Faded Memories
前往频道在 Telegram
a place for the memories we were never ready to forget
显示更多未指定国家未指定类别
884
订阅者
-424 小时
-147 天
-4330 天
帖子存档
یه روزی بعد اینکه از همه رفتار های بدت خسته میشم وقتی به همه دروغات اگاه میشم وقتی میفهمم دیگه نمیشه ادامه داد
یهو برات کم حرف میشم
بی اهمیت میشم
ساکت تر میشم
اروم تر میشم
دعوا نمیکنم
سین جیم نمیکنم
کل کل نمیکنم
ببین تورو نمیدونماا
ولی من خودمم از این ورژنم میترسم 🙂
چون فقط خودمم که میدونم چقد بی رحمانه میتونم حذفت کنم جوری که انگار وجود نداشتی
چقدر ساده میتونم چشممو ببندم رو همه چیزایی که بوده و میتونست باشه
پس لطفا ادم باش باور کن ادم بودن سالم بودن و داشتن روابط درست و انسانی اونقدرا هم کار سختی نیست
خواهشن از عشقی که دارم خستم نکن
از من خسته ««هرچیزی برمیاد.... :/
میدونی راستش چیه جنگ باشه و نباشه اهمیت نمیدم.
نمیدونی چپش چیه پیشت باشم و نباشم دیگر عشق فایده نداره.
اینترنت نداشته باشم گوشی داشتن هیچ جذابیتی نداره.
این قلب از دست تو اولین هیجان و ذوقش رو فراموش کرد.
عزیزم من واقعیتش همه چیزتو دوست داشتم.
اما تو هیچ چیزمو دوستم نداشتی.
رهایت کردم. آزادی. برو هرکاری میخوای بکن. بی من باش. بدون من ادامه بده.
:)...💔🥀
_ كِى فهميدى بزرگ شدى؟
+ روزى كه با چشمهايى كه از گریه تار ميديد؛ به انجام دادن كارام ادامه دادم.
وایب مثبت ؟!
کسی که چندین کیلومتر ازت دوره و دوسش داری رو بتونی فقط یه بار ببینی :))🙂🎀
