✨𝑬𝒍𝒚𝒓𝒂✨
前往频道在 Telegram
𝒘𝒉𝒆𝒓𝒆 𝒔𝒕𝒂𝒓𝒔 𝒘𝒉𝒊𝒔𝒑𝒆𝒓 𝒂𝒏𝒅 𝒅𝒓𝒆𝒂𝒎𝒔 𝒔𝒕𝒂𝒚. [تاسیس چنل [۱۴۰۵/۳/۵ خوش اومدین بیاین تو دم در بده🤗 @Midnightt_botbot بات تبلیغ http://t.me/HidenChat_Bot?start=7233941415 بات گپ
显示更多未指定国家未指定类别
262
订阅者
-324 小时
-177 天
-5230 天
吸引订阅者
十月 '2610月 '26
十月 '26
+88
在0个频道中
九月 '26
+243
在11个频道中
Get PRO
八月 '26
+523
在30个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 27 十月 | 0 | |||
| 26 十月 | 0 | |||
| 25 十月 | 0 | |||
| 24 十月 | 0 | |||
| 23 十月 | 0 | |||
| 22 十月 | 0 | |||
| 21 十月 | 0 | |||
| 20 十月 | +1 | |||
| 19 十月 | 0 | |||
| 18 十月 | 0 | |||
| 17 十月 | 0 | |||
| 16 十月 | 0 | |||
| 15 十月 | 0 | |||
| 14 十月 | 0 | |||
| 13 十月 | 0 | |||
| 12 十月 | 0 | |||
| 11 十月 | +1 | |||
| 10 十月 | +13 | |||
| 09 十月 | +36 | |||
| 08 十月 | 0 | |||
| 07 十月 | 0 | |||
| 06 十月 | 0 | |||
| 05 十月 | +10 | |||
| 04 十月 | +5 | |||
| 03 十月 | +6 | |||
| 02 十月 | +14 | |||
| 01 十月 | +2 |
频道帖子
Repost from N/a
𓆩 میان خواب و بیداری 𓆪
𓂃 ࣪˖ ִֶָ قسمت اول ִֶָ˖࣪ 𓂃
خسته بودم. وقتی به خانه برگشتم، حتی حوصلهی غذا خوردن هم نداشتم. فقط میخواستم کمی استراحت کنم؛ برای همین، بدون اینکه چیزی بخورم، روی تخت دراز کشیدم و چشمهایم را بستم. نمیدانم چند ساعت گذشته بود که خودم را در جایی ناآشنا پیدا کردم. هوا کمی سرد بود و نسیم ملایمی میان وسایل قدیمی و ازکارافتاده میوزید. اطرافم شبیه یک شهربازی متروکه بود؛ جایی عجیب که انگار مدتها میشد هیچکس قدم به آن نگذاشته بود. همهچیز ساکت بود. نه صدای خندهای، نه موسیقیای و نه حتی صدای قدمهای کسی. ترس عجیبی به دلم افتاده بود. نمیدانستم کجا هستم یا چطور به آنجا رسیدهام. بااینحال، شروع به قدم زدن کردم و سعی کردم بفهمم این مکان کجاست. کمی جلوتر رفتم. همهجا خالی بود و هیچ اثری از آدمها دیده نمیشد. تا اینکه ناگهان متوجه کسی شدم. غریبهای در چند قدمیام بود. چهرهاش را درست به خاطر ندارم، اما همین که متوجه حضورش شدم، ترس تمام وجودم را گرفت. بیاختیار شروع به دویدن کردم. او هم به دنبالم افتاد. قدمهایم را تندتر کردم. هرچه بیشتر میدویدم، سرعتم بیشتر میشد، اما او دستبردار نبود. چیزی در دستش داشت؛ چیزی که فرصت نکردم درست ببینمش. فقط میخواستم از آنجا فرار کنم. نفسنفس میزدم و قلبم بهشدت میتپید. نمیدانستم به کدام سمت میدوم، فقط میدانستم که نباید بگذارم به من برسد. بالاخره توانستم از دستش فرار کنم. و درست در همان لحظه... با پیشانی عرقکرده از خواب پریدم. چند لحظه بیحرکت ماندم و به اطرافم نگاه کردم. نفسم هنوز تند بود و ترس عجیبی در وجودم باقی مانده بود. سعی کردم آرام شوم و خودم را قانع کنم که همهچیز فقط یک خواب بوده است. اما تصویر آن شهربازی هنوز از ذهنم بیرون نمیرفت. چشمهایم را بستم تا دوباره آن صحنهها را به یاد بیاورم؛ نسیم سرد، سکوت سنگین و آن غریبهای که چیزی در دست داشت... ولی هرچه بیشتر تلاش کردم، جزئیات کمتری به یادم آمد. همهچیز فقط یک خواب بود... حداقل، آن لحظه اینطور فکر میکردم. «شاید خواب بود... شاید هم شروع چیزی که هنوز نمیدانستم.» 𓆩 🌙 𓆪
| 2 | 🌷✨ | 18 |
| 3 | بعد از نیمه شب ها رو بزارم؟
تو اونطرف، تو بات بگین | 13 |
| 4 | sticker.webp | 29 |
| 5 | برام استارت بزنید 8 نفر | 6 |
| 6 | بزنید دیگه جدی جدی ستاره میده
همین الان ستاره دادن به من💆♀🚶♀ | 52 |
| 7 | استارز رایگان | 41 |
| 8 | 🥲🥲 | 48 |
| 9 | 没有文字... | 13 |
| 10 | خوشحال میشم تو بات هر نظر یا انتقادی دارین رو باهم به اشتراک بزارین❤️
http://t.me/HidenChat_Bot?start=8904263903 | 53 |
| 11 | کسایی که جدید اومدن بیاین اینجا | 58 |
| 12 | https://t.me/chm69n/8620?single
برین به این ریکت بدین ریکتام بره بالا🤧🤧
بدویننن | 3 |
| 13 | پاشین بیاین یااا | 68 |
| 14 | اومدین؟ 🚶♀ | 63 |
| 15 | 没有文字... | 63 |
| 16 | بهتون بگم که تو این مدت که نبودم گل برفی دیدم😭😭 | 39 |
| 17 | دتتتتت | 50 |
| 18 | بیاین | 54 |
| 19 | زود باشین بقیه🗡🗡 | 17 |
| 20 | sticker.webp | 11 |
