خانوم شیرین
前往频道在 Telegram
گفتم چند دقیقه این جا بنشین و به من تکیه بده. گفت کارم از تکیه گذشته، دلم میخواهد توی بغلت بمیرم! عباس معروفی
显示更多未指定国家未指定类别
398
订阅者
-324 小时
-57 天
-2530 天
帖子存档
398
آخ سعدی... چه غمی توی این غزل جا گذاشتی :(
گرچه دانم که به وصلت نرسم بازنگردم تا در این راه بمیرم که طلبکار تو باشم نه در این عالم دنیا که در آن عالم عقبی همچنان بر سر آنم که وفادار تو باشم خاک بادا تن سعدی اگرش تو نپسندی که نشاید که تو فخر من و من عار تو باشم
398
+1
وای... چه پاییزی بود آن روز که تو خندیدی؛ تمام برگهای خزان به شوقِ خندهات از چشم های من سقوط کردند.
398
پلک که بر هم میزنی،
مژگانت قلم میشوند؛
بر تن عریان جهان
نقشی از عشق میکشند.
عشق...
خودش،
عاشقی را
از چشمان تو آموخته است.
و پروانهها،
چرخیدن دور شمع را
از رقص موهایت
در آغوش باد
یاد گرفتهاند.
و من...
من از لبخند گرمت
عاشقی آموختم؛
در حوالی پاییز،
آنجا که لبخندت
مثل قهوهای گرم
به جانم نشست.
وای...
چه پاییزی بود
آن روز
که تو خندیدی؛
تمامِ برگهای خزان
از چشمهای من
به شوقِ خندهات
سقوط کردند.
شیرین
398
میخواستم زندگی کنم،
و انگار چیزی کم بود...
وقتی دیدمت،
فهمیدم
تمامِ عمر
تو را کم داشتم؛
برای نفس کشیدن،
برای عاشقی کردن،
و حتی
برای خودِ خودم بودن...
شیرین
398
+1
خیام اگر ز باده مستی خوش باش
با ماهرخی اگر نشستی خوش باش
چون عاقبت کار جهان نیستی
است
انگار که نیستی چو هستی خوش باش
خیام
398
در سرم نیست دگر غیر تو رویای کسی
قبلا هرگز نشدم این همه شیدای کسی
آنچنان در همه جای دل من جا شده ای
که به غیر از تو نباشد دل من جای کسی
همه دنیای مرا برده نگاهت نکند
بشوی خیره بلرزد دل و دنیای کسی
من تماشاگر تصویر توام ماه منیر
این چنین هیچ نبودم به تماشای کسی
پای تو هستم و پا پس نکشم از دل تو
نگذارم به دلت باز شود پای کسی
تو تمنای من و جان من و یار منی
پس بمان تا که نمانم به تمنای کسی
من بهشتم همه در دیدن خندیدن توست
تا تو باشی نشوم خیره به لبهای کسی!
من سراپا همه یک جلوه ای از عشق توام
عشق را جزتو ندیدم به سراپای کسی
مجید احمدی
398
در سرم نیست دگر غیر تو رویای کسی
قبلا هرگز نشدم این همه شیدای کسی
آنچنان در همه جای دل من جا شده ای
که به غیر از تو نباشد دل من جای کسی
همه دنیای مرا برده نگاهت نکند
بشوی خیره بلرزد دل و دنیای کسی
من تماشاگر تصویر توام ماه منیر
این چنین هیچ نبودم به تماشای کسی
پای تو هستم و پا پس نکشم از دل تو
نگذارم به دلت باز شود پای کسی
تو تمنای من و جان من و یار منی
پس بمان تا که نمانم به تمنای کسی
من بهشتم همه در دیدن خندیدن توست
تا تو باشی نشوم خیره به لبهای کسی!
من سراپا همه یک جلوه ای از عشق توام
عشق را جزتو ندیدم به سراپای کسی
مجید احمدی
398
در سرم نیست دگر غیر تو رویای کسی
قبلا هرگز نشدم این همه شیدای کسی
آنچنان در همه جای دل من جا شده ای
که به غیر از تو نباشد دل من جای کسی
مجید احمدی
398
تو همانی که به درد دل من درمانی️
همچو خونی که درون رگ من پنهانی
تو همانی که برای تن دلخستهی من
قرص تسکینی و آرامش بیپایانی
آنجلا راد
