𝆹𝅥݊ 𝆭ܝ̇ߺیܭو
前往频道在 Telegram
⋆خارج از قاب؛ شاید موزهای متروکه از افکارِ بیمقصد؟! توضیحاتِ بیشتر، داخلِ مجموعه. برای صحبت، ناشناسِ اینجا: @echo_of_silence1bot
显示更多未指定国家未指定类别
253
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
256
اگه الآن ولم کنی، با آهنگهام تا آخرِ اون جاده رو تخته گاز میرم و صدای فکرمو به دستِ هیچی میسپرم.
256
دلم میخواد دوباره یه خودکار بگیرم دستم، پادکست جنایی گوش بدم و از این نقاشی خطیا بکشم، ولی چند ساعته برق رفته.
256
همیشه این سوال برام عجیب بوده که بگی؛ من ۲۳ سالمه الان دیر نیست تازه برم رانندگی؟، من ۲۴ سالمه زشت نیست اگه دوباره برای کنکور بخونم؟، من ۳۰ سالمه دیر نیست برای شروعِ یه شغلِ جدید؟
دلم میخواد عمیقا بغلت کنم و بگم بهت قول میدم هیچوقت برای لحظهای که تصمیم به تغییر میگیری دیر نیست!
256
تو یه بار میتونی به روی خودت نیاری، دوبار میتونی، حتی سومین بار هم میتونی؛
ولی تا کی میتونی بگذری برای کسی که نمیتونه ببینه که تو چندبار از حست برای اون گذشتی!
256
نکنه حتی قرار نیست ما پیشِ امنترین آدمی که وارد زندگیمون میشه، کاملا خودِ واقعیمون باشیم، یا شایدم اونقدر امن نبودن که بشه. نه؟!
256
همزمان که نمیتونم از پسِ همین یدونه از خودم بربیام، نیاز دارم چندتا نسخهی اضافی از خودم داشته باشم، هرکدومرو بفرستم یه گوشه از زندگیمرو بگردونن.
256
احتمالا اگه یه روزی بهم میگفتن که قراره برای اولینبار و تنهایی قرمهسبزی درست کنم باورم نمیشد، کجا بودن این تواناییهای نهفته؟!
256
باورکن همان چیزی که از دست دادنش برای انسان سخت ترین کارهاست، سرانجام همانیست که دیگر رغبتی به آن ندارد.
آلبر کامو
256
بلوغ فکری؟!
شاید اونجایی که برای روانت ارزش قائل میشی و میبینی تایمِ اورثینک کردنت بابتِ حماقتی که یه آدمِ زشت در حقت کرده، کوتاه و کوتاهتر شده.
256
بحث اینه که هنوز نفهمیدم واقعا تغییر کردم یا فقط یه قسمتهایی از وجودمرو گذاشتم توی صندوقچه و درو به روشون بستم.
