Faded Memories
الذهاب إلى القناة على Telegram
a place for the memories we were never ready to forget
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
883
المشتركون
-224 ساعات
-177 أيام
-3930 أيام
أرشيف المشاركات
یه روزی بعد اینکه از همه رفتار های بدت خسته میشم وقتی به همه دروغات اگاه میشم وقتی میفهمم دیگه نمیشه ادامه داد
یهو برات کم حرف میشم
بی اهمیت میشم
ساکت تر میشم
اروم تر میشم
دعوا نمیکنم
سین جیم نمیکنم
کل کل نمیکنم
ببین تورو نمیدونماا
ولی من خودمم از این ورژنم میترسم 🙂
چون فقط خودمم که میدونم چقد بی رحمانه میتونم حذفت کنم جوری که انگار وجود نداشتی
چقدر ساده میتونم چشممو ببندم رو همه چیزایی که بوده و میتونست باشه
پس لطفا ادم باش باور کن ادم بودن سالم بودن و داشتن روابط درست و انسانی اونقدرا هم کار سختی نیست
خواهشن از عشقی که دارم خستم نکن
از من خسته ««هرچیزی برمیاد.... :/
میدونی راستش چیه جنگ باشه و نباشه اهمیت نمیدم.
نمیدونی چپش چیه پیشت باشم و نباشم دیگر عشق فایده نداره.
اینترنت نداشته باشم گوشی داشتن هیچ جذابیتی نداره.
این قلب از دست تو اولین هیجان و ذوقش رو فراموش کرد.
عزیزم من واقعیتش همه چیزتو دوست داشتم.
اما تو هیچ چیزمو دوستم نداشتی.
رهایت کردم. آزادی. برو هرکاری میخوای بکن. بی من باش. بدون من ادامه بده.
:)...💔🥀
_ كِى فهميدى بزرگ شدى؟
+ روزى كه با چشمهايى كه از گریه تار ميديد؛ به انجام دادن كارام ادامه دادم.
وایب مثبت ؟!
کسی که چندین کیلومتر ازت دوره و دوسش داری رو بتونی فقط یه بار ببینی :))🙂🎀
