🫦♠️ᴺᵒᵛᵉˡ. رمان
前往频道在 Telegram
چنل رمانمون 🫣 پر از رمان هیجانی و 🔞 کلی پی دی اف داریم با ژانر های مافیایی🤫 🚫کپی ممنوع🚫 «هر نوع کپی برداری از رمان و پی دی اف های چنل پیگیری قانونی داره» پارت گذاری روز های پنج شنبه و جمعه نداریم.🫱🏼🫲🏻
显示更多未指定国家未指定类别
1 502
订阅者
-2924 小时
+1047 天
-1 87830 天
帖子存档
1 496
#رمان
«لب قلوه ای من»
Part:²²🫦
~عسل~
با نوری که به چشمام خورد چشامو باز کردم هنوز هم خوابم میومد ساعت ۶ بود قرار بود از ساعت ۷ بریم بیرون
صدای تق تق در اتاقم اومد با صدای خواب الودم گرفتم:
-کیه
صدای لیلا خانم اومد و بعدش خودش اومد داخل
با لبخند اومد جلو و گفت :
-صبح بخیر عسل جان پاشو یک آبی به دست و صورتت بزن حاظر شو می خوایم بریم بیرون یک جای دیدنی بشینم صبحانه و ناهار و شام هم اونجاییم
باشه ای گفتم و پاشدم
سریع دست و صورتمو اوکی کردم لباس پوشیدم و رفتم پایین
همه منتظر بودن
سلام کردم و رفتم رو مبل نشستم
زن عمو با خنده گفت :
-عسل جان شما و منو لیلا جان و عمت میریم توی ماشین مهرداد
چشمم خورد به قیافه مهرداد کلافه بود
سرمو تکون دادمو رفتم توی حیات
هوا خیلی خوب شده بود کمتر سرد بود
بعد پنج دقیقه همه سوار شدیم و راه افتادیم...
ادامه دارد....
1 496
https://t.me/nsjsjshbsbhxux
گپ جفج و ریکتم جدید زدم جوین بدین ایشالا که امارش کم کم میره بالا تر ✨💘🫴🏻
1 496
#رمان
«لب قلوه ای من»
Part:²¹🫦
~مهرداد~
لیلا بهم گفته بود کم مونده بود بهش تجاوز بشه ، نصبت به همه چیز دو دل شده بودم
از اتاق اومدم بیرون و رفتم سمت اتاقش
در زدم
جوابی نداد دستگیره رو کشیدم پایینو رفتم داخل اتاق تاریک بود فقط یک چراغ خواب روشن بود
رفتم سمت تختش، خواب بود
زل زدم به صورتش خیلی مظلوم بود
دوباره چشمم به اون لبای قلوه ایش افتاد
نشستم روی تخت
کم کم کشیده شدن سمتش !
حالا که خواب بود چی میشد مزه ی لباشو بچشم خیلی از وقتی که اومده بودم بهم چشمک می زد
چونه اشو گرفتم و یک مک زدمو کل لباشو کردم توی دهنم
مست شدم عجب چیزی بود
نمی دونم چی زده بود که هم خوش بو بود لباش و هم خوش مزه
نتونستم تحمل یک مک دیگه زدم
دیوونه شده بودم دلم می خواست همین الان کارشو بسازم
یهو یکم تکون خورد
نوک انگشتش خورد به سالارم پایینو نگاه کردم متوجه نشده بودم راست شده
دوباره خوابید دیگه نرفتم سمتش ولی بد جور حالمو بد کرده بود
پتو رو برداشتمو انداختم روش بعد چند ثانیه از اتاق رفتم بیرون
ادامه دارد.....
