ch
Feedback
🫦♠️ᴺᵒᵛᵉˡ. رمان

🫦♠️ᴺᵒᵛᵉˡ. رمان

前往频道在 Telegram

چنل رمانمون 🫣 پر از رمان هیجانی و 🔞 کلی پی دی اف داریم با ژانر های مافیایی🤫 🚫کپی ممنوع🚫 «هر نوع کپی برداری از رمان و پی دی اف های چنل پیگیری قانونی داره» پارت گذاری روز های پنج شنبه و جمعه نداریم.🫱🏼‍🫲🏻

显示更多
未指定国家未指定类别
1 502
订阅者
-2924 小时
+1047 天
-1 87830 天
帖子存档
حضور یک مادر جنده در ناشناس

ناشناس فقط تا ساعت ۱۰ هست بعدش تا یک موقع دیگه جواب هیچ ناشناسیو نمی دم الان هم که هست کویر نکنین 🫴🏻🧘🏼‍♀

هرچی هست بگین ساعت ۱۰ ناشناس پاک میشه

اوکی پس می زارم حرفی داشتی بیا تو بات ناشناسم بگو عسلم بدون اینکه شناخته بشی .💘🎭 https://telegram.me/Chatbysomebot?start=sc-hirOAsJlvu

15 رای کنین ببینم چی میشه اخر

ریکتارو بیشتر کنیننننن

با احترام کیرم تو کسایی که لف میدن ❤️

اینم پارت جدید ریکت هارو بزنین تا زیاد نشده پارت ندارم 🫠

#رمان «لب قلوه ای من» Part:²³🫦 ~عسل~ با ضربه ای که به سرم خورد از خواب بیدار شدم اخم کردمو به جلو نگاه کردم توی یک دستنداز مثل گاو رفت و سرم محکم خورد به شیشه ماشین از خستگی خوابیده بودم تو ماشین عصبی شدم و زدم رو شونه ی اون مهرداد با صدای بلند گفتم : -چرا مثل گاو میری سرم داغون شد مرتیکه کور مگه دستنداز و نمی بینی با یک اخمی که از توی آینه بهم نگاه کرد یکم آب شدم این چرا اینجوری نگاه کرد یهو زن عمو و لیلا خانم هیچی نگفتن تکیه دادم به صندلی و از عمو پرسیدم : -عمو کی می رسیم نگاهی بهم کرد و گفت : -خیای نزدیکیم ، نخوابی ها سرمو به نشونه ی باشه بالا پایین کردم و به بیرون خیره شدم بعد پنج دقیقه رسیدیم به یک جای خیلی قشنگ پیاده شدیم و رفتیم جلو وسایل هارو پسرا اوردن یک جنگلی بود خیلی حس خوبی می داد انگار اینجا ویلا داشتن رفتیم سمت ویلا ... ادامه دارد....

منتظر باشین امشب پارت می زارم 🫶🏻

چک شه🖤

ریکتا زیاد نشه از پارت بعدی خبری نیست 😔