|رِهــآن|
前往频道在 Telegram
ناشناس☆ http://t.me/HidenChat_Bot?start=8811931579 عمیقا ناقص☆ https://t.me/onlyhuman17
显示更多未指定国家未指定类别
512
订阅者
-524 小时
-167 天
-12430 天
帖子存档
509
میخواهم از این دنیا دور شوم، در آن سرزمینهای بیپایان، جایی که هیچکس مرا نمیشناسد، در گوشهای از جهان، در دل برفهای بیانتها، در سکوتی که انگار زمان در آن متوقف شده است. شاید بروم به سرزمینهای سرد و بیصدا، در عمق جنگلهای تاریک و انبوه، جایی که درختان بلند و سایهدار، مرا در بر میگیرند و تنها صدای باد است که مرا میشنود. یا شاید در آن سو، در سرزمینهای گرم و رنگین، زیر آفتاب سوزان، در میان مردمانی که زبانم را نمیفهمند، گم شوم و فراموش شوم، در جایی که هیچکس مرا نمیشناسد، و من دیگر هویت ندارم. میخواهم در آن خلأی بیپایان فرو بروم، در عمق فراموشی، در جایی که هیچکس صدایم را نمیشنود، و من هم دیگر نمیخواهم کسی را بشناسم، فقط در سکوتی بیانتها، در آنسو که دنیا دیگر من را نمیخواهد، و من دیگر نمیخواهم دنیا را.
@rehan_sto|nazanin
509
Repost from N/a
بدبختیام از اینجا شروع شد.
1.بحران 18 سالگی🧗♀
2. احوال پرسی🧘🏼♀️
3.بخش بیماران خاص🥥
4. چرا شبها مغزمون آرشیو خاطرات ممنوعه رو باز میکنه؟👩🦯
5.سندروم ایمپاستر🦦
6.ترس از دوست داشته شدن🎭
509
برای من چیزی که Fourth of July رو سنگین میکنه اینه که دربارهی مرگ با فریاد حرف نمیزنه بیشتر شبیه مرور کردن خاطرات کسیه که دیگه نیست ولی هنوز توی ذهنت حضور داره انگار آدم میره ولی صداش خاطرههاش و چیزایی که باهاش تجربه کردی یه مدت خیلی طولانیتر میمونن
509
داستان این آهنگ از جایی میاد که سافجان استیونز کنار مادرش توی روزهای آخر زندگیش بوده مادرش بهخاطر سرطان معده از دنیا میره و بعدش خاطرات و حرفهایی که بینشون بوده تبدیل میشن به این آهنگ
509
داستان این اهنگو شصت سال پیش فهمیدم برام جالب بود گفتم بگم هی یادم میرفت این همه چرت و پرت گفتم اینم روش👩🦯
509
و قرار نیست هرموقع شما خواستید باشن و هرموقع نخواستین بزارینشون توی جعبه و هرموقع هم خواستین دوباره برشون گردونید
