ch
Feedback
مرثیه فرمانده. ‌ ‌

مرثیه فرمانده. ‌ ‌

前往频道在 Telegram

درد فرمانده را به زانو در آورده؛ بشنو فریادهایش را. @Weaponmintbot

显示更多
未指定国家未指定类别
326
订阅者
-1024 小时
-107
+19330
帖子存档
منم همینطور چی‌چنگ عزیز، منم عادت ندارم احساساتم رو توضیح بدم.

صدام بزن چی‌چنگ ، چون اون رفت اما تمام خاطراتش سال ها من رو عذاب داد.

sticker.webp0.00 KB

کشتند مرا؛ اما از رگ‌هایم، یاد و خاطراتت جاری شد.

sticker.webp0.00 KB

اما این سرنوشت ما نبود ژنرال؛ تو قول ِبرگشت داده بودی. حالا دگر در این خانه که با عطر و وجودت پیوند خورده شادی یافت نمی‌شود. کاش تمام‌ش کابوس باشد.

sticker.webp0.00 KB

𝖪𝗂𝗅︎𝗅︎𝗂𝗇︎’ 𝗆︎𝖾 𝗇︎𝗈𝗐, 𝗄︎𝗂𝗅︎𝗅︎𝗂𝗇︎’ 𝗆︎𝖾 𝗇︎𝗈𝗐, 𝖽𝗈 𝗒𝗈𝗎 𝗁︎𝖾𝖺𝗋 𝗆︎𝖾?

sticker.webp0.00 KB

+فرمانده، چیشد که اینجوری شدیم؟
-از کجا برات بگم سرباز؟ از اونجایی که حفره‌ی خالی ِزندگیم از پا درم اورد؟ +آخه شما امید بودین. میومدیم اینجا و با روشنایی‌‍ه شما راه‌مون رو پیدا می‌کردیم. الان شما یه شمع دست‌تون گرفتید تا شروع راه‌مون کمی برامون مشخص بشه‌. پس نور خودتون چی؟ -نور من خاموش شده سرباز. نور من قدرت مقابله با خاک رو نداره که بیاد و برسه بهم. +ممکنه تا ابد شلیک غم بمونیم؟ -غیرمنتظره بودن زندگی رو قبول داری؟ جوری که نه می‌دونی فردا از امروزت غمگین‌تری یا خوشحال‌تر. +البته فرمانده. زندگی همیشه برامون ناگهانی‌‍ه. -ولی زندگی ِمن بعد از رفتن‌ش گیر یه قانون نانوشته افتاده. "آیا می‌تونم فردا کمتر از امروز غمگین باشم؟" پس باید بگم اره‌. ممکنه تا روزی که ذره‌های خاک بدنم رو در آغوش بگیرن شلیک غم بمونیم. +ولی عطرنعناع چی فرمانده؟ شما باهاش خاطره‌ها ساختین. -دقیقا به خاطر همین خاطرات اینجا عوض شد. دلم می‌خواست از عطرنعناع با نور و امیدی که منعکس می‌کرد یاد بشه. خواستار اینکه این برهه‌ از زندگی‌م اسم عطرنعناع رو کم‌نور و ضعیف کنه نبودم. برای همین شدیم شلیک‌ غم. +ولی شما هنوزم نور- -ششش سرباز‌. ادامه نده. نمی‌تونی از نوری که نیست حرف بزنی. +اما من مطمئنم دوباره عطرنعناع میشیم. -گاهی اوقات یقین‌های ما تبدیل به رویاهایی می‌شن که دست یافتن بهشون از محدوده‌ی اختیارات‌مون خارج‌‍ه.

sticker.webp0.00 KB

میانه‌ی راه ایستاد و از خودش پرسید: «خنده‌هایت کجا رفته عزیز من؟ چرا انقدر ساکتی؟ کجاست آن منی که چشم‌هایش تا این‌حد غمگین نبود؟»

sticker.webp0.00 KB

+منتظر چی‌ای احمق. اون تیر لعنتی رو بزن و راحت‌ش کن‌. -یعنی چی که راحت‌ش کنم؟ +مطمئن باش که خودشم خواستارشه. پس به خواسته‌ش برسون‌ش کیم‌. شلیک کن.