پناه | محبوبه سادات حسینی
前往频道在 Telegram
منم که شعر و تغزل پناهگاه من است...🕊🤍 ناشناس: https://t.me/harfmanrobot?start=5930945029 شناس: https://t.me/SendHarfBot?start=39d0a2d3729a
显示更多未指定国家未指定类别
221
订阅者
无数据24 小时
+67 天
+630 天
吸引订阅者
七月 '26
七月 '26
+92
在22个频道中
六月 '260
在2个频道中
Get PRO
五月 '26
+2
在0个频道中
Get PRO
四月 '260
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+133
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 30 七月 | +2 | |||
| 29 七月 | +1 | |||
| 28 七月 | 0 | |||
| 27 七月 | +2 | |||
| 26 七月 | +1 | |||
| 25 七月 | +2 | |||
| 24 七月 | +4 |
频道帖子
| 2 | داریم میریم مرز و اولین باره راننده کاملا غریبهست و ما هم دوتا خانمیم، محض احتیاط با خودم چاقو برداشتم که اگر راننده خواست مارو بدزده بزنمش🤞🤓
همه چی خوب بود و حس میکردم خیلی خفنم تا لحظهای که مامانم گفت: دخترم چاقوتو بده لیمو قاچ کنم :)))
و زمانی جالبتر شد که فرمودند: الان لازم داری چاقوتو؟ یا بدم به آقای راننده؟ لازم دارن...
#رفیق_بیکلک_مادر | 52 |
| 3 | به عزیزان در خاک خفته🩶
خزیده بود چنان گنجشک در انزوای قرنطینه
که آمدی و ملالِ من پرید از قفسِ سینه
دلم_ کبوترِ ترسیده، اگر چه جَلدِ پریدن بود
به دستهای تو عادت داشت به آن دو بامِ پر از پینه
به خاک...مُهرِ نمازت شد...به ماه...سنگِ صبورت شد...
به هرچه که نظرت افتاد بدل شدهست به نقشینه
تو راه میروی و پشتت، زمین به رقص سما(ع) مشغول
تو حرف میزنی و بهلول، نشسته غرق طمانینه
به خود میآیم و با امشب، دو قرن شد که نخوابیدم
مُسِنّ شدهست نگاهم؟ یا دروغگو شده آئینه؟
به یاد اسم تو میاُفتد دلم که میشکند بشقاب...
نشستهام به سیاهی با زغالها تهِ شومینه
نپرس موی سپیدم را، نپرس روی سیاهم را
که هر دو داغ جوان دیدند شبیه رستم و تهمینه...
به نبشقبر تو مشغولم...به لمس اسکلتت قانع
مگر به خاک بفهمانم چه بُرده داخل گنجینه!...
#محبوبه_سادات_حسینی
@panaah_gah | 221 |
| 4 | به عزیزان در خاک خفته🩶
خزیده بود چنان گنجشک در انزوای قرنطینه
که آمدی و ملالِ من پرید از قفسِ سینه
دلم_ کبوترِ ترسیده، اگر چه جَلدِ پریدن بود
به دستهای تو عادت داشت به آن دو بامِ پر از پینه
به خاک...مُهرِ نمازت شد...به ماه...سنگِ صبورت شد...
به هرچه که نظرت افتاد بدل شدهست به نقشینه
تو راه میروی و پشتت، زمین به رقص سما(ع) مشغول
تو حرف میزنی و بهلول، نشسته غرق طمانینه
به خود میآیم و با امشب، دو قرن شد که نخوابیدم
مُسِنّ شدهست نگاهم؟ یا دروغگو شده آئینه؟
به یاد اسم تو میاُفتد دلم که میشکند بشقاب...
نشستهام به سیاهی با زغالها تهِ شومینه
نپرس موی سپیدم را، نپرس روی سیاهم را
که هر دو داغ جوان دیدند شبیه رستم و تهمینه...
به نبشقبر تو مشغولم...به لمس اسکلتت قانع
مگر به خاک بفهمانم چه بُرده داخل گنجینه!...
#محبوبه_سادات_حسینی
@panaah_gah | 1 |
| 5 | غزل کاملش رو بذارم؟ | 74 |
| 6 | به خود میآیم و با امشب، دو قرن شد که نخوابیدم...
مُسِنّ شدهست نگاهم؟ یا دروغگو شده آئینه؟
#محبوبه_سادات_حسینی
@panaah_gah | 92 |
| 7 | بیاید کلمه هیولا بازی کنیم.
کی پایه ست؟
🎮 @kalamebot 🎮 | 1 |
| 8 | دلم خوشاست که در آخرت حسابی هست
اگرچه سینهٔ من بیحساب میسوزد...
#شهریار_بصیری
آره والا...
@panaah_gah | 82 |
| 9 | سرم بالاست که از کودکیام یا علی گفتم
به لطفش هرکه افتادهاست برمیخیزد از جایش
#محبوبه_سادات_حسینی | 82 |
| 10 | بخت و اقبال من از روز تولد در کما بود
بخت بیدار رقیبم قصد خوابیدن ندارد...
#محبوبه_سادات_حسینی
@panaah_gah | 89 |
| 11 | ++++ | 99 |
| 12 | روحشان قرین رحمت و آرامش🕊🤲 | 99 |
| 13 | در نوحههام پنجرهها کردهات خطاب
خشت است گرمِ زمزمهی مصرعِ جواب
از یک درِ حسینیه وارد شدم به دشت
از فرش قرمزش فوران کرده خونِ ناب
این خیمهها قبیلهی نورند و ایلِ ماه
اصحابِ آسمان همهشان سَر تر از سحاب
با سنگواژهها به اماننامه گفتهاند
_سگزاده دور باش از آلِ بَنیکلاب
آن دسته غسل کرده به قتلت شتافتند
اما کدام غسل؟ همان غسل در سراب؟
روزِ دوشنبه خنجرِ خود را کشیده اند
از کوچه، قتلگاه گرفتهست آب و تاب
جسمِ تو را "نسیم" کفن کرده با غبار
تشییع باشکوه گرفتهست آفتاب
انگشترِ تو را چه کسی میکشد به چنگ
بینِ سکوتِ دشت غمی میزند رَباب
با آفتاب کربو بلا گفته اُف بَر آب
همگریهی فرات شده بعد آن هر آب
#مرضیه_سادات_هاشمی | 122 |
| 14 | بیا!
گفتی...ندادت بابت حست مدالی که!
دلم،چیزی نگویی هم نمیگویند لالی که...👩🦯
#محبوبه_سادات_حسینی
@panaah_gah | 7 |
| 15 | بیا!
گفتی...ندادت بابت حست مدالی که!
دلم، چیزی نگویی هم نمیگویند لالی که...
#محبوبه_سادات_حسینی
@panaah_gah | 1 |
| 16 | میشه از ته دلتون یه دعا کنید من راهی کربلا بشم؟ 🥲♥️ | 311 |
| 17 | ببخش بودن من آب و نان نداشت برایت... | 139 |
| 18 | برای اینکه غمت را به خاک بسپاری
همیشه مدفن غمهای تازه من بودم
چنان به سوگ نشستم که بی تو آدم نه!
قطار حامل صدها جنازه من بودم
#محبوبه_سادات_حسینی
@panaah_gah | 272 |
| 19 | برای اینکه غمت را به خاک بسپاری
همیشه مدفن غمهای تازه من بودم
چنان به سوگ نشستم که بی تو آدم نه!
قطار حامل صدها جنازه من بودم | 1 |
| 20 | به قول مادرم
دلم مثل یه تیکه پارچه تو یه صحراست، که با هر وزش باد سر یه خار گیر میکنه و آروم و قرار نداره و بلاتکلیفه... | 172 |
