378
订阅者
-724 小时
-217 天
-2130 天
帖子存档
با مامانم اومدیم بیرون بعد میخواستیم از فلکه رد شیم اونور کار داشتیم همین تجمعات بود
سه تا مامور وایساده بودن اینجوری کردن به مامانم خانم سر این دختر باید شال بپوشونین نمیتونین رد شین
بعد مامانم گفت اقا یعنی چی ما که با با شما کاری نداریم تنها راه همینه میخواییم رد شیم و به طور جدی نذاشتن گفت برین شال بخرین بپوشه رد شین
از امروز خودم ناراضی ام و ناراحت و ریدم تو این مملکتی که افتادیم دست یه دسته آدم عرزشی
