ch
Feedback
در سایه‌ سَرو

در سایه‌ سَرو

前往频道在 Telegram

احساسات تنازعی… t.me/HidenChat_Bot?start=7798825711

显示更多
未指定国家未指定类别
315
订阅者
无数据24 小时
+117
+5730
帖子存档
Ustad Nainawaz - Baaz Rooz Amad Ba Payaan.mp34.11 MB

تلفیق مدرنیته با اصالتِ تاجیکی 🌲
تلفیق مدرنیته با اصالتِ تاجیکی 🌲

میو رنجه کنید🪴
میو رنجه کنید🪴

پیام مورسو برای اعضای کانال: دیوخترها و پیوسرها! آدرس خانه بفرستید که برای ادای احترام خدمت‌تان برسم.😌♥️

روز دوم عید را از طرف مورسو خانِ خوش‌تیپ برای شما تبریک می‌گویم.
روز دوم عید را از طرف مورسو خانِ خوش‌تیپ برای شما تبریک می‌گویم.

چه عیدِ ملال‌آوری!

Repost from سپیدار
میسوها (پشکم) امروز شاهد صحنهٔ ذبح قربانی بود. بعد از آن، شور و شر همیشگی‌اش را از دست داده و حتی به گوشت ــ که غذای دلخواهش است ــ لب نزده؛ فقط آرام و ساکت گوشه‌ای می‌خوابد. گاهی احساس و درک این مخلوقاتِ خداوند، عمیق تر و بیشتر از ماست.

4_5929545910856987925.mp33.83 MB

پدر می‌خندد و می‌گوید: حوریا مخالفِ قربانی کردن است. و من به زنی فکر می‌کنم که امروز طول خیابان را طی می‌کرد و با صدای بلند گریه می‌کرد. به زنان و مردان بسیاری فکر می‌کنم که در خیابان‌های دیگر، در جاهایی که من ندیده‌ام برای نان می‌گریند.

sticker.webp0.38 KB

.

منظور از زن شدن، هم در کتاب سیمون دوبووار و هم نوشته‌ی من تصویری‌ست که جامعه از زن بودن ساخته است.

پدرم یک رفیق دارد که همسن خودش است اما مجرد. نه تنها پدرم، بله همه رفیق‌های دیگرش هم ازدواج کرده‌اند و اولاد‌های کوچک و بزرگ دارند، اما او این همه سال‌ها مجرد مانده است. براساس تعریف‌های پدرم، در دفتر خارجی کار می‌کند، معاش بسیار بالایی دارد و معمولاً دو ماه یک‌بار سفر خارجی و ماهی چندین بار سفر داخلی دارد. خانه‌اش در چاراهی گل‌سرخ، در آپارتمان پول‌دارهاست و چنان وسایل و اتاق‌های پاک و خوب دارد که آدم گمان می‌کند در آن خانه با او زن و چند دختر بزرگ هم زندگی می‌کنند. پدرم تعریف می‌کند که مادرش فوت کرده‌است، اما خواهر و خواهر زاده‌هایش در کابل زندگی می‌کنند. با وجود اینکه همین آقا خودش سلیقه‌ای بسیار بالایی دارد و خودش خانه‌اش را پاک‌کاری می‌کند اما خواهر و خواهرزاده‌ها دو هفته یک‌بار به خانه‌اش سر می‌زنند، پاک‌کاری می‌کنند و اتاق‌هایش را تنظیم می‌کنند. مادرم همیشه وقتی این قصه‌ها را می‌شنود با نوک زبان چق‌چق می‌کند که به معنای دلسوزی به حال آن پیر پسر است. مادر به این باور است که اگر او مادر داشت به این روز نمی‌رسید. به‌نظر مادرم وضع او به‌رغم پول و سهولتش بسیار غم‌انگیز و فلاکت‌بار است. گهگاهی که پدر دیدنش می‌رود، مادرم برایش غذا می‌فرستد. دیروز به پدرم زنگ زده و گفته‌ است که برایش آش بدخشی بیاورد. پدر می‌گوید خودش هم خیلی آشپز ماهری‌ست اما ظاهراً آش مادرم را پسندیده و هوس کرده‌است. امروز وقتی پدرم از خانه رفیقش برگشت، دیدیم که رفیقش دیگ را بسیار پاک شسته و به رسم ما بدخشانی‌ها دیگ و دیگ‌چه را خالی پس نگردانده و داخل دیگ کلوچه بدخشی گذاشته است. وقتی کلوچه‌هارا داخل دیگ دیدم به یاد آن جمله از کتاب جنسِ دومِ سیمون دوبووار افتیدم که نوشته است: زن به‌دنیا نمی‌آید، بلکه زن می‌شود.

سلام و درود خدمت همه! ما تصمیم بر این گرفتیم که فولدر «برای آزادی» را دوباره بسازیم. این‌بار با تغییراتی در کانال‌های این فولدر. خوشحال می‌شوم در اشتراک‌گذاری این فولدر سهیم باشید، بنویسید و کانال‌ اضافه کنید. سپاس لینک فولدر: https://t.me/addlist/L5Dz5oYOLpJlMTY1

sticker.webp0.35 KB

تسخیرشدگان تمام می‌شود و می‌روم سراغ کتاب بعدی…
+2
تسخیرشدگان تمام می‌شود و می‌روم سراغ کتاب بعدی…

در باب موسیقی‌ شنیدنِ مورسو 🌲

视频消息00:38

با کاکایم حرف می‌زنم و تولدش را برای خودمان و خودش تبریک می‌گویم. از من می‌پرسد که آیا در عکس متوجه موهای سفیدش شدم؟ می‌گوید سی و یک ساله شده است. چند و چندین بار می‌گویم که او در اوج جوانی‌اش قرار دارد و هنوز برای پیری بسیار جوان است. اما جرعت نمی‌کنم برایش بگویم که چقدر دوستش دارم و برایم عزیز است. جرعت نمی‌کنم بگویم که او هنوز برای من همان آدم‌بزرگِ دوست‌داشتنی است. می‌ترسم برایش بگویم که رد بسیار شیرین و قشنگ از خودش در کودکی‌ام به جا گذاشته که هرگز کم‌رنگ شدنی‌ نیست و نمی‌توانم بگویم که چقدر آرزو می‌کنم که می‌توانستم من هم برای پسرِ او همان آدم‌بزرگِ خوب باشم.

از میان ۲۹۳ نفر، فقط ۵۸ در این کانال پیوستند. راستش را بخواهید خوشحالم. خوشحالم که فقط آن‌هایی اینجا هستند که به هر دلیلی دوست دارند اینجا باشند و نوشته‌‌های سطحی‌ام را می‌خوانند.