ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

بیا در موردش حرف بزنیم.

بیا در موردش حرف بزنیم.

前往频道在 Telegram

خلوتگاه مردی از اردیبهشت شصت و هشت؛ ساکن اتاق درمان مرکز شماره شش.

显示更多
未指定国家未指定类别
236
订阅者
无数据24 小时
-27 天
-230 天
帖子存档
آدم از بعضی روزها سالم بیرون نمیاد؛ اما می‌تونه ازشون با شناخت تازه‌ای از خودش بیرون بیاد.

″هر چه بیشتر به تعادل نزدیک بشی، زندگی آروم‌تر میشه.″

آدم می‌تونه سال‌ها برای چیزی بجنگه، فقط چون اعتراف کردن به اینکه دیگه اون رو نمی‌خواد، براش سخت‌تر از ادامه دادنه.

اینکه بتونی دلیل رفتارت رو توضیح بدی، حتما به این معنی نیست که رفتارت درست بوده.

تو وقتی پیر می‌شی که‌ کودک درونت رو فراموش کنی.

گاهی چیزی که اسمش رو استقلال گذاشتی، فقط عادت به اینه که هیچ‌کس رو اونقدر به خودت نزدیک نکنی که بتونه ناامیدت کنه.

آدم‌ها فقط با تصمیم‌هاشون شناخته نمی‌شن؛ با چیزهایی که می‌تونن داشته باشن و با این حال انتخابشون نمی‌کنن، هم شناخته می‌شن.

خودشناسی فقط این نیست که بفهمی چه جور آدمی هستی؛ اینه که بفهمی تحت چه شرایطی تبدیل به آدمی می‌شی که خودت هم قبولش نداری.

از آدمی که به خودش دروغ می‌گه انتظار نداشته باش به تو راستش رو بگه.

رشد همیشه با «بیشتر انجام دادن» اتفاق نمی‌افته؛ گاهی با چیزهایی اتفاق می‌افته که دیگه حاضر نیستی انجام بدی مثل توضیح اضافه، رابطه‌ی یک‌طرفه، عذرخواهی بی‌دلیل و موندن جایی که مدام باید ارزش خودت رو ثابت کنی.

گاهی چیزی که اسمش رو حس ششم می‌ذاری، در واقع ترسِ قدیمیته که از تجربه‌های قبلی تغذیه می‌کنه. قبل از اینکه به حس درونت اعتماد کنی، ببین این حس از شناخت میاد یا از زخمی که هنوز می‌ترسه دوباره تکرار بشه.

قرار نیست هر چیزی که از دست دادی، حتما «قسمتِ بد زندگی» بوده باشه. بعضی فقدان‌ها فقط بهت نشون میدن چه چیزهایی رو نباید دوباره با خودت به آینده ببری.

یکی از نشونه‌های بلوغ اینه که دیگه برای هر رفتاری دنبال مقصر نمی‌گردی؛ گاهی می‌فهمی اون آدم بدی نبود، تو هم آدم بدی نبودی؛ فقط چیزی که بینتون ساخته شده بود، دیگه برای هیچ‌کدومتون جای امنی نبود.

اعتماد به‌ نفس همیشه این نیست که فکر کنی از پسش برمیای؛ گاهی یعنی بدون اینکه مطمئن باشی، قدم اول رو برداری و به خودت فرصت بدی وسط راه قوی‌تر بشی.

گاهی مشکلِ تو تصمیم نگرفتن نیست؛ مشکل اینه که می‌خوای قبل از تصمیم، مطمئن باشی هیچ انتخابی پشیمونت نمی‌کنه. اما بزرگ شدن یعنی یاد بگیری بعضی تصمیم‌ها رو با وجود احتمال پشیمونی بگیری.

حافظه همیشه شاهد بی‌طرفی نیست؛ گاهی گذشته رو مطابقِ حالِ امروزت بازنویسی می‌کنه.

Repost from FOu!
تغییر و رشد و بزرگ شدن، سخت و دردناکه اما هیچ‌چیز دردناک‌تر از موندن و غرق شدن توی وضعیتی نیست که بهش تعلق نداری و بهت آسیب می‌زنه.

گاهی چیزی که بهش عادت کردی، فقط چیزیه که بهش فرصتِ تغییر ندادی.

مغز، اتفاق‌های خنثی رو معمولا مثل اتفاق‌های هیجانی به خاطر نمی‌سپاره. وقتی یک تجربه با ترس، شادی، خشم یا غم همراه می‌شه، بخش‌هایی از مغز که در پردازش هیجان نقش دارن، به ثبت و ماندگاری اون خاطره کمک می‌کنن. برای همینه که ممکنه جزئیات یک روز معمولی یادت نمونه، اما یک جمله، یک نگاه یا یک اتفاق مربوط به سال‌ها قبل هنوز با جزئیات توی ذهنت مونده باشه. گاهی چیزی که هنوز یادت مونده، لزوما مهم‌ترین اتفاق زندگی‌ت نبوده؛ فقط عمیق‌ترین احساسی رو بهت داده که مغزت هنوز اون رو تمام‌شده نمی‌دونه.

چیزی که داره آشفته‌ت می‌کنه، غم نیست؛ این باوره که نباید غمگین باشی. به خودت اجازه‌ی غمگین بودن بده. بذار غم، حرفشو بهت بزنه و بره.