بیا در موردش حرف بزنیم.
前往频道在 Telegram
خلوتگاه مردی از اردیبهشت شصت و هشت؛ ساکن اتاق درمان مرکز شماره شش.
显示更多未指定国家未指定类别
236
订阅者
无数据24 小时
-27 天
-230 天
帖子存档
چیزی که عادت رو میسازه، این نیست که هیچوقت جا نزنی؛ اینه که جا زدن، تبدیل به پایان داستان نشه.
آدمی که همیشه میگه «من همینم»، داره هزینهی تغییر نکردنش رو از جیب دیگران پرداخت میکنه.
گاهی تمام شدن یک رابطه، تصمیم درستی بوده؛ اما درست بودن تصمیم، دردناک بودن از دست دادنش رو از بین نمیبره.
پس بذار تموم شدنش، واقعا تموم بشه؛ نه با انکار کردنش، بلکه با اجازه دادن به خودت برای سوگواری کردنش.
با هر انتخابمون فقط یه در رو باز نمیکنیم؛ چند درِ دیگه رو هم برای همیشه میبندیم. بخشی از بزرگشدن، تحمل صدای بستهشدن اون درهاست.
Repost from GHOSTEEN | شبح
تو میتونی بهتر از چیزی که توی ذهنته باشی فقط کافیه جرعت و تحمل درد کشیدنِ مسیر رسیدن بهش رو داشته باشی. همین. متاسفانه یا خوشبختانه در این دنیا پاداش "تلاش کردن" بر خلاف سایر چیزها، بسیار عادلانهست.
بعضی رفتارها تا وقتی گذشتهشون رو ندونی، غیرمنطقی به نظر میرسن؛ آدمها همیشه با امروزِ خودشون واکنش نشون نمیدن.
Repost from روزمرگیهای یک رواندرمانگر
ذهنِ ما برای تشخیص الگوها فوقالعادهست، اما همین توانایی گاهی باعث میشه در چیزهایی که واقعاً الگو نیستن هم الگو ببینیم. سه تا اتفاقِ آزاردهندهی پشت سر هم در یک روز، میتونه خیلی سریع تبدیل بشه به اینکه «من همیشه تو زندگی بدشانسم». ذهن از چند نقطهی تصادفی، یک خط معنادار میسازه که لزوماً حقیقت نیست.
″همیشه نمیتونی شرایط رو انتخاب کنی؛ اما بین اتفاق و واکنش، هنوز یک فاصله برای انتخاب داری.″
ما معمولا برای چیزهایی که از دست دادیم، ارزشِ امروزِ اونها را حساب میکنیم؛ نه ارزشی رو که اگر میبودن، ممکن بود برای فردامون داشته باشن.
Repost from روزمرگیهای یک رواندرمانگر
مسئله این نیست که نمیدونی چی میخوای؛ اتفاقاً خوب هم میدونی. مسئله، پذیرفتن هزینهایه که باید برای خواستنت بدی. اینه که سختش میکنه.
برای شناختن یه آدم، ببین وقتی هیچکس نگاهش نمیکنه با خودش چطور رفتار میکنه.
یکی از نشونههای آرومشدن اینه که هر احساسی فورا تبدیل به رفتار نمیشه. عصبانی میشی، ولی جواب نمیدی. میترسی، ولی فرار نمیکنی. دلت میگیره، ولی تصمیم بزرگی نمیگیری. فاصلهی کوچیکی بین «احساس کردن» و «عمل کردن» ساخته میشه؛ و خیلی چیزها دقیقا از همونجا تغییر میکنن.
آدم میتونه سالها از یک اتفاق عبور کرده باشه، اما هنوز از معنایی که آن اتفاق به خودش نسبت داده عبور نکرده باشه. برای همین بعضی زخمها با گذشت زمان محو نمیشن؛ چون هر بار که به خودمون نگاه میکنیم، هنوز همون توضیح قدیمی رو دربارهشون تکرار میکنیم.
Repost from روزمرگیهای یک رواندرمانگر
رها کردنِ یه هدف، میتونه نشونهی رشد باشه نه لزوماً شکست. بعضی اهداف مالِ نسخهی قبلیِ ما بودن و دیگه به کارِ این نسخه نمیآن. «تغییرِ مسیر» رو با «تسلیم» اشتباه نگیر.
بعضی تصمیمها اشتباه نیستن؛ فقط زودتر از زمانی گرفته شدن که آدم توان فهمیدنِ پیامدشون رو داشته باشه. برای همین گاهی از خود انتخاب پشیمون نیستیم، از نسخهای از خودمون ناراحتیم که اون موقع مجبور بود با اطلاعات ناقص تصمیم بگیره.
هر چی بیشتر بخوای همه چیز رو کنترل کنی، اتفاقهای کوچک بیشتری میتونن روزت رو بههم بریزن.
رشد یعنی یک روز بفهمی هر چیزی که میتونی تحمل کنی، لزوما چیزی نیست که باید تحملش کنی.
یادت باشه وقتی دائم خودت رو با بقیه مقایسه کنی، تهش باید موفقیتهات رو هم با متر زندگیِ بقیه اندازه بگیری.
