایی از مرگ ایوان ایلیچ
✨روز سوم
"از این حال خشمناک بود و خشم خود را پنهان میداشت و همین اجبار به پنهان داشتن خشم بر شدت آن میافزود."
@Noahbadom
"و اگر هم نرود ناچار بایست در خانه بماند و طی بیست و چهار ساعتی که گذراندن هر یک از آنها عذابی بود این زندگی را بر لب گودال گور به تنهایی تحمل کند.
بی هیچ همنفسی که حال او را بفهمد و غمخوارش باشد."
@faz00ra
💫📖@sut_reading
💫📖@sutreading_gap
سلام عزیزان و همخوان های گرامی✨
از ساعت 20 تا نیمه شب پذیرای تکه کتاب های مورد علاقتون هستیم🫠💖
(لطفا برای دسترسی بیشتر از #تکه_کتاب استفاده کنید)
گر دست رسد در سر زلفین تو بازم
چون گوی چه سرها که به چوگان تو بازم
زلف تو مرا عمر دراز است ولی نیست
در دست سر مویی از آن عمر درازم
پروانهی راحت بده ای شمع که امشب
از آتش دل پیش تو چون شمع گدازم
آن دم که به یک خنده دهم جان چو صراحی
مستان تو خواهم که گزارند نمازم
چون نیست نماز من آلوده نمازی
در میکده زان کم نشود سوز و گدازم
در مسجد و میخانه خیالت اگر آید
محراب و کمانچه ز دو ابروی تو سازم
گر خلوت ما را شبی از رخ بفروزی
چون صبح بر آفاق جهان سر بفرازم
محمود بود عاقبت کار در این راه
گر سر برود در سر سودای ایازم
حافظ غم دل با که بگویم که در این دور
جز جام نشاید که بود محرم رازم
#حافظ
#شبصدویازدهم
#شبشعر
💫📖@sut_reading
💫📖@sutreading_gap
🎬 پیادهروی طولانی (The Long Walk)
📖 بر اساس: رمان «پیادهروی طولانی» نوشته استیون کینگ با نام مستعار ریچارد باکمن
🎞 سال انتشار: ۲۰۲۵
🎭 ژانر: دلهرهآور، روانشناختی، آخرالزمانی
⏱ مدت: ۱۰۸ دقیقه
⭐ امتیازها
IMDb: 6.7/10
خلاصه داستان
در آیندهای استبدادی، گروهی از نوجوانان در مسابقهای مرگبار شرکت میکنند؛ قانونی ساده وجود دارد: باید مدام راه بروی، وگرنه کشته میشوی. در پایان، تنها یک نفر زنده میماند.
شباهت فیلم و رمان
فیلم در روایت داستان، فضای تاریک و شخصیتهای اصلی تا حد زیادی به رمان وفادار است. با این حال، برای روایت سینمایی، برخی جزئیات و پایانبندی نسبت به کتاب تغییر کردهاند؛ البته این تغییرات با تأیید استیون کینگ انجام شده است.
📚 اگر به داستانهای روانشناختی، بقا و دیستوپیایی علاقه دارید، «پیادهروی طولانی» یکی از متفاوتترین اقتباسهای آثار استیون کینگ است.
#معرفی_فیلم
💫📖@sut_reading
💫📖@sutreading_gap
#تکه_کتاب هایی از مرگ ایوان ایلیچ
✨روز دوم
"ایوان ایلیچ بهزودی، نزدیک به یک سال بعد از ازدواج دریافت که زندگی زناشویی، گرچه با آسایشی نسبی همراه است در حقیقت مسئلهی بغرنج و توانفرسایی است بهطوریکه انسان برای اینکه بتواند تکلیف خود را ادا کند یعنی بتواند زندگی آبرومندانه و در برابر جامعه عزتبخشی داشته باشد باید در قبال آن، چنانکه در قبال کار اداری به رفتار سنجیده و خاصی برای خود بپردازد. این کار را کرد و در عرصهی زندگی زناشویی رفتاری سنجیده پیش گرفت. از زندگی زناشویی انتظاری جز آن نداشت که برایش آسایش مادی پدید آورد."
@alireza6rz
💫📖@sut_reading
💫📖@sutreading_gap
#تکه_کتاب هایی از سال بلوا🍂
شب دوم
"آن شب فهمیدم به همین سادگی آدم اسیر میشود و هیچ کاری هم نمیشود کرد. نباید هرگز به مردان و زنان عاشق خندید. همین جوری دو تا نگاه در هم گره میخورد و آدم دیگر نمیتواند در بدن خودش زندگی کند، میخواهد پر بکشد."
@Hesam_S2006
"گفت:(جاهای دیگر فقط اسمشان دهنپرکن است، اما اینجا، نقطه مهمی در دنیاست، گنجها زیر این سرزمین خوابیده. ملکوم میگوید کوه پیغمبران شما یک کوه معمولی نیست، جادویی است.)"
"اینها مال ظلم است، آه مظلوم خورشید را میکشد."
"آن روز هوا باز هم سردتر شد. ملاجواد پیدرپی ذور کفت و صدای اذان بی موقعش پیچید، و ما فهمیدیم که باز کسی مرده است. جاوید تا عصر سه بار به گورستان رفت و هربار من احساس کردم تکیدهتر و غمزدهتر شده است. میگفت دوتا بچه مثل دسته گل، یک جوان مثل شاه شمشاد، یک پیرزن، یک نوزاد، تمامی نداشت."
@sanlume
💫📖@sut_reading
💫📖@sutreading_gap
سلام به همه همراهان عزیز همخوانی🌱
یه خبر خوب برای دوستداران سینما! 🎬🔥
تصمیم گرفتیم تیم معرفی فیلم رو راهاندازی کنیم و خیلی خوشحال میشیم شما هم کنارمون باشید.
اگه اهل فیلم و سریال دیدن هستید و دوست دارید فیلمهای موردعلاقهتون رو به بقیه معرفی کنید،این تیم جای شماست.
اگه علاقه مندید پیشنهادهای جذابتون رو با دیگران به اشتراک بذارید، خیلی خوشحال میشیم به جمع تیم معرفی فیلم بپیوندید.
برای عضویت به @DNA20071 پیام بدید🍀
ز اندازه بیرون تشنهام ساقی بیار آن آب را
اول مرا سیراب کن وآنگه بده اصحاب را
من نیز چشم از خواب خوش بر مینکردم پیش از این
روز فراق دوستان شبخوش بگفتم خواب را
هر پارسا را کآن صنم در پیش مسجد بگذرد
چشمش بر ابرو افکند باطل کند محراب را
من صید وحشی نیستم در بند جان خویشتن
گر وی به تیرم میزند اِستادهام نُشّاب را
مقدار یار همنفس چون من نداند هیچکس
ماهی که بر خشک اوفتد قیمت بداند آب را
وقتی در آبی تا میان، دستی و پایی میزدم
اکنون همان پنداشتم دریای بیپایاب را
امروز حالا غرقهام تا با کناری اوفتم
آنگه حکایت گویمت درد دل غرقاب را
گر بیوفایی کردمی یَرغو به قاآن بردمی
کآن کافر اَعدا میکشد وین سنگدل اَحباب را
فریاد میدارد رقیب از دست مشتاقان او
آواز مطرب در سرا زحمت بُوَد بواب را
«سعدی! چو جورش میبری نزدیک او دیگر مرو»
ای بیبصر! من میروم؟ او میکشد قلاب را
#سعدی
#شبصدودهم
#شبشعر
💫📖@sut_reading
💫📖@sutreading_gap
سلام به همه همراهان عزیز همخوانی🌱
یه خبر خوب برای دوستداران سینما! 🎬🔥
تصمیم گرفتیم تیم معرفی فیلم رو راهاندازی کنیم و خیلی خوشحال میشیم شما هم کنارمون باشید.
اگه اهل فیلم و سریال دیدن هستید و دوست دارید فیلمهای موردعلاقهتون رو به بقیه معرفی کنید،این تیم جای شماست.
اگه علاقه مندید پیشنهادهای جذابتون رو با دیگران به اشتراک بذارید، خیلی خوشحال میشیم به جمع تیم معرفی فیلم بپیوندید.
برای عضویت به @DNA20071 پیام بدید🍀
