ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

خانوم شیرین

خانوم شیرین

前往频道在 Telegram

گفتم چند دقیقه این جا بنشین و به من تکیه بده. گفت کارم از تکیه گذشته، دلم می‌خواهد توی بغلت بمیرم! عباس معروفی

显示更多
未指定国家未指定类别
402
订阅者
-124 小时
-77 天
+7930 天

正在加载数据

相似频道
无数据
有任何问题?请刷新页面或联系我们的客服。
标签云
无数据
有任何问题?请刷新页面或联系我们的客服。
进出提及
---
---
---
---
---
---
吸引订阅者
10月 '26
十月 '26
+125
在2个频道中
九月 '26
+61
在2个频道中
Get PRO
八月 '26
+53
在4个频道中
Get PRO
七月 '26
+91
在4个频道中
Get PRO
六月 '26
+445
在3个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
28 十月0
27 十月+1
26 十月+1
25 十月0
24 十月0
23 十月0
22 十月+1
21 十月0
20 十月+1
19 十月0
18 十月+1
17 十月0
16 十月0
15 十月0
14 十月0
13 十月0
12 十月0
11 十月0
10 十月0
09 十月0
08 十月0
07 十月0
06 十月0
05 十月+1
04 十月0
03 十月+16
02 十月+48
01 十月+55
频道帖子
یعنی قلابت گیر کرده...

2
+1
没有文字...
14
3
ای یار ناگزیر که دل در هوای توست جان نیز اگر قبول کنی هم برای توست #سعدی
14
4
+1
没有文字...
15
5
‏گرچه پیرم تو شبی تنگ در آغوشم کش تا سحرگه ز کنار تو جوان برخیزم... #حافظ
15
6
+1
没有文字...
14
7
دلم می‌خواست؛ بین شب‌ها و روزهات، بین دست‌ها و نفس‌هات، بین بوس‌ها و لب‌هات؛ چنان سرگردان شوم که نفهمم دنیا کدام طرف می‌چرخد... #عباس_معروفی
14
8
+1
没有文字...
13
9
خبب پیر شدیم رفت😁 (ورژن دخترونش پیدا نکردم)
خبب پیر شدیم رفت😁 (ورژن دخترونش پیدا نکردم)
29
10
حسودی چیه اصلا🤷🏻‍♀
حسودی چیه اصلا🤷🏻‍♀
30
11
没有文字...
34
12
تو بیا مست در آغوش من و دل خوش دار... مستی ات با بغلت هر دو گناهش با من...! #حسین_منزوی
34
13
没有文字...
32
14
دوستان لطفا برای یه عزیزی که خیلی حالش بده دعا کنید اگه میشه دعای توسل بخونید الان ایست قلبی کرده و تو ICU به سر می‌بره یه پسربچه‌ی کوچیک بامزه‌س💔 حدودا ۹ یا ۱۰ سالشه شایدم کمتر پسر دوست بابامه. اسمش رضاست، به صاحب اسمش توسل کنید🖤
16
15
دوستان لطفا برای یه عزیزی که خیلی حالش بده دعا کنید اگه میشه دعای توسل بخونید الان ایست قلبی کرده و تو ICU به سر می‌بره یه پسربچه‌ی کوچیک بامزه‌س💔 حدودا ۹ یا ۱۰ سالشه شایدم کمتر پسر دوست بابامه. اسمش رضاست، به صاحب اسمش توسل کنید🖤
1
16
این بخش از نامه ای که نیما یوشیج برای همسرش نوشته بود خیلی خیلی قشنگه: تو روشنیِ قلبِ منی خودم را به هدر نداده‌ام…
33
17
+1
没有文字...
31
18
حبيبي ترك بصماته علي الليل فولدت النجوم! محبوبم اثر انگشتانش را روی شب گذاشت و این‌گونه ستارگان متولد شدند! #غادة‌السمان
31
19
+1
没有文字...
28
20
غروب را دید و گفت: «چه غم‌انگیز است...» او هنوز چشمان مرا که از دردِ شلاقِ اشک‌هایم سرخ شده بودند را، ندیده بود؛ غروبی که دلتنگی‌ در چشم‌هایم به پا کرده بود، غم‌انگیزتر بود... شیرین
28