نیمه شبِ بدون تو؛
前往频道在 Telegram
"در این نیمهشبِ بیتو، خاطراتت تنها همدم من است.¹⁴⁰⁵/⁰⁵/¹¹" https://t.me/Fa_00_16 چنلمون:) https://telegram.me/ChatHideS_bot?start=sc-HR7xeWpwJU ناشناسمون:)
显示更多未指定国家未指定类别
324
订阅者
+324 小时
+87 天
-1530 天
帖子存档
اتفاقا اونی که خیلی راحت کسی که دوستش داشت رو دیگه دوست نداشت من بودم، اونی که خیلی جاها میبخشید و دیگه نبخشید من بودم، اونی که ترس از دست دادن داشت ولی با تموم اون ترسها آدمها رو رها کرد من بودم، اونی که قوی نبود ولی ادامه داد چون مجبور بود هم من بودم، من همیشه صبر میکنم، تلاش میکنم، میمونم ولی وقتی حس کنم بیش از حد آسیب دیدم تیکههای خودم رو برمیدارم و دور میشم و دیگه نمیشناسمتون.
میگم خوبم ولی کنار انگشتام زخمه، میگم خوبم ولی معده درد دارم، میگم خوبم ولی پشت دستام کبوده، میگم خوبم ولی زیر چشمام گوده، میگم خوبم ولی قلبم تیر میکشه، میگم خوبم ولی موهام میریزه، میگم خوبم ولی شب ساعت چهار.پنج میخوابم، میگم خوبم ولی ولی ولی.
خیانت درد داره بله،ولی تاحالا کات از رو منطق نداشتی؛
که بفهمی جنگ با خودت و دلت چه کوفتیه.
مطمئنم اگه یکم سنگدل بودم زندگی خیلی بهتر میگذشت یه جایی فهمیدم مهربون بودن سخت نیست تاوان مهربون بودنه که سخته. وقتی هزاربار بخشیدم هزاربار فرصت دادم هزاربار خودمو نادیده گرفتم تایه نفردیگه حالش خوب باشه. آخرش فقط تو ذهنم موند نکنه اگه اینقدر دلرحم نبودم زندگی باهام مهربونتر بود؟
