ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

ناز.

ناز.

前往频道在 Telegram

http://t.me/BluChtBot?start=6ea2ab07bcddae8f8c44

显示更多
未指定国家未指定类别
250
订阅者
+4124 小时
+307 天
+1830 天
帖子存档
sticker.webp0.16 KB

موافقم.بنظرت توی مسیری که تلاش میکنیم به جای درستمون برسیم،درسته چه حسی داشته باشیم؟اصلا اون حس رو نادیده بگیریم یا قبولش کنیم؟

Repost from Tomato story🍁
تو اگه جای درستت باشی زیبا میشی خوشحال میشی لبخند میزنی حالت خوبه لباسای بهتر میپوشی زندگیت رو روال پیش میره ولی اگه جای اشتباهی باشی همش اذیت میشی و حالت بده تا اینکه بفهمی باید بری البته امیدوارم که بفهمی.

یکی که اسمش نازنینه جوین شد.دچار دژاوو شدم. واقعا اسممون قشنگ نیست؟خودشیفته خودتونید🗣

بخاطر انتظار های تقریبا بیجا از خودم هر روز کارم شده گریه

خیلی نیاز داشتم به این حرفا. مرسی حوریا🤍

Repost from N/a
«فردای خیالی؛ اون آدم فوق‌العاده منظمی که هر شب قول می‌دیم از فردا بشیم!»

1:17 مادر، بی‌پنجره مانده‌ام مادر، بی‌پنجره مانده‌ام بادبادکم به سیم‌ها گیر کرده جوانی‌ام کجاست؟ هر آنچه بخارش راه گلو را می‌سوزاند، مثل نان، مثل عشق آه، هر آنچه از جنس زیبایی بود، با دیگران قسمت کردم و با آن بزرگ شدم.

1:01 مادر، بی‌پنجره مانده‌ام مادر، بی‌پنجره مانده‌ام بادبادکم به سیم‌ها گیر کرده جوانی‌ام کجاست؟ هر آنچه بخارش راه گلو را می‌سوزاند، مثل نان، مثل عشق آه، هر آنچه از جنس زیبایی بود، با دیگران قسمت کردم و با آن بزرگ شدم.

Hani Benim Gençliğim.mp34.67 MB

😭😭😭😭😭😭😭😭😂😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

خواب دیدم یکی از دستای گربمو قطع کردم

دیشب بدترین خواب زندگیمو دیدم

دیگه خیلی توی این نقطه موندم

نیاز دارم آدمای جدید بیان اینجا

(تو مثل من فردا به دنیا آمدی)

۲۹ژوئن۱۹۲۲ برلین. باریس لئونیدو ویچِ عزیز،گذاشتم نامه شما در من سرد شود،گذاشتم زیر خرابه های دو روزه خاک خورد،از آن چه خواهد ماند؟ خاکسپاری تاتیانافیادرونا با کوگان هستم و با کسی دیگر.ناگهان دستی روی آستینم،مثلِ پنجه،شما.وتابوت،سفید،بدون دسته گل و نه چندان دور گنبندِ صومعه دویچی.تسکین دهنده و غمخوار.اکنون مهم تر از همه؛ما کنار قبر هستیم.دیگر دست روی آستینم نیست.شانه ام گواهی می‌دهد مثل همیشه در نخستین ثانیه پس از جدایی،شما اینجا هستید و یک قدم عقب رفته اید.به تاتیانافیادرونا می اندیشم،به آخرین آسمانِ زمینی اش.وقتی که به دور و ور نگاه می‌کنم شما دیگر اینجا نیستید. غیبت.این آخرین دیدار من با شماست.دقیقا یک ماه بعد روز به روز.من رفتم.از رفتن خودتان بنویسید؛آیا برای همیشه می‌روید؟آیا متعلق به دنیای ویزاها، فرم ها،میلیاردها نیستید؟

۲۹ژوئن۱۹۲۲ برلین. باریس لئونیدو ویچِ عزیز،گذاشتم نامه شما در من سرد شود،گذاشتم زیر خرابه های دو روزه خاک خورد،از آن چه خواهد ماند؟ خاکسپاری تاتیانافیادرونا با کوگان هستم و با کسی دیگر.ناگهان دستی روی آستینم،مثلِ پنجه،شما.وتابوت،سفید،بدون دسته گل و نه چندان دور گنبندِ صومعه دویچی.تسکین دهنده و غمخوار.اکنون مهم تر از همه؛ما کنار قبر هستیم.دیگر دست روی آستینم نیست.شانه ام گواهی می‌دهد مثل همیشه در نخستین ثانیه پس از جدایی،شما اینجا هستید و یک قدم عقب رفته اید.به تاتیانافیادرونا می اندیشم،به آخرین آسمانِ زمینی اش.وقتی که به دور و ور نگاه می‌کنم شما دیگر اینجا نیستید. غیبت.این آخرین دیدار من با شماست.دقیقا یک ماه بعد روز به روز.من رفتم.از رفتن خودتان بنویسید؛آیا برای همیشه می‌روید؟آیا متعلق به دنیای ویزاها،فرم ها،میلیاردها نیستید؟

photo content