ch
Feedback
screen

screen

前往频道在 Telegram

‌ ‌heejake au ‌ 𝂅 ‌ @auscreenbot / @cy1ir here !

显示更多
未指定国家未指定类别
532
订阅者
+2524 小时
+437
+4330
帖子存档
چه جمله نازی بمیرم

:(

وای این پارت خیلی خوب بود؟؟؟ اینکه میبینم هیجیک کم کم دارن برای همدیگه مهم میشن به اندازه ای که ارزوهاشون برای همدیگست خوشحال میشم اونجایی که هیسونگ حرف میزد و جیک گیگل میکرد بهترین بود😭 سونگهونو کاش بفهمم و کاش گند نزنه به حال خوب هیجیک🫷🏻 کلی منتظرم از هیجیک لاس های بیشتری بگیرم خسته نباشی نویسندهه

فقط تو از این قضاوت من در امان میمونی

خواستم بگم الان بهم میگی تا دیروز از سونگهون متنفر بودید ولی من از روز اول سونگهون رو دوست داشتم پس بهم تهمت بیجا نزنید-

منم عاشق ماشق شماا، کاری نمی‌کنم که

خاله ممنون که انقد ناز مینویسی واقعا از ته دلم با تمام لحظه هاش میخندم وای عاشق ماشقت

هر موقع از کسی متنفر بودید اینو براش بفرستید بگید با بیشترین ولوم گوش بده

https://t.me/cytir/3466 بنظرم این وویسو تو اتاق فرارا پلی کنیم

خیلی امار ۵۰۰ رو دوست دارم نمی‌دونم چرا.

وای منم وقتی دیدمش با خودم خوندمشیوثهیمیخسمص

I'm going back to 505
I'm going back to 505

بالاخره انون قبلی‌ها تموم شد

دوباره اون بلا رو سرتون اوردم 😭😭😭😭

خیلی شک داشتم سر نگه داشتنش.

می‌دونستید من اون قسمت رو میخواستم کامل حذف کنم؟

واقعاً برام مهم بود که جلو رفتنشون یهویی به نظر نیاد و همه چیز سر جای خودش پیش بره، برای همین فکر می‌کردم اگه همه چیز با ری‌اکشن‌های کوچیک جلو بره واقعاً جذاب‌تر میشه خیلی ذوق کردم وقتی ازش تعریف کردی :((( بمیخسپسخسس

الان من برای بار چندم این شاهکار رو خوندم؟؟؟؟؟ وای عاشقتم کاملا جدی خیلی خوبی:((( عاشق مکالمه های بین هیسونگ و جیک هستم بعد عاشق جزئیاتی هستم که توش به کار میبری و حال و هوام رو میبری توی اونجا و من واقعا عاشق اینجور مکالمات هستم که دو طرف به جزئیات و کوچک ترین ری‌اکشن توجه میکنن و چجوری بگم انگار توی مکالمه هردو نگران احساساته اونیکی طرف هستن و این باعث میشه مکالمه خیلی بیشتر جذاب میشه عاشقتم:( خیلی زیاد زیاد و حالا یونجون و بومگیو؛ یونجونی که عاشقی میشه خیلی خنگوله وای خدای بزرگ منن 😭 و نیکی عشق زندگیم اصلا نگم که چقدر این بشر منو میخندونه تو اسکرین و من برای واقعی سرش روده بر میشم مخصوصا وقتی خواست هیسونگ رو ببره پایین وای و ا ی سونگهون.... ام خب میدونین من جاش بودم با حرفای حقیقت سونو گریم میگرفت اما خب اون نکرد و پاشد که بره هیسونگ رو ببینه که این یعنی میخواد اوضاع رو درست کنه شاید؟ در کل میخوام بگم یه چپتر شاهکار دیگه خوندم و درست مثل همیشه در اوج ماجرا (هیجانی) تموم شد و من اون لحظه دستم رو گذاشتم رو سرم و داشتم بلند میگفتم نه این حقیقت نداره. و دنبال یک عکس دیگه برای خوندن بود عاشقتممممم

بچه‌ها بعضی وقت‌ها حتی خودمم ناراحت میشم که چرا کرکترهای اسکرین واقعی نیستن