ch
Feedback
میم‌رِ ؛

میم‌رِ ؛

前往频道在 Telegram

میم چه رِ ای؟!😶‍🌫️ مهم نیست کجای کاری؛اینجا یاد میگیری صحنه رو بشناسی!🔍 “به مدرسه رسانه ای میم رِ خوش اومدی🎥💗” 🎯 ادمینمون : @mimre_admin

显示更多
未指定国家未指定类别

📈 Telegram 频道 میم‌رِ ؛ 的分析概览

频道 میم‌رِ ؛ (@mimre_media) 是活跃参与者。目前社区聚集了 21 192 名订阅者,在 其他 类别中位列第

📊 受众指标与增长动态

невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 21 192 名订阅者。

根据 14 九月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -888,过去 24 小时变化为 -29,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 0.16%。内容发布后 24 小时内通常能获得 0.09% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 33 次浏览,首日通常累积 19 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 6

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
میم چه رِ ای؟!😶‍🌫️ مهم نیست کجای کاری؛اینجا یاد میگیری صحنه رو بشناسی!🔍 “به مدرسه رسانه ای میم رِ خوش اومدی🎥💗” 🎯 ادمینمون : @mimre_admin

凭借高频更新(最新数据采集于 15 九月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 其他 类别中的关键影响点。

21 192
订阅者
-2924 小时
-2987 天
-88830 天
帖子数量

数据加载中...

反应
评论
Telegram 星星
按以下排序的热门帖子

数据加载中...

发布分析
帖子
浏览量动态
کافه نویز هر شب ساعت ۲۰ تا ۲۴ میدان ولیعصر؛ @mimre_media
کافه نویز هر شب ساعت ۲۰ تا ۲۴ میدان ولیعصر؛ @mimre_media
16102Loading...
قبلا هر کی میگفت زندگی من به قبل و بعد از فلان اتفاق تقسیم شده، تو دلم بهش میخندیدم. میگفتم مگه میشه؟ مگه میشه یه اتفاق، اینقدر شکاف عمیقی در زمان ایجاد کنه؟ تا اینکه دست تقدیر من رو به رویداد میم‌ر در ناحیه باهنر کشوند؛ اونجا بود که معنای واقعی اون جمله رو با تمام وجود لمس کردم. فهمیدم که بله، میشه؛ یک رویداد زندگی تورو زیر و رو کنه. ۲۲ شهریور ۱۴۰۴ برام یه تاریخ معمولی نیست؛ روز تولد دوباره‌ی منه. من تو میم‌ر فقط یاد گرفتم که چطور فعالیت کنم؛ من تو این مکتب یاد گرفتم چطور سرباز باشم. ما که با سربازی آقا سید علی بزرگ شدیم، حالا با همون عهد و ایمان داریم نفس میکشیم تا ان‌شاءالله به دست آقا سید مجتبی، گام دوم انقلاب رو محکم‌تر از همیشه برداریم. این مسیر، مسیر سربازهایییه که خستگی براشون معنا نداره. منی که اون روز به عنوان یه شرکت‌کننده پا گذاشتم تو ناحیه باهنر، حالا با افتخار عضوی از شورای مرکزی میم‌ر هستم. این جایگاه برام یه بار سنگینه روی دوشم که خدا کمکم کنه تا بتونم در کنار این جبهه‌ی بزرگ، بخشی از زمینه‌سازان تحقق گام دوم انقلاب باشیم. از طرف سرباز کوچک این مسیر و عضو شورای مرکزی میم‌ر ➕ @mimre_media
17004Loading...
یک سال پیش مثل امروزی در کنار دخترای خوش انرژی ناحیه شهید باهنر بودیم😍 اون روز رو با اون خاطره بی نظیرش به خوبی در یادمون ماندگار شد 😍 #خاطره_بازی
15003Loading...
می‌گویند معلم کسی است که به ما می‌آموزد چگونه خودمان را در آینه پیدا کنیم. در مدرسه رسانه‌ای میم‌ر، ما ۱۲۰ قسمت فرکانس سپیده را نه فقط به عنوان یک سلسله‌مطلب تحلیلی، که به عنوان یک دوره جامع سلوک رسانه‌ای دیدیم و تلمذ کردیم. استاد مهدی حاجی عزیز؛ این پایان ۱۲۰ قسمت، برای ما در میم‌ر، لحظه بازخوانی یک تجربه عمیق است. شما در این مسیر، تنها به ما کلمه ندادید؛ شما به ما چشم دادید. ما از شما آموختیم که چگونه می‌توان در بحبوحه اخبار تلخ جنگ، امید آگاهانه را دید؛ آموختیم که حلقه‌های میانی تنها یک مفهوم سازمانی نیست، بلکه یک ماموریت قلبی است که باید برای آن خون‌دل خورد. هر سطر از فرکانس سپیده، برای ما کلاس درسی بود که نشان می‌داد چگونه می‌توان قلم را با افق اندیشه امام تنظیم کرد و زمان را از یک امر تقویمی به یک مبدأ تاریخی (همان ۹:۴۰ عاشقی) تبدیل نمود. شما به ما نشان دادید که نویسنده تراز انقلاب، پیش از آنکه تحلیل‌گر باشد، باید عاشق حقیقت باشد؛ حقیقتی که در بطن بعثت اجتماعی مردم می‌تپد و تنها با چشم مسلح به بصیرت و عشق قابل رؤیت است. استاد ارجمند؛ مدرسه رسانه‌ای میم‌ر، خود را وام‌دار این ۱۲۰ فرکانس می‌داند. ما از شما یاد گرفتیم که چگونه رسانه را از قفس کلیشه‌ها آزاد کنیم و به معنا پیوند بزنیم. این سلسله‌مطلب، برای ما میراثی شد گران‌سنگ؛ سندی از تلاشی که برای رسانه پیامبرگونه صورت گرفت. از شما متشکریم که چگونه دیدن را به ما هدیه دادید. این ۱۲۰ قسمت، در جان رسانه‌ای ما حک شد تا در حلقه‌های میانی، ادامه‌دهنده مسیری باشیم که شما با صبر و نبوغ قلم‌تان، هموار کردید. خداوند به قلم‌تان برکت دهد که برای فردای این امت، نور فرکانس سپیده را در حافظه تاریخ ما زنده نگاه داشت. با احترام و سپاس، خانواده مدرسه رسانه‌ای میم‌ر ➕ @mimre_media
15004Loading...
به‌نام خالق زیبایی فرکانسِ سپیده | وقت تمام شد… فرکانس سپیده، برای من چند سطرِ بر کاغذ و چند کلمه در متن نبودند؛ تکه‌هایی از وجودم بودند. یازدهم اردیبهشت ۱۴۰۵ بود که برای نخستین‌بار قلم برداشتم. در دلِ التهابِ جنگ رمضان، چیزی در خیابان‌ها نفس می‌کشید و من نمی‌توانستم بی‌تفاوت از کنارش بگذرم: بعثتی که آرام‌آرام در جانِ مردم شکل می‌گرفت؛ واقعه‌ای که شاید برای نخستین‌بار نه فقط در تاریخِ این سرزمین که در جهان رخ می‌داد. نامش را گذاشتم «فرکانسِ سپیده»؛ چون احساس می‌کردم از دلِ این بعثتِ اجتماعی، طول‌موجی تازه به جهان مخابره می‌شود؛ فرکانسی از جنسِ نور. نوری که هنوز، در محاصره‌ی فشارهای چندلایه‌ی جهانِ کفر و استکبار، فرصتِ طلوعِ تمام‌قد نیافته بود؛ اما سپیده‌اش را نمی‌شد پنهان کرد. از آن یازدهمِ اردیبهشت تا امروز، نوشتم: از مؤلفه‌های بعثت اجتماعی؛ از نشانه‌هایش، از آثارش، از مردمی که در میانه‌ی یک واقعه‌ی بزرگ، آرام‌آرام صورتِ دیگری از شدن را تجربه می‌کردند. گاه‌گاهی نسیمی از کلمات و منویاتِ روح‌بخشِ امام سیدمجتبی خامنه‌ای در فرکانس سپیده وزید؛ گاه سخنی را بهانه کردم، گاه نوری از آن اندیشه را بر صفحه نشاندم، و گاه کوشیدم آنچه را در افقِ کلامِ ایشان می‌دیدم، با زبانِ «فرکانس» روایت کنم. روزهایی هم بود که خودِ سپیده را نوشتم؛ از روزهای خاص، از وداع‌های سنگین، از لحظه‌هایی که تاریخ، انگار برای چند ثانیه نفسش را حبس کرده بود. در نگاه رسانه‌ی پیشینی، وظیفه خود دانستم از «فراسوی بعثت» بگویم؛ اما خود سیاه بودم و تاریک و هرگز این نابینایِ بیسوادِ محتاج نور، یارای نور بخشیدن نداشت! لذا سراغ امام شهید رفتم و از وصیت‌نامه سیاسی شان، از بیانیه‌ی گام دوم نوشتم و در امتدادِ همین مسیر روایت کردم، تا شاید مخاطب، مقصدِ این بعثت را بهتر ببیند. واکنش‌های شگفتِ نوجوانان و دهه‌هشتادی‌ها مرا به ادامه‌ی راه رساند؛ این‌بار با الهام از «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن کریم». در تمام این مسیر، بعضی واژه‌ها برایم فقط واژه نبودند. مثلاً «آینه» هرجا آمد، حاملِ معنایی فراتر بود؛ نشانی از عقلِ کل، انسانِ کامل و حضراتِ معصومین علیهم‌السلام؛ استعاره‌ای از انسان رسانه که می‌خواستم مخاطب هر بار آن را ببیند، بی‌آنکه توضیحی داده شود، به معنایی ژرف‌تر برسد. یا هر روز ساعت زندگی ام را به ۹.۴۰ دقیقه عاشقی امام شهیدم تنظیم کردم و دیگر همیشه این ساعت چشم به راه خواهم ماند. و حالا… ۱۲۰ قطعه گذشته است. از نخستین کلمه در آن یازدهمِ اردیبهشت، تا همین سطرِ آخر؛ و چیزی در من رشد کرده که جدا شدن از آن آسان نیست. «فرکانس سپیده» برایم شبیه کودکی است که آرام‌آرام قد کشید؛ با هر یادداشت، بخشی از جانم را در او گذاشتم؛ با «او» گریه کردم، با « خون بها» خون گریستم و در « قوس قزح» فرکانس سپیده نفس نفس زدم تا «فراسوی سپیده» و حالا باید او را به دستِ شما و به دستِ تاریخ بسپارم. امروز، ۲۲ شهریور ۱۴۰۵، آخرین فرکانس را می‌نویسم. نه با حسِ پایان؛ با حسِ پدری که فرزندش را تا آستانه بدرقه می‌کند و می‌داند از اینجا به بعد، نفطه‌ی رهایی است. دیگر اوست و راهی که پیش رویش گشوده شده است. فرکانس سپیده را در کمال تواضع و خشوع و احترام، تقدیم می‌کنم به حضورِ سرور و مولایم؛ با این امید که این تحفه‌ی ناچیز، این چند سطر مسطور، از این کمتر از ذره، از بنده‌ای روسیاه پذیرفته شود. به امید روزی که چشم گنه‌کارم، به جمال آن خورشید ولایت عظمی روشن شود. و سلام بر امتِ مبعوث. #روایت_بعثت به وقت امام / ۹:۴۰ دقیقه یکشنبه ۲۲ شهریورماه ۱۴۰۵ مهدی حاجی 🇮🇷 پژوهشگر و تحلیلگر رسانه @mahdihaji_ir
10005Loading...
بعضی روایت‌ها را نمی‌شود به پایان رساند؛ فقط باید آخرین برگشان را آرام ورق زد و گذاشت ردّشان در خاطر بماند… طبق قرارِ عاشقی‌مان با امام شهید، امروز ساعت ۹:۴۰ چشم‌انتظار آخرین برگِ «فرکانس سپیده» خواهیم بود؛ برگی که قرار است نقطه‌ی پایان این روایت باشد، اما شاید آغازِ هزاران حرفِ ناگفته… بی‌صبرانه منتظریم تا بخوانیم سپیده، در آخرین فرکانسش، چه چیزی برایمان به یادگار گذاشته است..! قرار ما؛ ۹:۴۰ صبح با «برگ آخر» فرکانس سپیده 🇮🇷✨ @mimre_media
22005Loading...
به‌نام خدا فرکانس سپیده | ولایت شیطان در این مسطور، تعارفات را کنار گذاشته ام تا صریح حرف بزنم! تو که خودت را در جبهه‌ی حق می‌دانی، یک لحظه از پشت واژه‌های مقدس بیرون بیا و به عملت نگاه کن. واقعاً برای ولیّ خدا کار می‌کنی؟ یا فقط دوست داری آدمِ خوبی به نظر برسی؟ گاهی شیطان تو را سمت گناه نمی‌برد؛ سمت بی‌عملی می‌برد. نمی‌گوید نمازت را رها کن؛ می‌گوید وقتی تکلیف سخت شد، فعلاً کاری نکن. نمی‌گوید علیه حق موضع بگیر؛ می‌گوید ساکت باش. نمی‌گوید به جبهه‌ی حق ضربه بزن؛ می‌گوید خودت را کنار بکش. و تو برای این عقب‌نشینی، یک مشت کلمه‌ی قشنگ ردیف می‌کنی: «دوری از گناه» «مصلحت» «بصیرت» «تقوا» و چه اسم‌های شیکی برای انجام ندادن وظیفه! تو میدان را خالی کرده‌ای و اسمش را گذاشته‌ای «مصلحت»؛ از تکلیف فرار کرده‌ای و اسمش را گذاشته‌ای «تقوا»؛ در لحظه‌ای که باید کنار حق می‌ایستادی، کنار کشیده‌ای و اسمش را گذاشته‌ای «بصیرت». چه کسی تو را این‌قدر راحت قانع کرده که خیانت به تکلیف، با عوض کردن اسمش، تبدیل به عبادت می‌شود؟ این همان ولایت شیطان است. شیطان همیشه نمی‌خواهد تو دشمنِ حق باشی؛ گاهی فقط می‌خواهد در روزی که ولیّ خدا سرباز می‌خواهد، هیچ‌کاره باشی، یک تنبل بی خاصیت! لازم نیست تو را از قرآن دور کند؛ کافی است قرآن را بخوانی، از آن حرف بزنی، به آن استناد کنی، اما درست همان لحظه که باید به فرمانش عمل کنی، زمینش بگذاری. لازم نیست از ولایت فاصله بگیری؛ کافی است از ولایت بگویی، اما وقتی هزینه‌اش رسید، عقب بنشینی. تلخ است، اما باید پرسید: اگر ولیّ خدا اقدام می‌خواهد و تو حجاب را بهانه می کنی؛ عمل می‌خواهد و تو تقواسنجی می‌کنی؛ حضور می‌خواهد و تو غیبت می‌کنی؛ واقعاً فرمان چه کسی را اجرا می‌کنی؟ از دشمن بیرونی نترس؛ از روزی بترس که شیطان، تو را برای متوقف کردن کار خدا به کار بگیرد و تو هنوز خیال کنی داری برای خدا کار می‌کنی. و سلام بر امتِ مبعوث. #روایت_بعثت به وقت امام / ۹:۴۰ دقیقه جمعه ۲۰ شهریورماه ۱۴۰۵ مهدی حاجی 🇮🇷 پژوهشگر و تحلیلگر رسانه @mahdihaji_ir
18005Loading...
به‌نام خدا فرکانس سپیده | نفوذ ما دشمن را معمولاً از آخرِ قصه می‌شناسیم؛ از خاکریز و تانک و موشک و صدای انفجار. اما شاید دشمن، درست از جایی که حرکتِ انسان متوقف می‌شود شروع می شود. انسان هر لحظه با انتخاب‌هایش خود را می‌سازد؛ و دو راه بیشتر ندارد! یا به سوی حقیقت صعود می کند، یا در کثرتِ خود سقوط می کند. دشمن همین «شدن» را نشانه می‌رود. توحید بر زبان داریم! اما برای کارهایمان با آدم‌ها و قدرت‌های دیگر عهد و مذاکره می‌کنیم؛ نبوت را دوست داریم، اما در حد شعر و شور و هیجان! نه به‌عنوان رسانه‌ی توحیدی و راهنمای حرکت انسان؛ ولایت را می‌ستاییم! اما در حد جشن تولد و سرود و مداحی؛ نه آن حقیقت زنده‌ای که باید از آن، عمل به بیانیه گام دوم و ساختن جامعه بیرون بیاید. اینجاست که فاصله‌ای باریک، اما خطرناک، پدیدار می‌شود: زبان، از ایمان می‌گوید؛ اما زندگی، چیز دیگری را روایت می‌کند. و دشمن از همین وارونگی نفوذ می‌کند. چرا؟ چون جامعه‌ای که ایمانش در وجودش حرکت نکرده، در لحظه‌ی هزینه دادن، گرفتارِ تردید می‌شود؛ و جایی که تردید ریشه بدواند، جهاد کم‌کم از صحنه عقب می‌رود. هزینه دادن این نیست که در خیابان‌ها پرچم گردانی کنیم. هزینه دادن برای ولایت یعنی گذشتن از آسایش و خانواده و اموالت برای ساختن حلقه‌های میانی. پس دشمن همیشه با لشکر نمی‌آید؛ گاهی با سست‌کردنِ اراده، سبک‌کردنِ ایمان و سرگرم‌کردنِ مؤمن به ظاهرِ دینداری می‌آید. آن روز، سقوط از مرز آغاز نمی‌شود؛ از درونِ انسان غلبه آغاز شده است. آی امتِ مبعوث؛ ایمان را از گفتن به شدن، از شور به شعور، از شعار به صحنه و از ستایش به ساختن برسانیم؛ تا پیش از آن‌که دشمن سرزمینمان را شکست دهد، در ساحتِ جانمان، سهمی از سلطه نداشته باشد. و سلام بر امتِ مبعوث. #روایت_بعثت به وقت امام / ۹:۴۰ دقیقه پنج‌شنبه ۱۹ شهریورماه ۱۴۰۵ مهدی حاجی 🇮🇷 پژوهشگر و تحلیلگر رسانه @mahdihaji_ir
24004Loading...
جشن تولد گرفتیم؛ همین؟ ➕ @mimre_media
جشن تولد گرفتیم؛ همین؟ ➕ @mimre_media
31006Loading...
اینبار نوبت آقایِ سَلامیِ! #نویز؛ ➕ @mimre_media
اینبار نوبت آقایِ سَلامیِ! #نویز؛ ➕ @mimre_media
190306Loading...
به‌نام خدا فرکانسِ سپیده | مبعوثِ طاغوتی برای امام جشن تولد گرفتید؟ آفرین! بیانیه‌ی گام دوم چطور؟ تا حالا یکبار خوانده اید؟ برای ولیِ جامعه پرچم می‌گردانیم؛ اما نمی‌دانیم از ما برای جامعه‌سازی چه می‌خواهد. برای امام شعار می‌دهیم؛ اما وقتی پای فهمِ مکتب، مطالعه، کار و مسئولیت می‌رسد، شعور نداریم! عکس ولی را قاب می‌کنیم، اما منویاتش را عمل نمی کنیم! برای پیروزی جبهه‌ی حق ذوق می‌کنیم، اما خودمان حاضر نیستیم یک مهارت یاد بگیریم، یک مسئله را حل کنیم، یک حلقه میانی بسازیم، یک نوجوان را تربیت کنیم، یک گره از کار مردم باز کنیم! این دیگر ولایت‌مداری نیست؛ این، هواداریِ کم‌هزینه از ولایت است. ولایت را تا جایی دوست داریم که برایمان هزینه نداشته باشد. هر عاملی که انسان را به عدم جدیت و عدم تلاش کردن، به تنبلی به راحت طلبی و عافیت جویی تشویق و ترغیب کند، طاغوت است! ولایت، مراسم نیست؛ مسئولیت است. پرچم نیست؛ بار است. هشتگ نیست؛ حرکت است. اگر ولی از علم گفت، باید بخوانی. اگر از اقتصاد گفت، باید بسازی. اگر از جوان گفت، باید برای جوان کاری کنی. اگر از جامعه‌سازی گفت، باید یک گوشه از جامعه حلقه میانی بسازی. وگرنه ممکن است سال‌ها «آقا» بگویی و حتی یک‌بار هم در مسیر خواسته‌ی او قدم برنداری. خطرناک‌تر از مخالفِ ولایت، کسی است که نام ولایت را دارد اما سبک زندگی‌اش با منطق ولایت بیگانه است. مبعوثِ طاغوت کسی نیست که حتماً در برابر خدا بایستد؛ گاهی کسی است که آن‌قدر به راحتی، تنبلی، عادت و بی‌مسئولیتی خو کرده که فرمان حق را می‌شنود، اما از جا بلند نمی‌شود. برای امام سینه می‌زنیم؛ کاش گاهی هم برای آرمانش عرق می‌ریختیم. و سلام بر امتِ مبعوث. #روایت_بعثت به وقت امام / ۹:۴۰ دقیقه چهار‌شنبه ۱۸ شهریورماه ۱۴۰۵ مهدی حاجی 🇮🇷 پژوهشگر و تحلیلگر رسانه @mahdihaji_ir
20006Loading...