ch
Feedback
TheGandomin

TheGandomin

前往频道在 Telegram

https://gandomin.com

显示更多
未指定国家未指定类别
338
订阅者
-124 小时
-77 天
-230 天
帖子存档
در سال‌های اخیر، صحبت درباره قاعدگی بیش از گذشته وارد گفت‌وگوهای عمومی شده است. در شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌ها، کمپین‌های آگاه
در سال‌های اخیر، صحبت درباره قاعدگی بیش از گذشته وارد گفت‌وگوهای عمومی شده است. در شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌ها، کمپین‌های آگاهی‌رسانی و حتی تبلیغات، تلاش‌های زیادی صورت گرفته تا این باور قدیمی به چالش کشیده شود که قاعدگی موضوعی شرم‌آور، پنهان‌کردنی یا نشانه ضعف است. بسیاری از زنان با صدای بلند گفته‌اند که پریود یک فرایند طبیعی بدن است و نباید به خاطر آن احساس خجالت کنند. این تغییر مهمی است اما هنوز کامل نشده است. ادامۀ نوشته: https://gandomin.com/5748/ #گندمین #زن_و_نویسندگی #gandomin #Afghanistan

photo content

اينجا، بله، همین‌جا، دقیقاً روی این کره‌ی خاکی، عالم و آدم از خود سرنوشت و تقدیری دارد؛ سرنوشت و تقدیری که مسیر زندگی آدمی را
اينجا، بله، همین‌جا، دقیقاً روی این کره‌ی خاکی، عالم و آدم از خود سرنوشت و تقدیری دارد؛ سرنوشت و تقدیری که مسیر زندگی آدمی را رقم می‌زند. راهی که زندگی برای من رقم زد، راهی بود میان قلم و قیچی. گاهی قلم برمی‌دارم و افکارم را روی کاغذ می‌ریزم و گاهی قیچی به دست می‌گیرم و مصروف برش تکه‌پارچه‌ها می‌شوم. ممکن است این دو ابزار هیچ هم‌خوانی‌ای با هم نداشته باشند، اما برای من هر دو وسیله‌ی زایش و آفرینش‌اند؛ هر دو می‌سازند، یکی در زایش واژه‌ها سهم می‌گیرد و دیگری در خلق زیبایی از تکه‌های ساده. ادامۀ نوشته: https://gandomin.com/5727/ #گندمین #زن_و_نویسندگی #gandomin #Afghanistan

photo content

نخستین بار که نام کتاب «جای خالی سلوچ» را شنیدم، خیلی تحت تأثیر آن قرار گرفته بودم و همان روز آن را به فهرست کتاب‌هایی که بای
نخستین بار که نام کتاب «جای خالی سلوچ» را شنیدم، خیلی تحت تأثیر آن قرار گرفته بودم و همان روز آن را به فهرست کتاب‌هایی که باید بخوانم اضافه کردم. حالا که کتاب را خوانده‌ام، اهمیت و تأثیر آن برایم بیشتر شده است. رنج، تنهایی و عشقِ موجود در این داستان، برای من شباهت زیادی به زندگی و روزهای سخت کشور خودم، افغانستان دارد. سرنوشت هاجر بیشتر از همه مرا به یاد دختران و زنان سرزمین خودم انداخت؛ او که مجبور می‌شود مسیری را بپذیرد که خودش انتخاب نکرده است. همین موضوع برای من بسیار دردناک بود. گاهی هنگام خواندن داستان، به این فکر می‌کردم که شاید برای هاجر، مرگ آسان‌تر از زندگی در کنار کسی بود که قدرش را نمی‌دانست و با او ظلم می‌کرد. ادامۀ نوشته: https://gandomin.com/5713/ #گندمین #زن_و_نویسندگی #gandomin #Afghanistan

photo content

شاعر با خطاب قرار دادن «حدیثِ مسدسِ مخبون»، نخستین سطح دلالت را از حوزۀ عروض به ساحت فلسفه منتقل می‌کند. «مخبون» دیگر صرفاً ا
شاعر با خطاب قرار دادن «حدیثِ مسدسِ مخبون»، نخستین سطح دلالت را از حوزۀ عروض به ساحت فلسفه منتقل می‌کند. «مخبون» دیگر صرفاً اصطلاحی عروضی نیست، بلکه استعاره‌ای از سوژه‌ای است که در اثر مداخلۀ تاریخ، قدرت و حافظۀ جمعی، از انتظام آغازین خویش خارج شده است. از این ‌رو، عنوان شعر را می‌توان نوعی «فرامتنِ تأویلی» دانست که پیشاپیش مخاطب را به خوانشی مبتنی بر گسست ساختاری و بحران هستی‌شناختی فرا می‌خواند. ادامۀ نوشته: https://gandomin.com/5558 #گندمین #شعر #هنر #gandomin

photo content

رودابه دختر زیبایی است که از نسل مهراب شاه کابلی می‌آید، دل‌باختۀ زال فرزند سامِ نریمان است و بعداً مادر مهربان رستمِ جهان‌په
رودابه دختر زیبایی است که از نسل مهراب شاه کابلی می‌آید، دل‌باختۀ زال فرزند سامِ نریمان است و بعداً مادر مهربان رستمِ جهان‌پهلوان. او در اندیشه‌ها و رفتارهایش استوار و پایدار است. داستان او، داستانی از عشقی پرشور و غمی پرسوز است. به سخن خجسته کیا: رودابه یکی از جان‌دارترین و رنگین‌ترین زنان شاهنامه است. هیچ زن دیگری چنین دراز مدت در داستان‌ها زنده نمی‌ماند. نگارۀ رودابه در یاد ما دخترکی است زیبا با گیسوان بلند سیاه آکنده از بوی‌های خوش گل‌های بهاری در تب و تاب عشق، اما رودابۀ سال‌خورده نیز به‌همین پایه گیرا و دوست‌داشتنی است منتها در جلوه‌ای دیگر. ادامۀ نوشته: https://gandomin.com/5473/ #گندمین #زن_و_نویسندگی #gandomin #Afghanistan

I put on my school uniform with excitement. I gathered my books and even took all the pens I loved with me. That day, girls a
I put on my school uniform with excitement. I gathered my books and even took all the pens I loved with me. That day, girls across Afghanistan were taking their Grade 12 examinations, and I thought I was beginning the final stage of school—the first step toward university. I did not know that the things I carried with me that day would one day become memories of a life that had been put on hold for five years. Read more: https://gandomin.com/en/2563/ #GANDOMIN #WomenAndWriting #Afghanistan

photo content

مستند «خانه سیاه است» را نخستین بار چند سال قبل دیده بودم، زمانی که تازه فروغ را کشف کرده بودم و شعرهای او را خوانده بودم. آن
مستند «خانه سیاه است» را نخستین بار چند سال قبل دیده بودم، زمانی که تازه فروغ را کشف کرده بودم و شعرهای او را خوانده بودم. آن زمان کنجکاو شخصیت، شعر و دنیای هنری او شده بودم و رفته بودم دنبال کارهای هنری او. یکی از آن کارهایی که آن زمان از فروغ دیدم، همین مستندی بود که توسط او کارگردانی شده بود. من به یاد ندارم که آن زمان با دیدن مستند نامبرده چه حس‌وحالی داشتم، اما حس‌وحال امروزم را تا قبل از این‌ که باز هم فراموش کنم، یادداشت گرفتم. ادامۀ نوشته: https://gandomin.com/5462/ #گندمین #زن_و_نویسندگی #gandomin #Afghanistan

photo content

باران بر زمین رگبار می‌زد. قطره‌ها روی شیشه‌ی تاکسی می‌لغزیدند و با کوبیدن بر سینه‌ی زره‌پوشِ زمین، نیم‌نیزه‌ای به هوا می‌پری
باران بر زمین رگبار می‌زد. قطره‌ها روی شیشه‌ی تاکسی می‌لغزیدند و با کوبیدن بر سینه‌ی زره‌پوشِ زمین، نیم‌نیزه‌ای به هوا می‌پریدند. برخلاف همیشه، صدای باران هم آرام نبود و به هیچ ملودی دلنشینی شباهت نداشت؛ انگار گیتار الکتریکی‌ای بود که میان بوق‌ها و همهمه‌ی شهر، راک می‌نواخت. با تکانی که از سوی آرنج مادر وارد شد، از شیشه‌ی پهلویم چشم گرفتم. نوک انگشتش را روی شیشه کشید و دایره‌ای از بخار را پاک کرد: «اینجا کوچه‌ی تنورفروشی است. از سابق اینجا تنور می‌ساختند.» ادامۀ نوشته: https://gandomin.com/5446/ #گندمین #تاکسی‌نویسی #زن‌و‌نویسندگی #افغانستان #Gandomin #Afghanistan

photo content

گاهی سرنوشت یک جامعه را نه در ساختمان‌های بلند و تصمیم‌های بزرگ، بلکه در سکوت دختری می‌توان دید که کتابی را در دست گرفته و هن
گاهی سرنوشت یک جامعه را نه در ساختمان‌های بلند و تصمیم‌های بزرگ، بلکه در سکوت دختری می‌توان دید که کتابی را در دست گرفته و هنوز به آینده فکر می‌کند. افغانستان سال‌هاست روزهای دشواری را تجربه می‌کند؛ روزهایی که زندگی میلیون‌ها انسان را تغییر داده و به‌ویژه مسیر آموزش و زندگی اجتماعی زنان و دختران را با محدودیت‌های جدی روبه‌رو کرده است. با این حال، داستان زنان افغانستان نباید تنها داستان محرومیت باشد. در میان تمام این دشواری‌ها، هنوز میل به آموختن، ساختن و ادامه دادن زنده است. ادامۀ نوشته: https://gandomin.com/5438/ #گندمین #زن_و_نویسندگی #gandomin #Afghanistan

photo content

دو روز پیش کتاب «افسانهٔ سیزیف» آلبر کامو را تمام کردم و به یاد چند سال پیش افتادم؛ زمانی که برای نخستین بار با این نویسنده آ
دو روز پیش کتاب «افسانهٔ سیزیف» آلبر کامو را تمام کردم و به یاد چند سال پیش افتادم؛ زمانی که برای نخستین بار با این نویسنده آشنا شدم. کامو را با «طاعون» شناختم. برای آن کودکِ کم‌سن‌وسال، درک بسیاری از مفاهیم فلسفی این کتاب بسیار دشوار بود. بعدها، وقتی دیگر آثارش را خواندم، بارها از خودم پرسیدم که چرا این نویسنده مدام بر موضوعاتی مانند بی‌معنایی، مرگ و پوچی تأکید می‌کند؟ به همین دلیل، دربارهٔ فلسفهٔ ابزوردیسم کمی مطالعه کردم و به‌تدریج فهمیدم که کامو هرگز نمی‌گوید زندگی بی‌معناست و انسان باید از آن دست بکشد. برعکس، او می‌خواهد نشان دهد که مواجهه با پوچی یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های انسانی است. کامو هرگز خودکشی را راه‌حل نمی‌داند؛ بلکه معتقد است انسان باید با آگاهی از پوچی، همچنان زندگی کند و از آن فرار نکند. ادامۀ نوشته: https://gandomin.com/5428/ #گندمین #زن_و_نویسندگی #gandomin #Afghanistan

photo content

ترس چیز عجیبی است. پای این کلمه که به میان بیاید، دل آدم می‌لرزد. تا بخواهی با قلم، چند خطی روی کاغذی بنویسی که پنج سال است ب
ترس چیز عجیبی است. پای این کلمه که به میان بیاید، دل آدم می‌لرزد. تا بخواهی با قلم، چند خطی روی کاغذی بنویسی که پنج سال است بوی قلم را حس نکرده و ندیده، بلافاصله پدر با صدای بلند فریاد می‌زند: «دختر، نکنه باز اشتباهی کنی! آرام بنشین. تو را چه به نوشتن و حرف زدن در مورد سیاست و این و آن؟» و صدای مهربان مادر از آن طرف می‌آید: «جانِ مادر، با یک نفر و یک کاغذ و یک خط و یک قلم، چیزی تغییر نمی‌کند.» و صدای خشمگین برادر: «از خاطر تو اتفاقی بیفتد، روز خوبت را سیاه می‌کنم.» ادامۀ نوشته: https://gandomin.com/5411/ #گندمین #زن_و_نویسندگی #gandomin #Afghanistan