دِࢪیا؛
前往频道在 Telegram
از خانه که میآیی یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزین شعر فروغ و تحملی طولانی بیاور؛ احتمال گریستن ما بسیار است... «جاویدشاه🦁🌞» گوشِ شنوآ: @Deryaeiibot
显示更多未指定国家未指定类别
1 017
订阅者
+1124 小时
-477 天
+20730 天
帖子存档
1 017
مرا تبارِ خونی گلها به زیستن متعهد کرده است
تبارِ خونی گلها...! میدانید؟
- فروغ فرخزاد
1 017
که ما همچنان مینویسیم
که ما همچنان در اینجا ماندهایم
مثل درخت، که مانده است
مثل گرسنگی، که اینجا مانده است
مثل سنگها که ماندهاند
مثل درد که مانده است
مثل زخم
مثل شعر
مثل دوست داشتن
مثل پرنده
مثل فکر
مثل آرزوی آزادی و
مثل هر چیز که از ما نشانهای دارد...
- محمد مختاری
1 017
این پرنده، در این قفس تنگ نمیخواند. اگر میبینی خفه و لال و خاموش است، به این جهت است...
1 017
افسوس. این خدایی که فراموش شده است و تنها چیزی مانده است که مرا و تو را به بیرحمی شکنجه کند... افسوس!بخشی از نامهی احمد شاملو به آیدا، خدا و مذهبش!
- تهران — ۱۶تیر ماه ۴۱
1 017
«این را در خاطرت داشته باش، همیشه دوست دارم برایت بنویسم چرا که تو میدانی غم چیست، تاسیان چیست، از سوختنِ جنگل آرزوها با خبری...»
