ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

𝟜𝔸𝕄

𝟜𝔸𝕄

前往频道在 Telegram

显示更多
未指定国家未指定类别
765
订阅者
-1524 小时
+637 天
+14630 天
帖子存档
بچه ها اینطوری نمیشه... چالش حمایتی بزارم کارایی که دوست دارید ویو بگیره بذارم اینجا؟

Repost from N/a
Miraak - elder scrolls
Miraak - elder scrolls

عههه بچممم

2_5244738247665391844.mp311.49 MB

یه ورژن دیگه اش بود... پیداش کنم

Repost from Fih
اینم تا اینجا
اینم تا اینجا

1|1 - Careless Whisper - Wounded Masquerade (320).mp314.39 MB

Repost from افرا
بیماری
بیماری

Repost from N/a
قدیمی #practice
قدیمی
#practice

مچکرم کوشولوممم

Repost from Voxy⚡️
دارم یه چیزایی میکشم_
دارم یه چیزایی میکشم_

Awwwww چیز خاصی نیست عشقوم همین مریضیه هست انفولانزاعه... کروناعه... چیه دقیقا نمیدونم، همونو گرفتم

مچکرم ددی ممد جی پی تی

چی شدی دختر :( امیدوارم بهتر شی

وای نه امیدوارم خوب شی زودتر

بنظر میاد حالا حالاها حالم خوب نمیشه :( کارای قدیمی میذارم چنل خالی نمونه

𝓡𝓸𝓼𝓲𝓮 𓂃♡ #art #᥎і᥆ᥣᥱ𝗍
𝓡𝓸𝓼𝓲𝓮 𓂃♡
#art #᥎і᥆ᥣᥱ𝗍

Repost from N/a
‌‌ ‌ ── ♱ ── 𖥔 ࣪ ׅ 🕸𝖠𝗌 𝗐𝖾 𝗋 𝗇𝖾𝖺𝗋 𝕳𝖺𝗅𝗅𖣠𝗐𝖾𝖾𝗇, 𝕱𝗈𝗋𝗐𐐼ִֹ𝗋𝖽 𝗍𝗁𝗂𝗌 𝗆𝖾𝗌𝗌𝖺𝗀𝖾 𝗍𝗈 𝗎𝗋 𝖼𝗁𝖺𝗇𝗇
‌‌ ‌ ── ♱ ── 𖥔 ࣪ ׅ 🕸𝖠𝗌 𝗐𝖾 𝗋 𝗇𝖾𝖺𝗋 𝕳𝖺𝗅𝗅𖣠𝗐𝖾𝖾𝗇, 𝕱𝗈𝗋𝗐𐐼ִֹ𝗋𝖽 𝗍𝗁𝗂𝗌 𝗆𝖾𝗌𝗌𝖺𝗀𝖾 𝗍𝗈 𝗎𝗋 𝖼𝗁𝖺𝗇𝗇𝖾𝗅𝗌 𝗌𝗈 𝖨'𝗅𝗅 𝗀𝗂𝗏𝖾 𝗎 𝖺 𝖧𝖺𝗅𝗅𝗈𝗐𝖾𝖾𝗇 𝒞𝗈𝗌𝗍𝗎𝗆𝖾 𝒪𝗎𝗍𝖿𝗂𝗍 + 𝑀𝖺𝗄𝖾𝗎𝗉 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝘁𝗵𝗶𝘀, 𝖻𝖺𝗌𝖾𝖽 𝗈𝗇 𝗎𝗋 𝖼𝗁𝖺𝗇𝗇𝖾𝗅'𝗌 𝗏𝗂𝖻𝖾𝗌. For privates
˖𓉸🎃𝖫𝗂𝗆𝗂𝗍: 𝖨'𝗅𝗅 𝖼𝗋𝗈𝗌𝗌
ִ ִֶָ་༘🕷𝖡𝖾 𝗃𝗈𝗂𝗇 𝗁𝖾𝗋𝖾 𝗉𝗅𝗌 ִ ۪۫ ˖🦇

Repost from N/a
1405٫07٫16
یک دلهره و اضطراب عجیب درونم دارم که هیچ دلیل محکمی برایش پیدا نمی‌کنم. از خودم و زندگی‌ام شرمگینم؛ از اینکه به آن چیزهایی که می‌خواستم تا بیست‌ویک‌سالگی به دست بیاورم، نرسیده‌ام. به گمانم، نه آن‌قدر که باید قوی و شجاع بودم و نه آن‌طور که می‌خواستم شد... دلم می‌خواهد حنا بر دستانم بزنم، سیاه بر تن کنم و به دور جسد آرزوهایم برقصم؛ آرزوهایی که خاکسترشان در آسمان آبی شناور است... از میان تمام احساساتم، تنها عشق به او و اندکی اهمیت و توجه به عزیزانم مانده است و باقی آنچه درونم می‌گذرد، در استرس، ترس از آینده‌ای نامعلوم و حسرت فرصت‌هایی که از دست داده‌ام، خلاصه می‌شود... احساس خفگی می‌کنم؛ آن‌قدر شدید که گویی کسی گلویم را گرفته و فشار می‌دهد، اما خفه‌ام نمی‌کند؛ بلکه اجازه می‌دهد به‌سختی نفس بکشم... من خسته نیستم، کلافه‌ام؛ از این همه ابهام و از محروم ماندن از خیلی چیزها... کاش می‌توانستم هر وقت دلتنگش می‌شوم، او را در آغوش بگیرم... کاش می‌توانستم کنارش باشم، اما نمی‌توانم و از لمس دستان زیبایش محرومم... کاش نشانه‌ای از آینده داشتم؛ نشانه‌ای که بگوید آیا این روزگار تلخ و مبهم بالاخره به پایان می‌رسد یا نه... امیدم با ترس گره خورده است. ساده بگویم، در عین امیدواری میترسم ناامید شوم؛ میترسم نشود آنچه که میخواهم بشود...
— نگاشته ای از کسی که در سکوت ، رازهای حقیقت را فاش کرد...