ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌𝗍𝖾𝗍𝖾𝗀𝗎𝗀𝗎

‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌𝗍𝖾𝗍𝖾𝗀𝗎𝗀𝗎

关闭频道

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌🌟    ‌‌𝗍𝖺𝖾𝗄𝗈𝗈𝗄 ‌ ⎯     @frkvbot ‌ ◜ 𝖽𝖾𝖿𝗒𝗂𝗇𝗀 𝗍𝗁𝖾 𝗋𝗎𝗅𝖾𝗌 , 𝗈𝗇𝖾 𝗆𝗈𝗆𝖾𝗇𝗍 𝖺𝗍 𝖺 𝗍𝗂𝗆𝖾 ◞

显示更多
未指定国家未指定类别
3 471
订阅者
+12124 小时
+1257 天
+47530 天
帖子存档
به پستای ام‌وی‌ ریکت ندادید

یکی نوشته‌ بود؛ کبودی‌های تهیونگ نمادی از اینه که اون به کیسه‌ بوکس افکار عمومی تبدیل شده؛ کسی که هر روز زیر بار قضاوت‌ها، سر
+1
یکی نوشته‌ بود؛ کبودی‌های تهیونگ نمادی از اینه که اون به کیسه‌ بوکس افکار عمومی تبدیل شده؛ کسی که هر روز زیر بار قضاوت‌ها، سرزنش‌ها و نفرت‌هایی له می‌شه که هیچ ارتباطی به خودش نداره و توش نقشی نداشته و تلخ‌ترین بخش ماجرا اینه که این فقط یک نماد نیست، ما داریم همین اتفاق رو، لحظه‌ به‌ لحظه و در زمان واقعی، جلوی چشم‌هامون تماشا می‌کنیم!

Repost from fraélie
یه هل می‌دید تا این‌جا دو کا بشه؟

‌ ‌ ‌𝗁𝖾 ’𝗌 𝖻𝖺𝖼𝗄 🐆 -
+1
‌ ‌ ‌𝗁𝖾 ’𝗌 𝖻𝖺𝖼𝗄 🐆 -

سین نمیزنید جرع

از اینجا پست ‍ا و تحلیل ‍اي ام‌وي نرمال رو چك کنید و ریکت بدید ㅠ ㅠ

‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌𝑡𝑎𝑒𝑘𝑜𝑜𝑘 ’ 𝑠 𝑛𝑜𝑟𝑚𝑎𝑙 𝑝𝑜𝑙𝑎𝑟𝑜𝑖𝑑𝑠 💞
+1
‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌𝑡𝑎𝑒𝑘𝑜𝑜𝑘 ’ 𝑠 𝑛𝑜𝑟𝑚𝑎𝑙 𝑝𝑜𝑙𝑎𝑟𝑜𝑖𝑑𝑠 💞

سین فریز شد خدای بزرگ را شاکر هستیم

در نهایت ، یونگ نمي‌گفت باید نقاب رو نابود کني یا سایه رو از بین ببري . می‌گفت باید هر دو رو بپذیري و باهم یکي ‍شون کني . اسم
+1
در نهایت ، یونگ نمي‌گفت باید نقاب رو نابود کني یا سایه رو از بین ببري . می‌گفت باید هر دو رو بپذیري و باهم یکي ‍شون کني . اسم این مسیر رو هم فردیت‌یابي گذاشته بود ؛ یعني کامل شدن با پذیرفتن همه‌ي تضادهاي وجودت . اگر از این زاویه به 𝖭𝗈𝗋𝗆𝖺𝗅 نگاه کنیم ، انگار سوال اصلي ام‌وي این نیست که ” چطور نرمال باشیم ؟! “ بلکه اینه که ” اصل‍ا چیزي به اسم نرمال از اول وجود داشته ؟! “

اگر اون حس دائميِ تحت نظر بودن توي ام‌وي عمدي باشه ، باز هم به‌یکي از ایده‌ ‍اي یونگ اشاره داره ؛ اینکه آدم‌ ‍ا کم‌کم خودشون رو با انتظارهاي جامعه تطبیق مي‌دن ، تا جایي که دیگه نمي‌فهم ‍ن مرز بین نقاب و هویت واقعي ‍شون کجاست . وقتي همیشه زیر نگاه بقیه باشي ، پرسونال قوي‌تر مي‌شه ؛ اما وقتي تنها می‌شي ، تازه ناخودآگاه خودش رو نشون مي‌ده .

این ایده قبل‍ا هم توي کار ‍اي بنگتن دیده می‌شد . مثل‍ا 𝖡𝗅𝖺𝖼𝗄 𝖲𝗐𝖺𝗇 درباره ترسي حرف مي‌زد که یه آزتیست معمول‍ا نباید ب
+1
این ایده قبل‍ا هم توي کار ‍اي بنگتن دیده می‌شد . مثل‍ا 𝖡𝗅𝖺𝖼𝗄 𝖲𝗐𝖺𝗇 درباره ترسي حرف مي‌زد که یه آزتیست معمول‍ا نباید به‌زبون بیاره ؛ ترس از دست دادن اشتیاق ‍ش . بنگتن به‌جاي اینکه اون ترس رو پنهون کنه ، باهاش روبه‌رو شد و اجازه داد « سایه » حرف بزنه . حس مي‌کنم 𝖭𝗈𝗋𝗆𝖺𝗅 ادامه‌ي همون داستان ‍ه . حتي برعکس نوشته شدن اسم ‍ش ، یعني 𝖫𝖠𝖬𝖱𝖮𝖭 ، از دیدگاه یونگ خیلي معني‌ داره . یونگ باور داشت تضادها براي شکست دادن هم نیستن ؛ براي کامل کردن همدیگه‌ ‍ن . خودآگاه و ناخودآگاه ، پرسونال و سایه ، نور و تاریکي . هیچ‌کدوم بدون اون یکي معنا نمي‌گیرن . برعکس شدن کلمه‌ی 𝖭𝗈𝗋𝗆𝖺𝗅 انگار مي‌گه نقطه‌ي مقابل ‍ش همیشه از همون اول داخل خودش وجود داشته . آینه‌ ‍ا ، انعکاس‌ ‍ا و تصویر ‍اي دوتایي هم دقیقاً با نظریه‌ ‍اي یونگ جور درمیاد . آینه نماد روبه‌رو شدن با خودت ‍ه ؛ مجبورت مي‌کنه به بخش‌ ‍ایي از وجودت نگاه کني که همیشه ازشون فرار مي‌کني . هر انعکاس یه سؤال مي‌پرسه ” داري خودِ واقعي ‍ت رو مي‌بیني ، یا فقط همون نقشي رو که یاد گرفتي براي بقیه بازي کني ؟! “

+1
‌‌ֶָ֢  🔗 ݄ اما یونگ مي‌گفت هر چیزي که از خودمون سرکوب کنیم ، از بین نمي‌ره ؛ تبدیل مي‌شه به‌چیزي که اسم ‍ش سایه ‍ست .
سایه یعني همه‌ي احساسات ، خواسته‌ ‍ا ، ترس‌ ‍ا ، ناامني ‍ا و حقیقت‌ ‍ایي که یاد گرفتیم پنهون ‍شون کنیمد، چون با تصویري که باید از خودمون نشون بدیم جور درنمیاد ؛ هرچي بیشتر انکارشون کنیم ، قوي‌تر می‌شن . ‌ ‌براي همین یونگ یه جمله‌ي معروف داره : ” آدم با تصور کردنِ چهره‌ ‍اي نوراني به روشنایي نمي‌رسه ؛ بلکه با آگاه‌شدن از تاریکیِ درون ‍ش “ یعنی درمان و رشد ، از نادیده‌گرفتن تاریکي نمیاد ؛ از پذیرفتن و روبه‌رو شدن باهاش میاد .

‌‌ֶָ֢ 🔗 ݄ یونگ معتقد بود همه‌ي ما یه پرسونا یا نقاب داریم ؛ همون نسخه‌اي از خودمون که جامعه راحت‌تر قبول ‍ش مي‌کنه . این نقا
+1
‌‌ֶָ֢  🔗 ݄ یونگ معتقد بود همه‌ي ما یه پرسونا یا نقاب داریم ؛ همون نسخه‌اي از خودمون که جامعه راحت‌تر قبول ‍ش مي‌کنه . این نقاب کمك ‍مون مي‌کنه توي جامعه زندگي کنیم ، اما مشکل از جایي شروع می‌شه که فکر کنیم همین نقاب ، خودِ واقعي ‍مونه .
توي 𝖭𝗈𝗋𝗆𝖺𝗅 هم انگار همه‌چیز حول همین نقاب مي‌چرخه ؛ همیشه یه حس زیر نظر بودن وجود داره ، انگار یکي مدام داره نگاه ‍ت مي‌کنه . ظاهر همه بي‌نقص و مرتب به نظر مي‌رسه و همه انتظار دارن ” نرمال “ رفتار کني . توي این دنیا ، نقاب دیگه فقط یه چیزي نیست که به صورت ‍ت بزني ؛ تبدیل مي‌شه به قفسي که توش گیر افتادي!

به‌نظرم ام‌وي 𝖭𝗈𝗋𝗆𝖺𝗅 از نظریه‌ ‍اي کارل‌یونگ الهام گرفته . این فقط درباره قایم کردن شخصیت واقعي ‍ت نیست ؛ درباره چیزي ب
+1
به‌نظرم ام‌وي 𝖭𝗈𝗋𝗆𝖺𝗅 از نظریه‌ ‍اي کارل‌یونگ الهام گرفته . این فقط درباره قایم کردن شخصیت واقعي ‍ت نیست ؛ درباره چیزي به اسم ◞فردیت‌یابي 𝖨𝗇𝖽𝗂𝗏𝗂𝖽𝗎𝖺𝗍𝗂𝗈𝗇 ‌◜ ‍ه ؛ مسیری که یونگ مي‌گفت آدم باید براي کامل شدن طي کنه و با همه‌ي بخش‌ ‍اي وجودش روبه‌رو بشه 😚

این فتوشوت‌ ‍اي سگ‌ ‍ا هم بي‌دلیل نیست . قدیم ‍ا اشرافي‌ ‍اي اروپایي از سگ‌ ‍اشون عکس‌ ‍اي رسمی مي‌گرفتن تا ثروت و جایگاه ‍شو
+1
این فتوشوت‌ ‍اي سگ‌ ‍ا هم بي‌دلیل نیست . قدیم ‍ا اشرافي‌ ‍اي اروپایي از سگ‌ ‍اشون عکس‌ ‍اي رسمی مي‌گرفتن تا ثروت و جایگاه ‍شون رو به رخ بقیه بکشن . اینجا هم انگار بنگتن خودشون رو با اون اشرافي ‍ا مقایسه مي‌کنن ؛ آدم‌ ‍ایي که با اینکه همه‌چیز دارن ، توي یه قفس طلایي گیر افتادن و همیشه باید یه تصویر بي‌نقص و از قبل برنامه‌ریزي‌شده از خودشون به مردم نشون بدن . مفهوم ” سلطنت “ اینجاست که با وجود قدرت و شهرت زیاد ، آزادي واقعي خیلی کم ‍ه . حتي لوکیشني هم که ام‌وي توش فیلم‌برداري شده ، یه عمارت اشرافي قدیمي ‍ه و کامل‍اً با این ایده جور درمیاد 💘 ݁ ˖

حتي این صحنه‌ي دستشویي هم معني داره ؛ انگار مي‌خواد بگه آخرش فرقی نداره کي باشي ، پادشاه باشی یا سوپراستار و سلبریتي ، همه ان
+1
حتي این صحنه‌ي دستشویي هم معني داره ؛ انگار مي‌خواد بگه آخرش فرقی نداره کي باشي ، پادشاه باشی یا سوپراستار و سلبریتي ، همه انسان ‍یم و کار ‍اي کامل‍اً معمولي انجام مي‌دیم ㅠ ㅠ

بعدش هم یهو همه‌چیز عوض مي‌شه ؛ اون جشن پر زرق‌وبرق تبدیل مي‌شه به یه‌صبح آروم و به‌هم‌ریخته . همین تضاد نشون مي‌ده پشت اون ظ
+1
بعدش هم یهو همه‌چیز عوض مي‌شه ؛ اون جشن پر زرق‌وبرق تبدیل مي‌شه به یه‌صبح آروم و به‌هم‌ریخته . همین تضاد نشون مي‌ده پشت اون ظاهر سلطنتي و بي‌نقص ، چند تا آدم معمولي هستن که وقتي دوربین‌ ‍ا خاموش مي‌شن ، مثل هر آدم دیگه‌اي با تنهایي و واقعیت زندگي ‍شون روبه‌رو مي‌شن 🤍

݁ ᩧ ׅ اون همه تصویر از ثروت ، اشراف‌زاده‌ ‍اي قدیمي و حتي اون فتوشوت‌ ‍اي عجیب با سگ‌ ‍ا توي ام‌وي 𝖭𝗈𝗋𝗆𝖺𝗅 ، در واقع یه‌
+1
݁ ᩧ ׅ  اون همه تصویر از ثروت ، اشراف‌زاده‌ ‍اي قدیمي و حتي اون فتوشوت‌ ‍اي عجیب با سگ‌ ‍ا توي ام‌وي 𝖭𝗈𝗋𝗆𝖺𝗅 ، در واقع یه‌جور طعنه به فرهنگ سلبریتي ‍اي فوق‌مشهوره . انگار داره نشون مي‌ده که مردم انقدر یه آدم معروف رو بالا مي‌برن که دیگه انسان بودن ‍شون رو فراموش مي‌کنن و ازش یه شخصیت دست‌نیافتني ، مثل آدم‌ ‍اي تاریخي ، مي‌سازن . اون میز بزرگ و پر از غذا هم فقط براي غذا خوردن نیست ، یه نمایش از تجمل و زیاده‌روي ‍ه ؛ بنگتن با اون مهموني شلوغ‌وپر از غذا و جام‌ ‍اي لوکس ، داره به این طرز فکر طعنه مي‌زنه که همه فکر مي‌کنن زندگي سوپراستار ‍ا و سلبریتي ‍ا فقط پر از خوش‌گذروني و رفاه ‍ه .