دِࢪیا؛
前往频道在 Telegram
از خانه که میآیی یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزین شعر فروغ و تحملی طولانی بیاور؛ احتمال گریستن ما بسیار است... «جاویدشاه🦁🌞» گوشِ شنوآ: @Deryaeiibot
显示更多未指定国家未指定类别
832
订阅者
-824 小时
-327 天
+730 天
帖子存档
829
میدانم مهم با تو بودن بود نه کجا بودن، همهی شعرهای جهان آگاهند که تمام خیابانهای جهان پشت در خانهی تو به آخر میرسند...
ولی باز لعنت به این حس! به "نبودنت" که به اندازهی "بودنت" ناآرامم میکند!
829
با تو میشد به کوچهپسکوچههای بیست سالهی شهر رفت؛ وقتی انگشتان بلندِ خیابانی صبور، سایهی خنکی را خوابِ چشمهایت میکرد. کوچههای بیست سالهای که ما را بیشتر از شرابهای بیست ساله میگرفت.
829
تو برای من حالا نه تنها یک خاطره، یک اتفاقی که هر روز... هر روز مثل نفس، مثل نسیم، مثل آفتاب، مثل باران.
829
حالا تو برای من بیشتر از یک خاطره، شبیه خود شهرداری هستی! یک میدانِ صبور با دستانی کشیده و ساعتی غمگین. خیابانی که پاریس را با تمام سنگفرشهایش پهن آن کرده بودیم و بر کمر شب قدم میزدیم. شبيه حضور عظيمِ یک قدم، شبيه باران خورده ترين نقطه خيابان، شبيه خودِ رشت.
829
Repost from 𝐬𝐨𝐥 𝐢𝐧𝐯𝐢𝐜𝐭𝐮𝐬
این پیامو فور بزنید چنلاتون و اینجا جوین بشین تا من پستی که خوشم اومدو فور بزنم ویو بگیرید☕🦢..
امشب میزارمش
829
Repost from اینجادیوانهایمینویسد!
این پیامو فور کنید، فولدری بزنم.🪿
دوست داشتی اینجا هم جوین باش قشنگم.🐥
ظرفیت: تا وقتی خط بزنم.
829
Repost from N/a
حس و حال آبی میدید ، چنلتون مثل دریا میمونه که با هر موج کلی حس خوب میاره🎞️
https://t.me/DeryaDerrya
