448
订阅者
无数据24 小时
+37 天
+1330 天
帖子存档
Repost from N/a
میپرسی چه شد؟ غم تمام شد؟ شادی برگشت؟ زخمها التیام یافتند؟ نمیدانم. رهایشان کردم و به گور پدر همهشان خندیدم. بهجای آنکه یک گوشه غمباد بگیرم تا خبر مرگم زندگی از این رو به آن رو شود، تصمیم گرفتم میان گریههایم بخندم، میخواهم دروغ یک روز خوب را با همه تقسیم کنم و اگر قرار است غمگین باشم، ترجیح میدهم با غم رها باشم، نه در حصار چهاردیواری یک خانه.
Repost from N/a
همزمان که نمیتونم از پسِ همین یدونه از خودم بربیام، نیاز دارم چندتا نسخهی اضافی از خودم داشته باشم، هرکدومرو بفرستم یه گوشه از زندگیمرو بگردونن.
Repost from N/a
اگه یه نخ خیلی باریک رو در نظر بگیرید، اون نخ باریک اعصاب منه؛
نخی که هر لحظه ممکنه پاره بشه و بعدش هیچکس ندونه قراره چه اتفاقی بیفته.
سلام عزیزم روزت بخیر امیدوارم خوب باشیییی
من اینجا یه کتابفروشی دست دوم نقلی دارم که خوشحال میشم بهش سر بزنی اگه علاقمندی و یا برای دوستداران کتاب بفرستی💗🦢
این هم لینک چنللم
https://t.me/lunabooks_for_you
