دلباختهِ خانوم .
前往频道在 Telegram
[ اینجا، تکهای از دنیایِ کوچک من است.. - وکُلُ خَیرٍ في بابُ الْحُسین'ع🤍🇮🇶 • نویسنده نابلد از جنس دهه⁸⁰ .. - نقدی نظری باشه؟! @httKhanomh_128bot وتمامماجراهمیناَست،منجزخداهیچندارم🪴 𓏲࣪ ۫
显示更多未指定国家未指定类别
455
订阅者
-224 小时
+177 天
+14430 天
帖子存档
آقایامامحسین(:❤️🩹 میشه امشب فقط تو حرفهامو گوش بدی؟ بدون اینکه بگی صبر کن... بدون اینکه بگی قوی باش... بدون اینکه بگی میگذره... دلم خیلی خسته است آقا... از آدمها، از روزگار، از خودم... از بغضهایی که هر شب توی گلوم جا میمونن و هیچوقت راهی برای بیرون اومدن پیدا نمیکنن... آمدهام کنار اسم تو بنشینم و کمی آرام بگیرم... آمدهام بگویم دیگر توانِ وانمود کردن ندارم... توانِ لبخندهای اجباری، حالِ خوبِ ساختگی و جملهی «من خوبم» را ندارم... آقا جان... گاهی آنقدر دلم میگیرد که فقط به ضریح تو فکر میکنم... به اینکه سرم را روی آن بگذارم و هیچ نگویم... فقط گریه کنم... فقط گریه کنم و تو خودت همه حرفهای نگفتهام را بفهمی.. من هنوز مهمان کربلایت نشدهام... هنوز چشمهایم به گنبد طلاییات نیفتاده... هنوز بینالحرمین را با تمام وجود نفس نکشیدهام... آقا... اگر لایق باشم، اگر نگاه مهربانت شامل حال من هم بشود، امسال دعوتم کن... دعوتم کن تا یک بار هم که شده روبهروی حرمت بایستم... تا بگویم چقد اذیت شدم چقدر قلبم شکست.... -الهی به رقیه(:
من هیچ وقت اونی نبودم که میخواستی ؛
ولی شما همه چیزی بودی
که من میخواستم آقای ابا عبدالله...
