ch
Feedback
دِࢪیا؛

دِࢪیا؛

前往频道在 Telegram

از خانه که می‌آیی یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزین شعر فروغ و تحملی طولانی بیاور؛ احتمال گریستن ما بسیار است... «جاویدشاه🦁🌞» گوشِ شنوآ: @Deryaeiibot

显示更多
未指定国家未指定类别
1 017
订阅者
+124 小时
-857 天
+20430 天
帖子存档
بعد از تو تا همیشه شب ها و روزها بی ماه و مهر می گذرند از کنار ما اما پشت دریچه ها در عمق سینه ها خورشید ِ قصه های تو همواره روشن است. - آواز آن پرنده غمگین / فریدون مشیری

-برم به دریا برسم، ماهی بشم؛ ماهی بشم...𓆝

دیدمش یاد تو افتادم🥹🐟
دیدمش یاد تو افتادم🥹🐟

و هنوز و همچنان: - شعر خوردن. شعر نوشیدن. شعر بوییدن. شعر گریستن. شعر خندیدن. شعر خوابیدن و شعر نفس کشیدن، تنها کار من است.

نمِ باران نشسته روی شعرم... دفترم یعنی نمی بینم تو را، ابری ست در چشم تَرم یعنی سرم داغ است و یک کوره تبم، انگار خورشیدم فقط یکریز می گردد جهان دورِ سرم یعنی تو را از من جدا کردند و پشت میله ها ماندم تمام هستی ام نابود شد، بال و پرم یعنی نشستم صبح و ظهر و عصر در فکرت فرو رفتم اذان گفتند و من کاری نکردم... کافرم یعنی؟ اگر ده سال بر می گشتم از امروز می دیدی که من هم شور دارم عاشقی را از بَرَم یعنی تنِ تو موطِن من بوده پس در سینه پنهان کن پس از من آنچه می ماند به جا؛ خاکسترم یعنی نشستم چای خوردم، شعر گفتم، شاملو خواندم اگر منظورت این ها بود، خوبم... بهترم یعنی -مهدی فرجی

نیستی… و نمیبینی که نبودنت چطور هر روز، ذره‌ذره داره ازم کم میکنه؛ انگار هر صبح که بیدار میشم، یه تیکه از دلم جا میمونه توی ن
نیستی… و نمیبینی که نبودنت چطور هر روز، ذره‌ذره داره ازم کم میکنه؛ انگار هر صبح که بیدار میشم، یه تیکه از دلم جا میمونه توی نبودنت… و من هر روز بیشتر از دیروز، فرو میریزم🖤
mahsakhanjani_

sticker.webp0.09 KB

-صدایت قلب‌نشین است، بگو برایمان دو چای بیاورند؛
-صدایت قلب‌نشین است، بگو برایمان دو چای بیاورند؛

«و من هرشب خیال تو را می‌بافم...»

⊹‏ 𓃠
+1
⊹‏ 𓃠

همینو دارم؛🌞

视频消息00:04

از خودت بذار یکم از امروزت یا کللللللااا

-دوری بین من و تو دوری ماهی و دِریاست...

⊹‏ خواب می‌بینم توی دریام . . تو صدام می‌زنی ، نگاهت می‌کنم ؛ هیچی نمیگم . . . میگی : « نرو حالت خوش نیست ! » هیچی نمیگم . . داد می‌زنی و میگی : « لابُد بازم می‌خوای ماهی بشی ! » ازت دور میشم ؛ صدات نمیاد . . دلم برات تنگ میشه ؛ توی همون چند ثانیه ! می‌خوام داد بزنم و بهت بگم : « دوستت دارم » نمیگم ! نمی‌دونم چرا . . شاید می‌ترسم که بری ؛ یه بار بهت گفتم ؛ تو یادت نیست . . گفتم که « دوستت دارم ؛ » نگام کردی و گفتی : « ماهی‌ها زیاد عمر نمی‌کنن ! » یه موج بزرگ میاد سمتم ؛ می‌پرم از خواب . . خونه بوی دریا میده ! از پنجره بیرونو نگاه می‌کنم ؛ برف اومده . . جای ردپای تو روی برفا ؛ جا مونده ! صدات می‌پیچه توی خونه ! میگم : « مگه تو نرفتی ؟! » میگی : « من خیلی وقته رفتم . . تو هنوز با نبودم کنار نیومدی ! » میگم : « تو که رفتنو بلد نبودی ! » نگاهتو ازم می‌گیری . . میگی : « تو می‌خواستی ماهی بشی ؛ من از دریا می‌ترسیدم ! » می‌خوام بگم : « دوستت دارم ؛ » نمی‌تونم ! می‌خوام بگم : « برگرد من مراقبتم ؛ » نمیگم‌ ! می‌خوای بری ؛ جلوتو نمی‌گیرم . . میگم : « پس برو ؛ چون ماهی‌ها زیاد عمر نمی‌کنن . . 𓆛 ! »

می‌خواستم خورشید را در هر جایی از این جهان گیر بیندازم و بیشتر از همه در چشم‌های تو.
می‌خواستم خورشید را در هر جایی از این جهان گیر بیندازم و بیشتر از همه در چشم‌های تو.

photo content

Aref-Khamooshi-256 (1).mp38.96 MB

"من نامِ یک کوچه می‌شوم کوچه درخت می‌شود تا تو راه خانه را گم نکنی ما همه باهم در این وطن بیداریم و ما همه بی‌هم در این وطن بی‌خوابیم"

تو اگر از آن سوى صبحِ زمين و شبِ ستاره‌ها بازگشتى، گشتى به من بزن. به بوسه‌اى مستم كن و دوباره مرا به دريا ببر... ميان جنگِ موج آب‌هاى شور و شيرين خزر به دشتِ نيلوفرهاى آبى انزلى و اسب‌هاى وحشى دشت. بى‌خواب به جاده مى‌زنم و در هر پيچ، پيچكى بر جاى خاليت بر صندلى جوانه مى‌زند. من درخت مى‌شوم، ماشين درخت مى‌شود، خيابان درخت مى‌شود...