ch
Feedback
دِࢪیا؛

دِࢪیا؛

前往频道在 Telegram

از خانه که می‌آیی یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزین شعر فروغ و تحملی طولانی بیاور؛ احتمال گریستن ما بسیار است... «جاویدشاه🦁🌞» گوشِ شنوآ: @Deryaeiibot

显示更多
未指定国家未指定类别
875
订阅者
-524 小时
-267 天
+2430 天
帖子存档
https://t.me/DeryaDerrya/2934?single چه خانوم خوشگلی🎀

sticker.webp0.04 KB

sticker.webp0.08 KB

sticker.webp0.05 KB

این لطفا؛☕️💘

sticker.webp0.05 KB

يک پنجره برای ديدن يک پنجره برای شنيدن يک پنجره که مثل حلقه‌ی چاهی در انتهای خود به قلب زمين می‌رسد و باز می‌شود به سوی وسعت اين مهربانیِ مکرر آبی رنگ يک پنجره که دست‌ها‌ی‌ کوچک تنهايی را از بخشش شبانه‌ی عطر ستاره‌های کريم سرشار می‌کند و می‌شود از آنجا خورشيد را به غربت گلهای شمعدانی مهمان کرد يک پنجره برای من کافیست...
- فروغ فرخزاد

Koorosh-Khooneye-Man-128 (1).mp33.67 MB

تویی که به این پنجره، نور می‌بخشی...

photo content
+1

عزیزدلم چقدر قشنگهه! ممنونم🥹💙

اینا رو برای تو درست کردم تویی که زیبایی✨🌱
اینا رو برای تو درست کردم تویی که زیبایی✨🌱

sticker.webp0.05 KB

sticker.webp0.05 KB

«یه بار بهش گفتم: من جای دیگه‌ای غیر از بغلِ تو، نفسم کم میاد... مثل ماهی که تو آب زنده‌ست، مثل گلدونامون که اگه تو خاک نباشن خشک میشن، از نفس می‌افتن، می‌میرن. مثل نور، واسه اون لوبیاها که تو پارچه خیس کردیم تا جوونه بزنن... تو آبی، تو نوری، تو خاکی. من خشک میشم بدونِ تو! خم میشه شاخه‌ام... گفتم باش تا جوونه بزنم، ریشه کنم، بزرگ بشم. مثل اون گلدون‌های روی طاقچه که همیشه حواست بهشون هست، منو بذار یه گوشه هرروز نگاهم کن، از اون نگاه‌های قشنگ که فقط خودت بلدی. آخه من بدونِ تو که من نمیشه! براش یه گوشه نوشتم: منو مثل اون گلدونِ آبی، بذار لب طاقچه‌ی خونه‌ات...»

sticker.webp0.09 KB

sticker.webp0.13 KB

sticker.webp0.07 KB

«یه بار بهش گفتم: من جای دیگه‌ای غیر از بغلِ تو، نفسم کم میاد... مثل ماهی که تو آب زنده‌ست، مثل گلدونامون که اگه تو خاک نباشن خشک میشن، از نفس می‌افتن، می‌میرن. مثل نور، واسه اون لوبیاها که تو پارچه خیس کردیم تا جوونه بزنن... تو آبی، تو نوری، تو خاکی. من خشک میشم بدونِ تو! خم میشه شاخه‌ام... گفتم باش تا جوونه بزنم، ریشه کنم، بزرگ بشم. مثل اون گلدون‌های روی طاقچه که همیشه حواست بهشون هست، منو بذار یه گوشه هرروز نگاهم کن، از اون نگاه‌های قشنگ که فقط خودت بلدی. آخه من بدونِ تو که من نمیشه! براش یه گوشه نوشتم: منو مثل اون گلدونِ آبی، بذار لب طاقچه‌ی خونه‌ات...»