-𝟔𝟕𝟐𝟐
关闭频道
تِکه ای از وجودِ مَن، برای هَمیشه سوخت..
显示更多未指定国家未指定类别
505
订阅者
-524 小时
-317 天
+8630 天
帖子存档
504
Repost from دَشتِ پَروانه ᥫ᭡
رفته است و مهرش از دلم نمیرود
ای ستارهها چه شد که او مرا نخواست؟
-فروغ فرخزاد
504
همه فردا ها ک تخمی نی،فردای خرید ماشین،فردایه بیرون رفتن،فردایه خونه خریدن،فردایه گوشی جدید گرفتن،فردایه عشق و حال…..
504
از فردای چیزا خوشم نمیاد؛
فردای یه دعوا،
فردای فهمیدن یه حقیقت،
فردای یه گریه عمیق،
فردای فوت یه عزیز،
فردای کات شدن رابطه،
فرداها رو اصلا دوست ندارم.
504
یه مرحله ای از غصه هست
که تو دیگه گریه ات نمیاد
دیگه زیاد حرف نمیزنی
گذر روز هات رو تماشا میکنی
و فقط سکوت میکنی
اخرش هم معلوم نیست قراره چی بشه
فقط توی سردرگمی هستی و یه بغض که خفه ات میکنه ولی تبدیل به یه قطره اشک هم نمیشه...
504
بدنم سنگین شده، میخوام بخوابم ولی میخوام تا صبح بیدار بمونم.
میخوام بمیرم، میخوام زنده بمونم
میخوام بیخیال همه چی بشم، میخوام تلاش کنم.
میخوام تنها باشم، ولی میخوام یکی محکم بغلم کنه و تو بغلش گریه کنم.
میخوام تنهام بذارن، نه! میخوام نگرانم بشن...
کاش بهم بیشتر توجه کنن، نه! کاش نادیدم بگیرن.
همه این احساسات ضدونقیض رو با هم دارم؛ انگار درونم به هم پیچ و تاب خورده و داره ذوب میشه...
504
یکاری نکنید بعدا مثل سگ پشیمون شید
یکاری نکنید حسرت بکشیدا
انقد سخته انقد سخته
انگار جونت میسوزه هر روز،هر شب،هر ساعت،هر دقیقه،هر ثانیه
504
ولی جالبه
هیچوقت نمیفهمی آخرین
دعواست،
آخرین بغله،
آخرین دیته،
آخرین بوسهست،
آخرین صبح بخیر
و شب بخیر،
آخرین قهره،
آخرین کلماته و آخرین دوست دارم . . .
