رباعیات ایرج زبردست
前往频道在 Telegram
در این کانال می توانید تمام رباعیات ایرج زبردست را / بخوانید
显示更多未指定国家未指定类别
364
订阅者
-124 小时
-17 天
+2330 天
帖子存档
حالا به عبور کردن از آن - جا
باید تن بدهیم
دور چرخید
صدا چرخید
: عبور سایه دست که بود؟
: ای راه کجاست آخر ثانیه ها ؟
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
یک دایره دف زنان و یک دایره مست
می رفت تمامِ آسمان دست به دست
یک دایره در دایره ای کرد طلوع
یک دایره در " نیست "
در آن دایره " هست "
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
ای عمر ، نفس نفس نیاسود تنم
در آتشِ هر ثانیه شد دود تنم
هر بار به شکلی آمدم دنیا را
تابوتِ کدام روحِ من بود تنم ؟؟
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
( ١۴٢ )
ناگاه پُر از کجا دویدم در خویش
جز سایه ای از دور ندیدم در خویش
هر روز سراسیمه تر از ثانیه ها
من شیونِ خاک را شنیدم در خویش
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
آن سایه تمامِ کهکشان ها را خورد
هر کوه ، به زیر پایِ او سنگی خُرد
یک سایه سرش در ازل و پا به ابد
آن سایه کشان کشان مرا با خود برد
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
یک سایه زمین و ماه را بلعیده ست
یک سایه که خورشید از او ترسیده ست
بک ابر گرفته آسمان را بر دوش
یک سایه به اندامِ جهان پیچیده ست
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
آن سایه - که بَعد می شود - می خواند
آن سایه مسیرِ بَعد را می داند
بر سنگِ مزارِ بَعد
شکلی ویران
: آن سایه کنار بَعد من می ماند ؟
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
آن سایه هزارها ازل را دیده ست
آن سایه چقدر در عدم چرخیده ست؟
یک سنگ
یک امتدادِ خالی از وقت
آن سایه ، هزار سایه را بلعیده ست
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
هر راه ، معمایِ جهان بود و سفر
هر راه ، دو راهیِ " چرا " بود و " اگر "
: ای راه
نگاه کن
به آغاز
به من ...
ای راه ، تو را نشان دهم راهِ دگر
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
من با ازلی دگر در آمیخته ام
در خود ابدیتی بر انگیخته ام
این سایه که زندانیِ رفتار من است
خونِ عدم است بر زمین ریخته ام
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
ای باورِ راز ، باورِ ثانیه ها ...
وا کرده به هر طرف ، درِ ثانیه ها
ای شیرِ سیاهِ نیستی نوشیده
ای آبِ ازل در کمرِ ثانیه ها
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
شب از ابدیتی روان پُر شده بود
هر ثانیه از بهتِ زمان پُر شده بود
می خواند خدا زیر درختی در باد
شب بود و زمین از آسمان پُر شده بود
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
شاید که زمان نباشد و من باشم
پیدا و نهان نباشد و من باشم
شاید نَه زمین ، نَه ماه باشد روزی
شاید که جهان نباشد و من باشم
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
فکرِ اگر و فکرِ چرایی ویران
فکرِ گذر از ثانیه هایی ویران
می داد تکان در امتدادی تاریک
گهواره گور را صدایی ویران
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
به : مصطفی ملکیان
شاید که زمان تَوهّم دانشِ ماست
افسانه هست و نیست از ریشه خطاست
شاید سفری ست عمر از هیچ به هیچ
شاید که کسی نیست ، همان نیست خداست
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
آن سوی جهان دهانی از همهمه نیست
از ریزشِ تدریجیِ تن واهمه نیست
آن سو
نَه زمان ... نَه مرگ...
اینجا که منم :
شکلِ دگری هست که شکلِ همه نیست
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
می دانی و....
می دانم و ...
او هم لابُد
می داند و....
فکر می کند ما با خود :
این دایره عاقبت هوایش ابری ست
از بارشِ مستطیل پر خواهد شد
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
فهمید پرنده اتفاقی آبی ست
کودک ، پَر و بالِ اشتیاقی آبی ست
روحِ ترِ واژه
بوم و موسیقیِ رنگ
می گفت به ما
مرگ اتاقی آبی ست
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
اینجا که دقیقه مُرد ... آن جایی و.... بَعد...؟
تبدیل به تعریفِ معمایی و... بَعد...؟
با شکل دگر...
جای دگر...
بار دگر...
می آید و ....
می آیم و....
می آیی و....
بَعد...؟
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
آن نقطه دهانِ جست و جویِ همه جاست
ٱن نقطه درست روبه روی همه جاست
آن نقطه زبانِ نقطه ها ...
آن نقطه...
انگشتِ اشاره ای به سوی همه جاست
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
