℘ 𝗈𝗇𝖼𝖾 𝗎𝗉𝗈𝗇 𝗈𝗎𝗋 𝗋𝗎𝗂𝗇 (rest)
前往频道在 Telegram
✿ ིུ ☕️ 𝖶𝖾𝗅𝖼𝗈𝗆𝖾 𝗍𝗈 𝗍𝗁𝖾 𝖫𝗎𝗇𝖺𝗋 𝗏𝖺𝗅𝗅𝖾𝗒𝗌 𝗂𝗇 𝗈𝗎𝗋 𝗆𝗂𝗇𝖽. ᯓ چـنل مـحافـظ و لیـست نوشـتههـا : @thaifictionguide
显示更多未指定国家未指定类别
495
订阅者
-524 小时
无数据7 天
+830 天
帖子存档
امشب میام نظراتی که داشتیم رو جواب میدم. منتظر بودم نظرها بیشتر بشه اما خب درست نیست نظرات شب آپ بیجواب بمونن.
اشِ عزیزم، ممنونم ازت برای نظر و لطفی که به مارون داری. از روز اول خیلی من رو حمایت کردی و واقعاً بابتش قدردانم. 💕
Repost from N/a
ببینید من نمیگم فقط توی این فندوم اتفاق افتاده، چون من سابقه نوشتن و خوندن و ترجمه کردن توی فندومهای دیگه رو هم دارم، ولی میتونم بگم توی فندوم ما باب شده افرادی دست به قلم میشن، یک پلاتی میچینن، با عامیانهترین و بدترین شیوه گفتار یک نوشتهای رو در اختیار شما قرار میدن و شما میخونید، و این رویه اونقدر تکرار شده که شما فرق یک نوشته آن تاپ که "ارزش خوندن داره" رو با یک نوشته که فاحشاً هیچ محتوایی رو در بر نمیگیره متوجه نمیشید.
نمونش همین مارونِ نوآی عزیزم. این نوشته از لحاظ نوشتار حرف نداره، مین آیدیاش خیلی متفاوت و جذابه و پلاتش، که واقعاً آدم رو جذب میکنه... این نوشته این همه پتانسیل داره، اما شما ریدرها تصمیم میگیرید جای خوندن مارون یا بقیه فیکشنها شروع کنید به وانشاتهایی که اول و آخرش یه محتوای به ظاهر جذابی انداختن و لایک از دید بقیه نویسندهها و ریدرهای تاپ فندوم واقعاً فلاپن.
Repost from N/a
بچهها اینکه میخوام یک نقدی کنم، شاید خیلی خوشتون نیاد.
خلاصه که… اگر وضعیت اینجوری باشه من حداقل یک الی دوماه اینجا آپلود نمیکنم مارون رو تا ببینیم چی میشه. ممکنه کلاً نوشتن و آپلودش رو متوقف کنم.
و خب این پارت مارون چندتا نظر از دوتا از ریدرها گرفته و هرچند که هنوز جواب ندادم ازتون ممنونم که با این حال شما دونفر همیشه از مارون حمایت میکنید.
و خب این… حتی قشنگ هم نیست دیگه. واقعاً اینکه هرروز بخوام ازتون خواهش کنم از نوشتهم حمایت کنید حس خوبی نمیده.
اما میخوام بدونید که این واقعاً سخته. اینکه تمام مشکلاتت رو هندل کنی و بنویسی و یه وقت مازادی هم بذاری که اون «نوشته» صرفاً نوشته نباشه و ارزش وقت خوانندههات رو داشته باشه، باعث میشه که انتظار داشته باشی حداقل تا وقتی پارت بعدی رو میذاری مجبور نباشی برای نظر و ریاکشن خواهش کنی. من واقعاً هرروز دارم برای اینها خواهش میکنم.
و خب من هیچوقت به خودم اجازه ندادم بیام اینجا و بگم «بخاطر فلان مشکل شخصی انتظار انقدر ریاکت دارم» چون خب درآخر من خودم انتخاب کردم با تمام این مشکلات بنویسم و به شما قول ماهی دوتا پارت دادم، پس وظیفه هم دارم بنویسم و آپ کنم.
اما، اخیراً شرایط زندگی من بسیار فرق کرده. کار میکنم، هرروز کار میکنم. درس هام سنگینتر شدن، مشکلات سلامتی دارم حتی. خیلی چیزهای شخصی هست که من باهاشون سر و کله میزنم و شاید سالهای قبل که مینوشتم اینها هیچکدوم وجود نداشتن.
و خب شما اولین فندومی نیستید که من دارم داخلش براشون مینویسم… من سالهاست که نویسندهم از برای فندومهای زیادی نوشتم. استریکیدز، تیاکستی، ایتیز، انهایپن، الان جیامام… و خب میگم، واقعاً اونقدری نوشتم که بگم دیگه این پلاتچینی و وقت گذاشتن ها برای من عادت روزانه شده. سالهاست دارم نویسندگی میکنم.
پارتهای مارون کوتاه نیست. اگر زمانی دیدم پارت بهخاطر نقطهی پایان پلات کوتاه شده یا دوپارت رو باهم آپلود کردم، یا باهم ترکیبشون کردم که شما هرگز زیر ۲۰ صفحه، چه بسا اکثراً ۳۰ صفحه از این فیکشن رو دریافت نکنید. برای هر اتفاق عمیق و مهمی توی داستان بارها با نگار صحبت کردم. نه چون دوست صمیمی منه، چون یه نویسندهی لایقه و من هیچوقت به خودم اجازه ندادم بدون اینکه نوشتهم رو حداقل یک نویسندهی عالی دیگه تایید کنه آپلود کنم. پارتنرم و نگار جفتشون میتونن الان بیان برای شما بالغ بر سیصد تا پیام فوروارد کنن از اینکه چقدر باهاشون صحبت کردم راجع به ترتیب وقایع داستان و جایگزین کردنشون با اتفاقات دیگه. من حتی یک دفتر کامل دارم که توش برای نوشتن مارون برنامهریزی میکنم.
اما مارون نوشتهایه که به نظر من ارزش وقت دیگران رو داره، چون من آدمی نیستم که به خودم اجازه بدم دیگران وقتشون رو تلف کنن روی نوشتهم صرفاً چون دارم از کاپل یا فندوم مورد علاقهشون مینویسم.
آره حقیقتاً بچهها. من داشتم با نگار و بویفی صحبت میکردم به مدت چندساعت؟ تا اینکه نگار اومد اینجا اینارو گفت و خودمم بعد از چندساعت صحبت با این دونفر به نتیجه رسیده بودم بیام یکچیزهایی رو بگم.
مارون از خیلی جهات نوشتهی خوبیه، و من قصد ندارم از خودم تعریف بیجا بکنم. نمیگم نوشتهی من بهترین فیکشن فندومه، نمیگم من بهترین نویسندهیدنیام، چون هیچکدوم اینها درواقع حقیقت نداره، منم هیچوقت قرار نیست چنین چیزی بگم.
فکر کنم این آخرین تلاشم برای این بود که شاید به خودتون بیاید و مارون رو از دست ندید چون من شخصاً خیلی دوستش دارم، شما رو نمیدونم.
