گلسیب
前往频道在 Telegram
گاهی او شعر میگوید و گاهی شعر او را.
显示更多未指定国家未指定类别
439
订阅者
无数据24 小时
+87 天
+7530 天
帖子存档
439
عزیزم میشه لطفاً لوکیشن بدی از جایی که هستی تا سریع خودم رو برسونم؟ چون:
هرجا تو باشی باغهای توت آنجاست، دریا و نان و معدنِ یاقوت آنجاست، آباش شراب و پارهٔ مهتاب ناناش؛
هرجا تو باشی خوشبهحالِ مردمانش!
1:07
439
اصلاً هرکسی به عمق این فحاشیها فکر کنه نمیتونه بیانش کنه، کلمهی «مادر» رو چطوری کنارِ اونجور کلمهها میشه قرار داد؟ مثلا مادر فلان؟ مادر چی؟ مادر عشق، مادر زندگی، مادر دار و ندار!
439
این آهنگ رو که گوش میدم یاد این دو بیت شعری که نوشتم میفتم:
«مانند غزالی ز فرار از پی صیاد
هر سوی دویدم نبرم دین و دل از یاد
آخر که زدی تیر کمان را به مرادت
گفتی که تفو بر تو و این لحمِ جَمادت»
439
Repost from نباید ساکت میماندیم
یکی از نشونههای بزرگسالی اینه که کمتر دربارهی بقیه اظهارنظر میکنی چون همیشه یه صدایی توی سرت میگه " خودت کی هستی که بخوای بقیه رو قضاوت کنی؟".
439
روزی که خونهای برای من باشه، در حالی که نور آفتاب خوابیده روی فرشش و عطرِ چای دارچینی و کلوچهها توی هواش داره میلوله، قطعاً اون لحظه علیرضا افتخاری داره پخش میشه.
439
دلا یاران سه قسمند گر بدانی
زبانی اند و نانیاند و جانی
به نانی نان بده از در برانش
محبت کن به یاران زبانی
ولیکن یارِ جانی را نگه دار
به پایش جان بده تا میتوانی
439
یکی از دلایلی که بچهها رو زیاد بغل میکنم اینه که وقتی روی شونهم خوابشون میبره و سنگینیِ اون اندک وزنشون رو میندازن روم، احساس میکنم در عوضش بارِ تمام غصههام از روی دوشم برداشته میشه.
439
Repost from مَرد سانفرانسیسکویی
من همون اندازه که زندگی گرفتم، به همون اندازه هم زندگی بخشیدم. نمیخوام اون قسمت دارک زندگیم رو توجیه کنم، اما حداقل خواستم بگم سعی خودم رو کردم تا جبرانش کنم؛ تا تکرارش نکنم.
439
هرکسی هرکجا که ایستاده هر چندتا قدم که در توانشه از خالهزنک بودن و بدگویی پشت سر بقیه فاصله بگیره.
